عکس سعید طوسی در حمام (18+)

ایشان ابتدا پس از عرض صدق الله العلی العظیم فرمودند من صد نفر رو با خودم به چاه مستراح پایین میکشم و پس از آن سکوت کرده و گفتند: من تابحال به احترام امام زمان سکوت میکردم ولی حالا که دیدم خود این حضرت هم سکوت کردند باز هم سکوت کرده و همان صد نفر را با سیفون پایین میکشم

در این عکس طوسی توی دلش میگه: خدا قسمت کنه یه شکم داغ به کمر خود آغا بجسبونم

در این عکس طوسی توی دلش میگه: خدا قسمت کنه یه شکم داغ به کمر خود آغا بجسبونم

 

دسته‌ها: طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

هی گو که حسین کفن ندارد… طبل و دُهُل خفن ندارد!!!

آقا یَک دیوونه خونه ای شده این تلگرام:

یارو کانال هفتصد هزار عضوی، سیصد و 55 روز داره عکس کُس و کون انتشار میده، توی این ده روز چسناله های محمود کریمی و علیمی میذاره…این میشه نون به نرخ روز!!!

بعد همین قوم میگن به نذری دادن ما احترام بذارید ما برای خودمون اعتقاداتی داریم ما که به شما کاری نداریم

اتفاقا کار دارید… خیلیم کار دارید… صدای عربده کشی دسته جاتتون ده شبه خواب و استراحت رو از ما گرفته… ما که سالمیم… وای به حال مریضاش!!!

***

بریم سر بحث اصلی:

آقا فرض رو میگیریم بر اینکه من امروز به این عقیده رسیدم که دین اسلام اکمل ادیانه… بهترین دین آسمانی و جهانی و کهکشانیه … تو بین فِرَقش هم شیعه از همه ش عالیتره … درستتره… دوازده امامی فول آپشنه… همه نیازهای دنیوی و اخروی رو ساپورت میکنه…

اومدیم و این دین رو انجام دادیم… نماز خوندیم… روزه گرفتیم.. حج رفتیم…جهاد اکبر کردیم… خمس دادیم …زکات دادیم… نذری دادیم… پای دیگ امام حسین زوزه کشیدیم…ببخشید گریه کردیم… همه ی این کار ها رو کردیم… بعد ِ یه عمر ِ با عزت مُردیم.

رسیدیم اون دنیا… دیدیم عههههه!!!!

این خدا ، اون خدایی نیست که فکرشو میکردیم!!!

الانم میگه باید بری جهنم……..


به این مکالمه بین خدا و بنده توجه کنید: ( -بنده  ,  +خدا )

– خدایا… من این همه نماز خوندم … روزه گرفتم… این چه وضعشه؟؟؟

+ گـــُه خوردی… میخواستی نخونی … مگه من گفتم بخونی؟

– باشه حالا… عیب نداره … خوندم که خوندم…حالا چرا باید برم جهنم؟؟؟

+ چون دین اشتباهی رو انجام دادی

– یعنی چی؟ کجاش اشتباهه؟؟؟ همه ی مردم همین کارو میکردند… پدر و مادرم هم همینطور… پدر و مادر اونها هم همینطور… همسایه هامون هم همینطور… فامیلامون هم همینطور… تو مدرسه به ما گفتند این دین درسته… توی هیئت گفتند این مذهب عالیه… اون آخونده بالای منبر میگفت حسین مظلوم کشته شده… بخدا من بهترین دین رو انتخاب کردم!!!

+ وقتی میگم گـــُه خوردی بگو مرسی اَه … چون این بهترین دین نبود… بهترین آیین بودیسم بود… تو بجای نماز روزه باید یوگا میکردی

– خُب من از کجا میدونستم خدا؟ تورو خدا همین دینو قبول کن بذار من برم بهشت… من اگه حوری نکنم میمیرم… خواهش میکنم ازت… بخدا من خیلی دوست دارم خدا

+ چی؟؟؟ از کجا میدونستی؟؟؟ این همه نشانه برات گذاشتیم… میلیون ها بودایی روی کره ی زمینه

– بودایییی؟؟؟؟ آخه بودایی من از کجا میاوردم؟؟؟ یه هیئت توی کوچه مون بود من همونجا میرفتم… خواهش میکنم منو ببخش

+ هیئت؟؟؟ تنه ی لَشِتو تکون میدادی میرفتی هند تحقیق میکردی.. همه ش لقمه آماده میخوای بذارن دهنت؟؟؟

– نه خدا … لقمه آماده نمیخوام … ولی خب یه نشونه ای … چیزی… من از کجا باید میفهمیدم؟

+ نشونه؟؟؟ نشونه میخوای؟

– آره یه نشونه کوچیک…

+ خب گوشیت چی بود تو دنیا؟

– گوشیم؟؟؟ گوشیم یه آیفون سِوِن داشتم … چه ربطی داره؟

+ ربط داره دیگه… تو باید میفهمیدی که استیو جابز بودایی بوده پس بودیسم بهترین دینه!!!

– :|


و اینگونه قابل پیش بینیه که هر دینی اینگونه به چالش کشیده بشه

دسته‌ها: مطالب آموزشی, پله پله تا ملاقات نا خدا | بیان دیدگاه

یوزارسیف ِ ابن ِسیرین!!!

خواب دیدن چیست؟
شمایی که به دنبال تعبیر خوابت میگردی…
شمایی که فکر میکنی خوابت یه پیامی در بر داره….
یه خبر از آینده…. یا یه ندا از عالم مردگان… ؟؟؟
چطور با پیدا کردن معنی خوابت میخوای بفهمی خدا چه پیامی برات داره؟
مخصوصا اگه تعبیر خوابت توی هیچ کتابی نباشه…
اونوقت فکر نمیکنی چرا خدا داره برات ادا درمیاره؟ چرا درست منظورش رو نمیرسونه؟
بهتر نبود پیامش رو واضحتر بگه؟
براستی اگر تعبیر خوابت رو پیدا نکنی، یعنی خدا نتونسته پیغامش رو به تو برشونه؟ و مثلا تو رو از یک اتفاق در آینده باخبر کنه؟

پس این چه خدای ناتوانیه که نه میتونه خبرش رو منتقل کنه… نه تعبیرش رو به تو برسونه؟ پس تو بنده ی ناتوان ِ کدام خدای ناتوانی؟ چه کاری از دستت بر میاد؟

کلیک کنید: چرا خواب می بینیم؟

دسته‌ها: مطالب آموزشی, پله پله تا ملاقات نا خدا | بیان دیدگاه

یالثارات الحسین

سرچ کنید معنی تیتر را که میگوید :

خود ِخداوند خونخواه و انتقام گیرنده ی خون حسین است.

***

خب… حسین را که آفرید؟    …          خدا ….

قاتل حسین را که آفرید؟    …          خدا ….

پس اینکه میگویند خود ِخداوند خونخواه و انتقام گیرنده ی خون حسین است… داستان چیست؟

واقعا گوینده اُسکُل بوده یا ما را اُسکُل فرض کرده؟ یا خدا اُسکُل است؟

یا همه ی موارد؟

(چقدر پوچ و حقیر است دین و مذهبی که آدم بتواند آن را زیر سوال ببرد. در اینجا خدا انتقام گیرنده ی خون حسین است… حسینی که خود او را آفرید….قاتلانش را هم خود او آفرید تا از آنها انتقام قتل آفریده ی دیگرش را بگیرد)

آیا باز هم به افکار خود نمی خندید؟

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا | ۱ دیدگاه

من نبودم دستم بود… دکمه سر آستینم بود…

مردم چرا دین آبا و اجدادیشان را پیروی میکنند؟

برای اینکه اگر خدا پرسید: چرا این راه اشتباه را رفتی؟

بگویند: بخدا این گناه ِ گذشتگان ماست… ما بی تقصیریم… ما فقط راه آنها را رفتیم…

و اینگونه هر خریتی نسل به نسل ادامه که میابد… هیچ!!! پرو بال هم میگیرد… آخ!!!

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا | بیان دیدگاه

مثل چمران روزه داری…

والاّ اسمشه که ملت روزه دارند و ما روزه خوار….

عذابی که ما کشیدیم فقرا نکشیدند …

یک روز و نیم بود هیچی نخورده بودم…هر جا میری یه سرِ خر پیدا میشه… در عوض ملت روزه دار در دو «جنگ منظم» افطار و سحر و هفت «جنگ پارتیزانی» مابین این دو تا ، سطل آشغالی شون رو پر میکنند که به حس رضایت الهی و شخصی نایل بشوند!!!

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | برچسب‌ها: | بیان دیدگاه

ضیافتولاّ

به این مکالمه توجه فرمائید:

+ فردا پریودم تموم میشه و دوباره میتونم روزه بگیرم :)

– خوش به حال خودم که از هر دو جهان آزادم :))

+ تو خودت، خودت رو از همه چیز آزاد کردی :|

– اینم خود تو بودی که خودتو اسیر این چیزا کردی =))

***

حالا بیخیال… جالبتر اینکه……. تو این ماه مبارک، روزه دار و روزه خوار وقتی به هم میرسند هر دو میگن «قبول باشه» :))))

 

 

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 2 دیدگاه

کِی غلط کرده و مغضوب خداوند شدم؟

طرف ِصحبت من با خداباورهائیه که از زیر سوال بردن خدا و قرآن و پیغمبر میترسند…

مگه نمیگید خدا «شما» رو آفریده؟

مگه نمیگید خدا به شما «عقل» داده؟

مگه «ذهنِ پرسشگر» رو همون خدا به شما نداده؟

خب از همون ذهنِ پرسشگر استفاده کنید و وجود ِ خودِ خدا رو زیر سوال ببرید…

چه اشکالی داره؟… مگه نه اینکه این ابزار ِ پرسشگری رو خودِ خدا بهتون داده؟ پس ازش استفاده کنید و نذارید آکبند بمونه….

مطمئن باشید اگر خدا وجود هم داشته باشه، شما رو به خاطر ِ استفاده از ابزاری که خودش در اختیارتون گذاشته ، محاکمه تون نخواهد کرد.

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا | 2 دیدگاه

دیرین دی دی دین…. دیدین دی دین؟

بعضی ها برای خوب بودن ، واقعاً به «دین» نیاز دارند؛

یعنی اینکه خوب بودن بدون بهشت و جهنم براشون بی معنیست… یا به نوعی احساس ضرر و زیان میکنند و فکر میکنند که در صورت وجود نداشتن ِ آخرت و اینکه دنبال فحشا و فساد و دزدی نرفتند، چیزی رو از دست دادند… یا دستکم از اینکه این همه به خودشون سخت گرفتند هراسان میشوند… و اینگونه دست به دامان «دین» شده و هر گونه نقص و کم و کاستی و سوراخ و سنبه و باگی که در «دین» می بینند، سخاوتمندانه نادیده میگیرند.

دی: دیروز، گذشته

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا | 2 دیدگاه

لطف عربستان در حق ایران!!!

میگم کاش حکومت عربستان مَرد باشه…بزنه روابط با ایران رو قطع کنه…

یعنی دیگه حاجی ماجی نره مکه…

بزرگترین سود این اتفاق چیه؟

اینکه کلی از خروج سالانه ی ارز جلوگیری میشه… این خودش بزرگترین لطف عربستان در حق ملت ایرانه

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | بیان دیدگاه

مردم چند دسته اند؟

مردم بطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند: دسته ی اول که خود شامل دو گروه است و دسته ی دوم که آن نیز شامل دو گروه میشود، هر کدام از این گروه ها به دو زیرگروه تقسیم میشوند، زیرگروه هاییکه هر کدام به دو شاخه تقسیم میگردند به نحوی که هر کدام از آن شاخه ها به دو زیر شاخه منشعب میگردند….. و این روند آنقدر ادامه پیدا میکند که در نهایت میتوان گفت: هر انسان در انتهای این نمودار یک شخص منحصربفرد است.

انسان ها شاید «شبیه هم» باشند ، ولی «دقیقا مثل هم» نیستند.

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

نه گلایه ست…نه یه ناله!!!..و نه یک فرض محاله!!!

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم…

من برای دل خود باز به دنبال تو گشتم…

با همه حسرت و غم شعر برای تو نوشتم…

تا نگویی که به دنبال تو من بازنگشتم.

***

مصرع اول برگرفته از شاهکار فریدون مشیری می باشد. (کلیپ تصویری)

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

چیزی جز زیبایی نمی بینم :)

بهش گفتم : ناهار چی خوردی؟

گفت: فحش نده!

.

.

.

.

.

.

.

.

پدربزرگم 85 سالشه… آلزایمر داره… گوشش هم ضعیف شده

نوکر امام حسین و اهل بیتش بوده…

صورتش رو بوسیدم

و پیشونی ش رو…

خواستم دستش رو ببوسم…

دستشو عقب کشید…

ولی من بوسیدمش :)

من  «خود خدایی» هستم :)

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

فِیس فقط فِیس علی….رهبر فقط فیسبوکعلی :))

الانم که مجله فوربس لیست قدرتمند ترین شخصیت های جهان رو منتشر کرده…اینجاش قشنگه:

15.

16.

17.

18. سید علی خامنه ای

19. مارک زاکربرگ

20.

21.

این نشون میده که فردا به بعد باید از فیسبوک به سایت آقا کوچ کنیم :)))

دسته‌ها: واقعیت, طنز | بیان دیدگاه

یا حضرت ممد نوبری!!! :O

آخه اینکارا چیه با خودتون میکنید؟ چرا سوژه دست ملت میدید؟ بعد میگید به چیزای ما احترام بذارید… خب خودتون این چیزا رو منتشر میکنید… الانم رفتی کله ی آسمون از «بین الحرمین» عکس میگیری که چی؟… جز اینکه  dirty mind منو فعال کردی، چیزی عایدم نشد :))))

میبینی آب داره از نوکش میپاشه؟ :|

میبینی آب داره از نوکش میپاشه؟ :|

دسته‌ها: واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

تصویری از «شام غریبان»

یعنی این غریبان منو برا شام میخوان؟ :((( بخدا من گوشتم تلخه… قیمه تون هم خراب میشه ها :(((

دسته‌ها: طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

السلام علیک یا میتی کومان و علی الارواح الّتی به فنائت رفتند

روایت هست که ژاپنی ها در ایام خاصی از سال، برای شهادت «میتی کومان» عزاداری میکنند، از رشادت های «کایکو»نوحه میخوانند، از جنگاوری های «تسوکه» تعزیه میسازند و در مظلومیت «زُمبه» به سرشان پی پی سگ می مالند :)))

اِنّ الکومان مِصباح الهُدی و الکشتیُ النّجات

اِنّ الکومان مِصباح الهُدی و الکشتیُ النّجات

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

یه تچکر ویجه!!!

من از پدر و مادرم متشکرم که اجازه دادند زندگی کنم :)

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | 7 دیدگاه

ای دشمن زباله… نکشتنت محاله!!!

میگم دیدین چی شد؟ لبنانو میگم… جمع شدن زباله ها تو خیابون ها و شورش و اعتراض مردمی و اینا…

من حتم دارم همین الان سپاه داره تو بیابون ها «مانور آشغال جمع کنی» برگزار میکنه، که اگه یه وقت موقعیت مشابه پیش اومد… بصورت ضربتی!!! وارد عمل بشن…

الان یه تعداد از زباله های فریب خورده رو هم بصورت رندوم بردند دارن اعتراف میگیرن ازشون :)))

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

تصور کن… جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش هست

میگم چیزه … یعنی اینکه تلویزیون «مهدی هاشمی» رو نشون داد… ولی «مهدی هاشمی توی زندان اوین» رو نشون نداد…

خب من الان از کجا بدونم مهدی هاشمی مثلا توی جکوزی خونه ش نیس؟ هان؟؟

اگه راس میگید یه عکس ازش تو زندان نشون بدید که من باورم بشه… هومم؟؟؟

نه…نچ…نه نه …نمیشه … یهو فتوشاپ اینا باشه چی؟

اصلا بیاید یه دوربین لایو بذارید تو سلولش … بعد از یه کانال تلویزیونی مثلا کانال شیش ، دائماً پخشش کنید…هان؟

اَی بابا… اگه یهو داشتم ناهار میخوردم ، یهو زدم کانال شیش…دیدم «مهدی هاشمی داره با محتویات دماغش گلوله درست میکنه» چی؟؟؟ اونجوری بالا میارم که :/

نـــــه…اینم خوب نیس…

آهاااان…. اصلا بازدید عمومی بذارید مردم برن بلیط بگیرن برن اوین… ببیننش… براشون درس عبرت بشه…هوممم؟؟؟

چی بگم والا…منکه سر در نمیارم…

اصلا از زندان رفتن کسی ، حتی دشمنم هم خوشحال نمیشما…ولی نمیدونم چرا وقتی میگن یکی مثل مهدی هاشمی رفته زندان… باورم نمیشه :|

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

به خود آی … نه به «خدای»

  1. میگن خدا انقدر بخشنده ست که « رحمتش بر غضبش سبقت میگیره» یعنی ممکنه شمر و یزید و هیتلر و صدام و خامنه ای و امام علی و من ِ عاصی رو هم ببخشه … و به بهشت راهی کنه …
  2. یکی دیگه میگه: « اگه خدایی وجود داشته باشه، برای بخشایش باید به پام بیفته تا ببخشمش…»
  3. اون یکی میگه: « اگه خدایی وجود داشته باشه… من باهاش قهر میکنم…»
  4. نفر بعدی هم میگه: « اگه خدایی وجود داشته باشه… با دستای خودم خفه ش میکنم …»

این مهمه: « اگه خدایی وجود داشت … که رحمتش بر غضبش سبقت گرفت… یا به پام افتاد و طلب آمرزش کرد… با اون قهر نکنم… یا خفه ش نکنم … بلکه اونو راحت ببخشم»

میدونم کار سختیه… ولی اگه این موقعیت پیش اومد… امیدوارم بتونم راحت ببخشمش :)
حتی اگه منو به آتش دوزخ انداخت… بازم بتونم ببخشمش!

دسته‌ها: نظر شخصی, پله پله تا ملاقات نا خدا | بیان دیدگاه

آقا! بیا… بیا… یه جوک جدید برات بخونم!

قبلا مثلا اینجوری بود که جوک ها به اینصورت تقسیم میشد… مثلا: جوک لُری… جوک ترکی… قزوینی… اصفهانی… آبادانی… جنسی… مودبانه… خفن … یا الی آخر…

الان بدبختی اینه که تازگی به دو تا نوجون تجاوز شده… بیشترین جوکی که تو این چند روزه شنیده م، «جوک مکّه ای» بوده!!! فک کن!!

***

داشتم فک میکردم اون دو تا نوجون حتی اگه مدرسه هاشونو عوض کنند، محل زندگی شونو عوض کنند، نام و نام خانوادگی شونو عوض کنند، قیافه شونم عوض کنند که کسی نشناسدشون، خاطرشون رو نمیتونند عوض کنند!

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | ۱ دیدگاه

کمک که حد بگذرد… نادان خیال وظیفه کند!!!

در زمینه ی کاری، گاهی انقدر به همکارام کمک کردم… کمک کردم… کمک کردم … هی کمک کردم … تا این «کمک» تبدیل شده به «وظیفه»!!!

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | ۱ دیدگاه

کار

گاهی وقتا فکر میکنی کاری که میکنی درسته … ولی بعدا میفهمی غلط بوده …

گاهی وقتا فکر میکنی کاری که میکنی غلطه … ولی بعدا میفهمی درست بوده …

گاهی وقتا فکر میکنی نباید هیچ کاری بکنی … ولی بعدا میفهمی باید یه کاری میکردی …

گاهی وقتا فکر میکنی همه کارای لازم رو کردی … ولی بعدا میفهمی هیچ کاری نکردی …

مهم اینه که بتونی به موقع تغییرش بدی …

دسته‌ها: نظر شخصی | ۱ دیدگاه

وقتی کسیکه چسیده، خودی بوده …

وقتی کسیکه چسیده، خودی بوده … همه باید ماسک بزنند که تابلو نشه …

آخه ریش یارو هم تو ماسک جا نمیشه :))

آخه ریش یارو هم تو ماسک جا نمیشه :))
 باید با تنبون خونگیش بدند براش ماسک بسازند… البته اون بیشتر بوی چس میده!!!

دسته‌ها: واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | ۱ دیدگاه

دهنتو … گاهی دم ِ در دیدم

یعنی نمونه داشتیم یارو اومده گفته: «من ملت تعیین میکنم، من تو دهن این ملت میزنم، من ملت تعیین میکنم، من به پشتیبانی این دولت ملت تعیین میکنم …»

بعد به وقوع پیوسته …

الان شما بیا دهنای ما رو نگاه کن … هم توش زده شده … هم ما تعیین شدیم …

اگه بخوای گزارش پزشک قانونی از دهان و مقعدمونم برات میاریم

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, طنز | 3 دیدگاه

چه اشکالی دارد روزی یک وعده برینیم؟

حضرت بقچة الاسلام احمق جنتی علیه الموت فرمودند خب: چه اشکالی دارد روزی یک وعده غذا بخوریم؟؟؟ هان؟؟

باید به اقتصاد مقاربتی کمک کرد …

حتی راه های بهتری هم برای ایشون هست… من میگم همون یک وعده رو هم که خوردی … سعی کن کمتر برینی … مثلا روزی نیم وعده!!!

یا حتی هر دو روز ربع وعده …

چه اشکالی داره خب؟؟؟

اصلاً شما احمد جیجیلی!!! بیا مقعدتو بده بدوزند… کلاً یه وعده بخور … بذار همون ذخیره بشه… هوم؟؟؟

یا مثلاً از کونت بذار دهنت … اونجوری دیگه خودکفا میشیا… هان؟؟؟

بده مثلا لوله کشی کنند از ماتحتت به دهان «گُه هر بار»ت!!!

دسته‌ها: واقعیت, طنز | بیان دیدگاه

همه چی از یاد آدم میره … جز یادش … که همیشه میگادش

بین گذشته و آینده … هی تنم میلرزه …

اما زمان ِ «حال» داره با من میکنه «حال» …

گائید منو …

سعی کردم از این رنج، لذت ببرم …

ولی نشد …

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

عجب ای دل اُسکُل!!! … تو هم حوصله داری!!!

یکی از دوستام هست … برای اینکه اطرافیانشو بخندونه … هی میگه: من خرم!!! … عر عر !!! من الاغم!!! … عر عر !!!

یه بار اومدم دانشمند بازی دربیارم … بهش گفتم: برای اینکه توی دل دیگران جا بشی … خودتو کوچیک نکن! برو پیش کسایی که دلشون بزرگه!!!

برگشت گفت: خب من چیکار کنم که دل همه کوچیکه؟؟؟

یعنی رید به هیکلم :|

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | بیان دیدگاه

حقیقت خایه مالانه!!!

اینم شعار بانک ملت که اومده بیضه مالی کنه بگه: قیمت وطن بینهایته!!!

ولی برداشتی که من از این عکس میکنم اینه:

وطن، هیچ ارزشی نداره ... باید آدم باشم

وطن، صفر تومن هم نمی ارزه … من، باید آدم بشم و باشم

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

کال آو دِه وظیفه!!!

نمونه داشتیم که یارو از بازی کال آو دیوتی خودش با موبایل فیلم گرفته … بعد روش هی «الله اکبر … الله اکبر» گفته … بعد گذاشته روی یوتیوب که اسلام رو خراب کنه …

شما این بازی غربی ها رو جدی نگیرید!!!

همه ش کار اسرائیله!!!

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: | بیان دیدگاه

لعنت به چشمم که بی موقع باز بود … و دهانم که ناوقت واز شد …

انشالا به امید ابرفرز امیدوارم که در دوره ی بعدی ِ تکامل … انسان ها کور باشند و لال و کر … ایشالا ماشالا!!!

چون من هر چی کشیدم …

از حواس چندگانه ام بود :(

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

پیام تانک ذوالنقار!!!

این تانک ِبومی شده ی بهینه برای اینه، که از سرهم بندی تانک‌های آمریکایی ام۴۸ پاتون و ام۶۰ پاتون و تانک روسی تی-۷۲ به اضافه ی شتر امام نقی، اسب امام علی، و خر ِ امام خامنه ای تهیه و بازبازی شده است.

کارگردان خبر نیمرویی که گویی با دسته ی کورها مواجه است، با تصویر فوق اعلام داشت که ما حتی از استفاده ی مجری خود به عنوان گلوله برای پرتاب به سمت دوژمنان ابایی نداریم

کارگردان خبر نیمرویی که گویی با دسته ی کورها مواجه است، با تصویر فوق اعلام داشت که ما حتی از مجری خود نیز به عنوان گلوله برای پرتاب به سمت دوجمنان استفاده خواهیم جست

همچنین امام جمعه ی فسیل تهران تاکید کرد که: پیام ما از این رزمایش برای دوستان «بای بای» و برای دشمنان «وای وای» است :))

دسته‌ها: واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: | ۱ دیدگاه

من از هیچی نمیترسم … ولی از همه چیز میترسم

یادمه یازده سالم بود که رفتم مکه …

روحانی ِ کاروانمون گفته بود وقتی رسیدید زیر ناودون طلا هر آرزوئی بکنید ممکن میشه

منم وقتی رسیدم اونجا …

از خدا خواستم بتونم به سی و سه زبون زنده ی دنیا مسلط بشم و باطن آدما رو بتونم ببینم :|

نمیدونم به چه کارم میومد؟؟؟!!!

منکه اون موقع عرق نمیخوردم … نمیدونم چرا اینقدر توهمم سنگین بود؟ :)))

اعداد فراماسونی هم توی این پست هست

بزن به هر حسابی که دل میخواد ;)

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 12 دیدگاه

کیم جون شاه ِ اونجار

یعنی خاک تو سر کُره ای ها اگر بعد از کیم جون شاه ِ اونجار مثلا کیما شاه ِ اونلَوی (کیماخان ِمیر پنج) نداشته باشند.

واقعا اگه نداشته باشند خیلی خرند ... اوووووه تازه چقدر طول میکشه تا پسرش محمد کیما اونلوی بیاد ... بعد مثلاً امام کونمینی بگه من تو دهن این دلوت میزنم ... بعد تازه حسن کوهانی مثلا بخواد بیاد فکر کنم برابر با ظهور امام میتی کومان اونا میشه ... پس خیلی از ما عقب ترند :)))

واقعا اگه نداشته باشند خیلی خرند … اوووووه تازه اگه داشته باشند چقدر طول میکشه تا پسرش محمد کیما اونلوی بیاد … بعد مثلاً امام کونمینی بگه من تو دهن این دولت میزنم … بعد تازه هی بگذره هی بگذره هی بگذره بعد از سه دهه حسن کوهانی مثلا بخواد بیاد فکر کنم برابر با ظهور امام میتی کومان اونا میشه … پس خیلی از ما عقب ترند :)))

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

فول آو اعتماد

پر از کانفدنس به نفس بودند

میس ورد میدیدم

ولی خب میدیدم که خیلی هاشون رو قبلا دیده م

تو خیابون

توی تلویزیون … حتی سریال های خودمون!!!

توی جاده

سر مزرعه

سر بزنگاه

چقدر شبیه همند

ولی نداشتن زیبایی به داشتن جوش پیشونی نیست

زیبایی به هماهنگی مغز هاست

که اون هم با توجه به منحصر بفرد بودن سر انگشتان

لایمکنه ;)

شاید!

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

شکم ِ گنده اعتبار بازاره؟؟؟

آقا شکم گندگی بر دو دسته ست:

بیر: شکم  ِعرقخوری

ایکی: شکم  ِلاشخوری

حالا بریم ببینیم معتبر بازار ما عرقخور بوده یا لاشخور؟؟؟

مخصوصاً سرشکمدار سرشکملشگر فیروز آبادی :))

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

من به حماقتم ایمان دارم ولی بازم سوال دارم

اینکه همیشه فکر کنم راهی که دارم میرم درسته ، غلطه.

یعنی هیچ وقت نمیتونم بگم که یک چیز ِغلط ، صددرصد درست نیست.

حتی همین جملاتی که گفتم!

چون شاید همه چیز درست باشه و فکر من غلط !

بگذریم از این جفنگیات …

آقا ما دیشب طی یک عملیات فضانوردی دو سه پیک رفتیم بالا … دود و کام و خودارضایی هم بغل دستمون…

نئشه افتادیم رو تخت یاد مستند ما وفرازمینی ها افتادیم

مستندیه که میخواد شواهدی رو بیاره که بگه موجوداتی فرازمینی(بخوانید فضایی) هستند که بسیار بسیار بسیار از ما پیشرفته ترند، و ما رو به عنوان موجوداتی هوشمند آفریده اند و به ما هم اکنون اشراف دارند

از جمله، نویسنده ی کتاب ارابه خدایان هم که توی این برنامه تشریحاتی میکنه

ولی حالا:

اینکه یعنی خدا ما رو نیافریده و فرازمینی ها ما رو ساخته ند ، باز یه سوال برام پیش میاد که خودِ این فرازمینی ها رو کی آفریده؟

هوممم؟

فرا فرا زمینی ها؟؟؟

قصدم اثبات وجود خدا نیست … قصدم رد نظریات فرازمینی باوران هم نیست

فقط این دور تسلسل و باطل علت و معلولیت دیوونم میکنه

دسته‌ها: نظر شخصی, پله پله تا ملاقات نا خدا | 6 دیدگاه

بربری! بربری! تو بهتر از بیسکوئیت مادری!!!

میگم چه کاریه نون رو گرون میکنید؟ هان؟؟؟

اینجوری که مردم نمیمیرند

بیاید سم بپاشید رو مردم …

والاع !!!

با هواپیمای سسنا سم بپاشید رو مردم …

یا مثلا بمب شیمیایی بزنید تو مملکت …

من مطمئنم اگه همین فیروزآبادی چُس بده، همه مردم خفه میشن…

یا دیگه چی بگم؟

مثلا تونل وحشت بسازید، توش عکس لبخند خامنه ای بذارید … همه سنکوب میکنند ….

والا به فرقون !!!

با گرون کردن بربری که کسی نمیمیره!!!

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

بپا نفتی نشی!!!

میگم خوبه این عربستان به عاشورا و قیمه دادن و قابلمه ی عدس پلو اعتقادی نداره …

وگرنه ممکن بود تو منطقه ایستگاه صلواتی راه بندازه … نفت ِنذری پخش کنه!!!

دسته‌ها: واقعیت, طنز | بیان دیدگاه

غذاوط

اگه دیگران رو قضاوت نکنم

دیگران فکر میکنند که من احمقم!

وای!!!

ای واااای !!!

وای بر من …

که همین الان دیگران رو قضاوت کردم

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

وای اگر خامنه ای حکم اسیدم دهد/ پی اچ دنیا نتواند که جوابم دهد

تَه دار احمدی مقدم میفرمایند «در شش ماهه امسال 380 مورد اسیدپاشی داشتیم»

یعنی اسید پاشی همیشه بوده … هست و خواهد بود اصلاً چیز عجیبی نیست که… حالا شما هی کــِـــشــــ میدید!!!

راست میگه اصلاً ؛ به جان خودم میزان اسید پاشی میلیاردها برابر بیشتر از اینیه که این یارو میگه

ترشی … آره ترشی رو میگم ، سالاد شیرازی ، ماست ، آبلیمو !!! آره آبلیمو … تا حالا شده به شوخی تو چشم همکلاسیت پرتقال فرو کنی؟ اینا همه از مصادیق اسیدپاشیه!!!

چرا راه دور بریم؟ تا حالا استکان چایی ریخته رو پاهات … شومبول مومبولت بسوزه؟ مثل حسینی برنامه اخلاق در خانواده؟؟؟ چایی هم اسیدیه دیگه … یعنی خودت به شومبول خودت با انگیزه ی کینه ورزی و غیر ِ امر به معروفی اسیدپاشیدی!!!

اصلاً من خودم شخصاً بچه که بودم مدام به خودم اسید میپاشیدم … دستکم روزی هفت هشت بار … باور کن!!! چیکار کنم خب؟ جیش خالی هم اسید اوریک داره دیگه!!!

دیدید حالا آمار اسیدپاشی چقد بالاتر از این حرفاست!!!

دسته‌ها: واقعیت, طنز | بیان دیدگاه

من زامبی شده ام

یعنی حاضرم من یک نفری، پنج تا شیرکاکائو بخورم، ولی یکی دیگه هیچی نخوره!

یا سه تا کاسه آش بریزم تو خندق بلا، ولی سه نفر دیگه هیچی نداشته باشند!

چهارتا عدس پلو ببرم خونه … ولی کارتن خواب ها با اسید معده بخوابند

مثل زامبی ها به هر دری که غذا میدن حمله میکنم … چنگ میزنم … گاز میگیرم … هُل میدم … خودمو جر میدم!!!

***

همه را هُل میدم

خودمو جر میدم

من غذا میخواهم

بیشتر میخواهم

من گرسنه نیستم

بلکه زامبی شده ام

***

خودمو گفتم که به کسی برنخوره

دسته‌ها: واقعیت | 2 دیدگاه

بی نهائی … بی بهائی … رفتم توی لایُمکِن

من و تو … تو  و ُ من!!!

تو!!!

مَن!!!

تومَن؟؟؟

شد واحد پول ِ تو و ُ من!!!

حالا به چند می ارزیم؟؟؟

من با خودم بودم

همون منی که باهاش حرف میزدم

از بچگی میترسیدم که بگم من توی ذهنم با خودم حرف میزنم.

ولی با خودم گفتم که بگم به خودم: «من با خودم حرف میزنم!!!»

دسته‌ها: Uncategorized | ۱ دیدگاه

فَإِنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ

حضرت علیه ِ تُف در نهج الملاقه میفرماید: فَإِنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ (همانا زن گل است)

ولی حضرت یادش رفت بگوید: فَإِنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ الجباریةَ (همانا زن ریحانه جباری بود)

گلی که جَبّارانه چیده شد

راحت شدی

من را هم فراخوان

دسته‌ها: واقعیت | 8 دیدگاه

تقریب مذاهب اسلامی در فستیوال قیمه پلو

یعنی یه عده از جوانان جان بر کف هستند که 365 روز سال نماز نمیخونند ولی 30 روز از سال رو روزه میگیرند؛

در حالیکه 335 روز از سال عرق میخورند ولی محرم که شد بجاش قیمه میخورند؛

بعد از اونور بهش میگی چرا توی محرم عرق نمیخوری، میگه: «بابا من دیگه نامسلمون که نیستم! ارمنی ها هم تو این ماه عرق نمیخورند!!! من بخورم؟؟؟»

با حالت جُنُب هم میرند هیئت!!! میگم چرا غسل نکردی؟ میگه حسینیه رفتن اشکال نداره … مسجد نباید رفت!!!

آخر سر هم میان اینجا به من میگن: «به عقاید دیگران احترام بذار!!!»

آخه شاسکول!! تو خودت داری خودتو مسخره میکنی … نه من!!!

البته این هم یکی از زیر شاخه های مذهب شیعه ی جعفریست. (روشنگری: لکن باید بگم که خود ِ جعفری نوعی سبزیست! نه یک زیر شاخه ی مذهب شیعه)

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 3 دیدگاه

شاید گربه هم دلش میخواست جای من باشه

همینجوری نشسته بودم به یه گربه غذا میدادم ، یه دودوتا چارتا کردم دیدم چقدر از من خوشبخت تره!!!

با خودمم مقایسه کردم که به کسی برنخوره :

ای گربه، ترا چه شد که ناگاه / گشتی اَمَلم به حسرت و آه

ای گربه، ترا چه شد که ناگاه / گشتی اَمَلم به حسرت و آه

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | 11 دیدگاه

خدایا!خدایا! تا رسیدن داعش! از احمدی مقدم! محافظت بفرما!

ببین اصلاً مُردن کسی برام خنده دار نیستا … کارهای «پت و مت وار» ِ این نیروهای انتظامی و امدادی برام مضحکه!!!

یه عده رو توی سراوان به دام انداختند و کشتند … بعد یه عده دیگه میخواستند برند اوضاع رو بررسی کنند ببینند چی شده که اون قبلیا کشته شدند، بعد خودشون سقوط کردند کشته شدند … بعد یه عده دیگه با آمبولانس رفتند ببینند که کسی زنده مونده یا نه؟ بعد خودشون واژگون شدند و کشته و زخمی داده ند … حالا من نگران ِگروه بعدی هستم که میخواد بره آخرین سانحه رو بررسی کنه… اینجوری پیش بره کم کم همه مون محو میشیم … والا!!!

ضمن اینکه سردار احمقی مقدم تاکید کرده که: جنازه ها همه سالم هستند!!!

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

آخر الزمان در بازیهای آسیابی

از علائم آخر الزمان همانا آنست که صدا و سیمای عزت الله ِ زَقــّومی، سالن والیبال را با تِی کِش های زن ِ لخت و پَتی و مُشوق های شهوت بر انگیز ِ مستقر در جایگاه ها، جهت تاکید ِ حمایت ِ راهبری بر اعتدال ِ دولت ِ حسنک وزیر نشان داده و موجب گسترش ِ ملزومات ظهور حجت حق گردیده، که بدینوسیله آن جناب را از خواب غفلت در عمق چاه های تاریک ِ تاریخ بیدار نموده تا به همراه مهدوی کنی و مسیح ِ موعود و حسین رضازاده به عرصه ی یا ابالفضل ِ مسابقات برگشته و پس از تقدیم مدال خود به رهبری، «قامت قیامت» را به پا کنند.

هم اکنون من و علامه شجونی بر سر سایز قلمبگی باسن دختران تِی کش اختلاف نظر ِ داغون و مباحثه ی نالونی داریم، بنده شما را همچنان از آخرین اخبار و نتایج این پیکار ِ «پروستات گیر» با خبر خواهم کرد:)

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

خواهرم!!! من برادرتم!!!

آقا من میخوام یه راه حل خوب برای مشکلات اداری بهتون عرضه کنم …

اونم اینه که اگه یه وقتی… توی یه اداره ای … بیمارستانی … شهرداری ای … سازمانی … چیزی…  کارتون گیر کرد، همیشه یادتون باشه که مشکل  ِ یک مرد رو یک کارمند ِ زن بهتر حل میکنه و مشکل ِ یک زن رو یک کارمند ِ مرد بهتر حل میکنه …

نمیدونم داستان از چه قراره … ولی خوب جواب میده!!!

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

خسبیدن

بیدار شدن هیچ وقت خوشایند نیست …

چه روز اول مهر باشد …

و چه برخاستن از خوابی عمیق پس از یک مستی سنگین …

یا چرت کوچکی در یک بعد از ظهر تابستانی …

و تلختر از همه، جدا شدنیست بی عاطفه از رختخواب، در یک صبح سرد زمستانی!!!

هر آنچه هست اینطور می نماید، که میل به نیستی، غالب شود بر کشش ِ هستی!

اما آنچه پیروز است، ترسیست دردناک … مانع از پیوستن به دائم النیستی!

دسته‌ها: Uncategorized | 4 دیدگاه

اینترنت «سی جی» اعدام باید گردد

آقا ما هر چی رفتیم تو کتاب «صحیح بخاری» رو گشتیم ببینیم چرا اینترنت سی جی (به گفته ی احمد خاتمی) حرام است؟ چیزی پیدا نکردیم بنابراین به کتاب «غلط کولر» نوشته ی مکاره ی شیرازی مجبور شدیم رجوع کنیم؛ چون «صحیح بخاری» که اصلاً مال سنی هاست و مِن حیث المجموع نمیشه بهش استناد کرد، البته در مورد تحریم متعه توسط عمر حتماً میشه و باید بهش استناد کرد ولی در بقیه موارد مثل توصیه ی حضرت به خوردن شاش شتر!!! این کتاب اصلا قابل استناد نیست و تحریف شده به حساب میاد.

حالا!!! کاری نداریم …این کتاب ِ «غلط کولر» رو اگر شما بدقت بخونی ، در یکی از فصل هاش تعریف میکنه میگه: حضرت منزل همسر ششم حضور داشتند جهت ترویج اسلام!!! از قضا همسر سیزدهم بطور ناگهانی زنگ میزنه!!!

حاجی هم ماشالا به اوضاع مسلط!!! و با اعتماد به نفس!!! گوشی رو برمیداره میگه سلامٌُ علیکم و الرحمة الله بر رئیس دفتر! خوبید شما؟

میگه: من خوبم … حاجی کجایی؟

حاجی میگه: من تو جلسه م! کاری داشتی شما؟

میگه: عهههههه!!! چه جالب!!! مدتها بود دلم میخواست ببینم این جلسه تون چه شکلیه؟؟خب یه سلفی 360 درجه ای بده از این جلسه ای که توش هستی ببینم! (چون گوشی حاجی به اجبار همسران سی جی دار بوده)

هیچی دیگه!!! اینجا میشه که کار اسلام میخوره به مشکل!!!

حالا تا شما بخوای نظم و آرامش رو بین سی چهل نفر برقرار کنی خب بدبختی داره دیگه!!! بیچارگی داره!!! خاکبرسری داره!!!

خب چه کاریه؟؟؟ آدم مریض که نیست … یه کلام میگه: اینترنت سی جی حرااااام … والسلام!!!

دسته‌ها: واقعیت, طنز | ۱ دیدگاه

معجزه ی «وان یکاد» و «چهار قل»

طرف برای اینکه بچه ش از بلایای طبیعی و غیرطبیعی و مترقبه و غیرمترقبه و چشم زخم و همچنین از شر شیاطین جن و انس در امان باشه، یک کیف سامسونت از ادعیه و اوراد و چهارقُل و وان یکاد و زیارت جمشید بسم الله پر میکنه و میندازه گردن بچه ش!!!

حالا بچه ی بیچاره توی شلوغ پلوغی های بازار گم شده و گریه میکنه … مردم میخوان بهش کمک کنند … جیب هاشو میگردند تا شاید شماره تلفنی … آدرسی … چیزی … از والدینش پیدا کنند … اما فقط با یک مشت کاغذ ِ خط خطی مواجه میشند که قرار بوده از بچه محافظت کنه!!!

پدر گرامی! مادرگرامی!

بجای ادعیه، آدرس و شماره موبایلت رو بذار توی گردنبند بچه ت!!!

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 4 دیدگاه

احمد جنتی، کاظم صدیقی را به چالش کشید

الان یه بیماری اومده، اسمش داعشه… البته دیگه الان «عش» ِش رو هم برداشته که دیگه معلومه کمر بسته به شیوع در سراسر جهان!!!

حالا این بیماری چی هست؟

این بیماری نوعی از اختلالات سیستم عصبی است که در آن ارتباط مغز با سایر اعضاء قطع میشود!!!

دیگه یارو تو مغزش داره به بهشت فکر میکنه یهو دستش میره سر میبره … یا مثلاً مغزش داره به حوری فکر میکنه … آلتش میره به زن و بچه ی مردم تجاوز میکنه … کلاً مغزش به هر چی فکر میکنه ، اعضای بدنش میرند یه کارای دیگه میکنند.

بعد الان یه کمپینی راه افتاده که ملت بجای اینکه برند جلوی داعش رو بگیرند از خودشون فیلم میگیرند و یه سطل آب خالی میکنند روی سر ِخودشون … که «احمد ِجنت گوگول» نیز از این قافله عقب نمونده و …. والسلام علیکم و علی الکمپین های باحال!!!

حتی من شنیدم صدیقی وقتی میخواد بخنده هم گریه ش میگیره :)))

حتی من شنیدم صدیقی وقتی میخواد بخنده هم گریه ش میگیره :)))

(با نهایت احترام و آرزوی پیدایش درمانی قطعی برای مبتلایان به ALS باید عرض کنم که اصلاً قصد تمسخر این نوع بیماری یا بیماران رو ندارم. قصد بنده فقط تمثیل آن با اتفاقات تلخ روزمره است)

+ بعد از نگارش: یکی بیاد رهبر رو به این چالش دعوت کنه :))))

دسته‌ها: طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، | 6 دیدگاه

آموزش نابود سازی اسرائیل

حضرت ممد علیه ِ خخخخ میفرمایند: گوشت شتر را نخورد مگر مومنی که دشمن یهودی است.*

حالا نه اینکه خدای نکرده فکر کنید حضرت، نژادپرست بوده یا مثلاً یهودیان رو به عنوان اهل کتاب قبول نداشته ها … نه .. نه  .. یا مثلاً با شترها پدرکُشتگی داشته … نه … اصلاً اینجوری نیست … اینا یه مسائلیه که من بخوام بشکافم … یهو کل بحارالانوار جِر میخوره … ولی حالا من یکی از فواید و رهنمودهایی که در این حدیث نهفته شده براتون میشکافم … دیگه جِر دادن ِ بقیه ش با شما!!!

آقا این چه کاریه هی توپ و تفنگ و تیرکمون و ترقه میفرستید به غزه ؟؟؟ … خب یه راه های مسالمت آمیز دیگه ای هم وجود داره که در صلح و صفا اسرائیل خودبخود نابود میشه … چجوری؟؟؟ حالا بهتون میگم؛

راهش اینه … آقا شما بیاید گوشت شتر صادر کنید به اسرائیل … بگو خب … بعدش خوردن گوشت شتر هم که معلومه چی به سر آدم میاره … آدمو دشمن یهودی میکنه … حالا شما فرض کن یه یهودی که با خودش دوسته گوشت شتر بخوره … چی میشه؟؟؟ هیچی … میشه دشمن خودش … اینور ..اونور … چیکار کنم …. چیکار نکنم … یهو چاقو ورمیداره … میزنه بیخ گلوی خودش … یا مثلاً خودشو از بالا پشت بوم هُل میده پایین … یا  مثلاً روی ریل قطار … چه میدونم … توی چاه … توی دیگ حلیم …

حالا دیگه شما به نحوه خودکشی طرف کاری نداشته باش … گوشتو برسون دست یارو … خودش بلده چجوری خودشو از صفحه روزگار محو کنه … بله!!!

دیگه مثلا نمیگن: راه قدس از کربلا میگذرد … بعد یه مدت میگن: راه قدس مثلا از سیراب شیردون شتر میگذرد!!!

————————————–

* من الفردوس : عن معاذ عن رسول الله صلى الله عليه وآله : عليكم بأكل لحوم الابل فانه لا يأكل لحومها إلا كل مؤمن مخالف لليهود أعداء الله – از فردوس از معاذ از پیامبر اکرم : بر شما باد خوردن گوشت شتر ، گوشت شتر را نخورد مگر مومنی که دشمن یهودی است.{ بحارالانوار،جلد14}

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | 4 دیدگاه

دعوا سر چیه؟

ببین! هزار و چهارصد سال پیش که ممد ابن عب دولا ظهور کرد، ما فقط یه اسلام داشتیم، یعنی دورتا دور زمین رو میگشتی، فقط یه نوع از اسلام رو میدید ، اونم در منطقه ای که اتفاقا به اعتراف خود ممد، همه بهش میگفتند:«دیوونه!!!»(با استناد به خود قرآن)

حالا الان در برهه  ای از تاریخ قرار داریم که هزار و چهارصد نوع اسلام داریم: اسلام داعشی، اسلام جبهة النصره ای، اسلام جیش العدلی، اسلام علی گدایی، اسلام تمساحی، اسلام حماسی، اسلام نوری مالکی ای، اسلام بشاری، اسلام قالیبافی، و هزار جور اسلام کوفتی دیگه!!!

حالا دعوا سر ِ چیه؟ من تور رو بکشم … تو منو بکشی که چی؟

هیچی دیگه … یا بکشیم … یا کشته بشیم … که بریم بهشت … که چی؟ … بهمون حوری بدند!!!

پس دعوا سر چیه؟؟؟

یه لقمه نون و حوری!!!

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 6 دیدگاه

گرما درد بود … نه درمان!!!

آقا ما اون چند سال پیش ها که هنوز دیندار بودیم، یه بار توی کتاب طب الکبیر از قول ممد ابن عبدالله خونده بودیم که: «اساس هر مداوا گرم داشتن موضع درد وبيماريست».

هیچی دیگه؛ مثلاً سرمون درد میگرفت،  با دستمال می بستیم خوب میشد … دستمون درد میگرفت، با شال می بستیم خوب میشد … زانومون ضرب میدید، با آبگرم ماساژ میدادیم خوب میشد و الی آخر …

تا اینکه گذشت و ما به واریکوسل(تورم رگ های بیضه) مبتلا شدیم، ما هم که راه درمان هر دردی رو بلد بودیم، هیچی … را بـِرا هِی میرفتیم مینشستیم توی آبگرم … که چی؟ … خوب شیم دیگه … رسول خدااااااا گـــفتــه!!!

خلاصه چشمتون روز بد نبینه … روزبروز بدتر شدیم … هی بدتر شدیم …هی بدتر شدیم … هی بدتر شدیم تا اینکه بعد از مدتی مجبور شدیم بریم عمل کنیم.

گذشت و گذشت و گذشت … تا اینکه بعد از مدتها جایی خوندم که برای تسکین درد واریکوسل باید فقط کمپرس آبسرد استفاده کرد و اصلاً آبگرم به تشدید واریکوسل می انجامه و شخص واریکوسلی حتی نباید جکوزی بره!! مثل این می مونه که برای خاموش کردن آتیش بنزین روش بریزیم !!!

بعد میگن حکومت، دین رو خراب کرده … بد جلوه داده … وگرنه اسلام اکمل ادیانه!!!

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 4 دیدگاه

گزارش 20:30 از دادگاه مهدی هاشمی

گزارش بیست و سی با تصاویر شطرنجی:

«م-ه» گفت من اصلا این حرفا رو قبول ندارم…

البته «ف-ه» و «ی-ه» نیز بر این موضوع تاکید کردند که اینارو قبول ندارند…

در ادامه «ج-چ» و «ح-خ» نظرات «دال-ذال» و «ر-ز» را به «سین-شین» و «صاد-ضاد» و وابستگان «طا-ظا» و «عین-غین» نسبت دادند.

ضمناً در گزارش خبرنگاران آمده که «ف-قاف» ، «کاف-گاف» ، «لام-میم» ، «نون-واو» و «ه-ی» نیز در دادگاه حضور داشتند.

حالا شما ملت برید تشخیص بدید من چی گفتم؟؟؟ آیا ایکس ال خُل هستم یا نه؟؟؟ این دیگه به عهده ی شماست که در مورد «من» یعنی «خبرنویس ِ بیست و سی» نظرتون رو اعلام کنید

دسته‌ها: واقعیت | ۱ دیدگاه

آق باقر چش قشنگه

میگم من در مورد این آق باقر چش قشنگه یه حدسایی میزنم، اینکه یهو گفته خانوما رو از شهرداری بندازیم بیرون، من فکر میکنم یه اتفاق بدی برای خودش افتاده … با منشی ای … تایپیستی … چیزی ، بعد پیش خانومش لو رفته، اینم اومده گازانبری عمل کرده یهو گفته: اصلاً هر چی کارمند زن تو شهرداری داریم اخراج میکنم…

آخه داشتیم دیگه در طول تاریخ … ماریه قبطیه و ممد تو اتاق بودند … ممد رو کار بود … آخ و اوخ و آه و اوه …  اوه مای الله … أفعَلنی کثیراً … قطره هه اومده نیومده …  یهو حفصه سر رسید و اصن یه وضعیتی … همه هاج و واج … ریخت رو فرش و اصن اوضاع خیلی اسف بار شد .

دیگه ممد گفت من کلاً این ماریه قبطیه رو بر خودم حرام میکنم … حتی درباره ش آیه هم نازل کرد از خودش … من مطمئنم اگر اون موقع حضرت شهردار  بود هم قطعاً همه ی کارمندهای زن رو اخراج میکرد.

دسته‌ها: طنز | 4 دیدگاه

فرگشت در قرآن

آقا یه وبلاگ پیدا کرده م، یارو رسماً دیوانه ست. اومده با استفاده از چند آیه ی قرآن «فرگشت» و «تکامل انسان از میمون» رو نتیجه گرفته!!! (اینجا)

بعدشم به نقل از امام صادق گفته: «بهشت ِ آدم و حوا یکی از باغهای زمینی بوده ، شیطان هم یکی از اهالی زمین بوده … تاززززه میگه این بهشت اتفاقاً در ناحیه ی ایران بوده … ولی بعداً محو شده!!!»

خب با توجه به وبلاگ این دانشمند، میشه نتیجه گرفت که جهنم هم زمینی هستش و اتفاقاَ در ناحیه ی ایران هم هستش ولی هنوز متاسفانه محو نشده!!!

حالا من مطالب این وبلاگو پیگیری میکنم، فکر کنم چند وقت دیگه با استناد به قرآن وجود خدا رو هم رد کنه :))

بهتون خبر میدم ;)

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | 9 دیدگاه

کاغذ بازی شب قدر در دفتر امام زمان

حضرت میفرمایند(اینجا): در این شب بزرگ(قدر) خیرات و برکات الهی برای انسان‌ها نازل و تمام مقدرات عالم تقدیر می‌شود و به امضای ولی امر خدا امام زمان(عج) می‌رسد.

یعنی الان هفت هشت میلیارد نفر فقط جمعیت مردم کره زمینه، این میشه هفت هشت میلیارد برگه ی سرنوشت، که باید با تریلی این کاغذها رو به دفتر آقا امام زمان(واقع در چاه جمکران) انتقال بدند که چی؟ که آقا پایین این برگه ها رو پاراف و امضا کنه!!!

حالا اگه شما در جمله ی فوق نگاه کنی میگه « … تمام مقدرات عالم …» یعنی شما حساب کن ما چقدر حشره توی دنیا داریم، از پشه ها گرفته تا مگس ها و مورچه ها… از اون طرف چقدر پلانکتون توی دریاها هست، از خزنده و چرنده و پرنده گرفته تا باکتری ها و ویروسها و انگل ها … ، خب همه ی اینها سرنوشت دارند دیگه!!! … بنابراین برگه سرنوشت همه ی اینها باید به مهر و امضای حضرت برسه … که من نمیدونم چند میلیارد میلیارد میلیارد میشه؟؟؟

حالا همه ی اینها به کنار … اینکه ابوبکر البغدادی شده رهبر مسلمانان جهان!!! یعنی برگه ی سرنوشت این بابا رو هم خود ِآقای خودمون امضا کرده !!! یعنی الان بری به ابوبکر بغدادی بگی امام زمان شیعیان رو قبول داری؟ با آر پی جی  میزنه تو دهنت!!! برگه ی رهبر شدن این بغدادی رو هم خود آغا امضا کرده !!!

یا مثلاً حماس و اسرائیل هم که دارند همدیگرو تیکه پاره میکنند، دست آغاست!!! یعنی آغا که طرفدار حماس هستش و سرنوشت ِ بودن یا نبودن اسرائیل هم دست آغاست، حتی سرنوشت تاسیس کشور اسرائیل هم دست آغا بوده … الان من نمیدونم آغا داره به چی فکر میکنه؟؟؟

ضمناً برای تقویت ایمان مومنین باید بگم که اگه مثلاً جایی سیل و زلزله و سونامی و اینا هم بیاد و چند میلیون نفر هم کشته بشند … بازم چی؟؟؟ همه ش دست آغاست!!!

من حتی مطمئنم اینکه مقدر شده بود برزیل هفت تا بخوره و نیمار مصدوم بشه و آلمان قهرمان! ، همه از برنامه های خود آقا بوده …

خلاصه هر چی بدبختی و بیچارگی کشیدید بدونید کار آغاست … دیگه خود دانید  …

حالا هی برو ضجه بزن ، با قرآن بکوب تو سر خودت … بازم تا سیبیل آقا رو چرب نکنی … کارت راه نمی افته … چون همه چیز دست آغاست!!!

دسته‌ها: مطالب آموزشی, پله پله تا ملاقات نا خدا | ۱ دیدگاه

طرفداران دی جی حسین فسنقری

یه بارم داشتم برای یه نفر روند تکامل یا همون فرگشت رو توضیح میدادم، دیدم متوجه نمیشه.

گفتم: ببین! به زبان ساده یه جورایی میشه گفت که اجداد ما آبزی بوده ند …

گفت: آهان! یعنی میگی مثلاً ماهیان به انسان تبدیل شده ند؟؟؟

دیدم داره یه چیزایی میفهمه، گفتم: آره … آره … همینه!!!

گفت: پس چرا مثلاً امروزه ماهی ها به انسان تبدیل نمیشن؟؟؟

اینم قیافه من :|

خو لامصب اگه به جای اینکه دی جی حسین فسنقری رو فالو کنی، بشینی دو تا مطلب بخونی، من دیگه اینقدر بدبختی نمی کشم :((

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | 3 دیدگاه

رمضان؛ ماه خوبی ها …

خب هر چقدر فکر میکنم هیچ خاطره ی خوشی از ماه رمضون ندارم، همه ش دل ضعفه و تشنگی و رخوت و چسناله ی دعای سحر و ترس از جنب شدن قبل از اذان و قرآن خوندن های اجباری در مدرسه و ساعت شماری برای افطار و روزشماری برای عید فطر و بوی گند دهان و …

تازه بهش میگن «ماه میهمانی خدا» ؛ این چه مهمونی مسخره ایه که همه ش شکنجه ست؟

تازه طول روز و شب های ماه رمضون هم با گذشت هر سال تغییر میکنه و هیچ قاعده و قانونی نداره؛ به راستی چقدر خدا خره که نمیتونه از یه تقویم منظم بهره ببره؟؟؟

یکی بشینه به خدا بفهمونه: آقا !!! لااقل شب قدر رو معین کن کدوم شبه ، که بدونیم کی خودمون رو برات جر بدیم!

تازه اول و آخرش هم که معلوم نیست؛ من نمیدونم قدیما که تلسکوپ نبوده چجوری هلال ماه رو پیدا میکردند؛ این در حالیه که میگن روزه گرفتن در عید فطر حرامه؛ خب اگر هلال رویت نشد و شما روزه گرفتی و فردا شب فهمیدی که روز گذشته عید فطر بوده تکلیف چیه؟

آخه اسلام هم داریم تا اسلام!!!  مثلاً اسلام توی آلبانی یه جور اجرا میشه … توی یمن یه جور ِدیگه … تو عربستان یه جور ِ دیگه تر … توی ایران یه جورِ گـُه تر از همه جا !!! جرات داری تو خیابون یه آب معدنی سر بکش تا ببینی با یه چوب توی ماتحتت چجوری به زور راهی بهشتت میکنم!

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 10 دیدگاه

بررسی آخرین وضعیت گوزپلنگ های پارسی

خب ببینید «تــَوَهُم» یه بدبختیه، «بچه پررو» بودن یه بدبختی بزرگتر!!!

که ما هر دوش رو هم داریم.

چرا؟؟؟ خب معلومه دیگه!

بازی اول که با نیجریه مساوی شدیم، گفتیم: بَه بَه … چَه چَه … چه بازی شگفت انگیزی کردند یوزپلنگ های پارسی!!! ریختیم توی خیابون و شادی کردیم.

بازی دوم از آرژانتین باختیم … بازم توَهُم با پرروگری ترکیب شد و گفتیم: بَه بَه … چَه چَه …  دنیا به یوزهای پارسی سجده کرد و گفت: سبحان ربی الایران و بحمده!!!

بازی آخر هم که اینجوری بوسنی سه بار تِر زد به هیکل یوزهای پارسی و بازم عادل فردوسی کور که همه میگن روشنفکره برگشته و میگه: «ما از داوری ضربه خوردیم» … «بدشانسی آوردیم» … «زمین کج بود» …«کلاً تیم های آسیایی بد بازی کردند» … «ما باید با تیم های بزرگی که حذف شدند همزاد پنداری کنیم» !!!

یعنی یک کلمه نمیگه:«ما ضعیف بودیم» … «ما فوتبال فاسدی داریم» … «ما برنامه نداشتیم» …

این یعنی همون پرروگری!!!

حالا من نمیدوم اصلا این فردوسی پور فکر داره که بخواد روشن باشه، که اینجوری روی طبل خودبرتربینی میکوبه؟؟؟ بیشتر شبیه آخوندای مغلطه گر می مونه.

ما الان فهمیدیم که یه عده یوزپلنگ پارسی که شعارشون هم Honor Of Persia بوده ، قرار بوده با نژادشون برابر همه پیروز بشند … ولی دسته ای از عوامل جَوی و غیرمترقبه و ناداوری و دست های پشت پرده که می دیدند نژاد ما برتره  ، دست به دست هم دادند و نذاشتند ما برنده بشیم

که من آرزو میکنم ایشالا نسل هر کی اینجوری فکر میکنه منقرض بشه … حالا میخواد یوز پارسی باشه یا بازیکن تیم ملی … یا هر کسی که به نژادش افتخار میکنه!!!

دسته‌ها: Uncategorized, نظر شخصی, کوروش پرستی یعنی نژادپرستی | 8 دیدگاه

بدبختی که باز آید … گوز وقت نماز آید

وقت ِاداری تموم شده و موقع رفتن به خونه ست …

داری فکر میکنی که قبل از اینکه اداره رو ترک کنی  … بری دستشویی … یا نری؟؟؟

با خودت میگی ولش کن …

بیست دیقه دیگه خونه م …

اداره رو ترک میکنی و راه می افتی به سمت خونه …

اما هی بند کفشت باز میشه …

گداها هی جلوت رو میگیرند …

مترو تاخیر میکنه …

ازدحام روی پله برقی زیاده …

دم در ِ خروجی شلوغه …

تا اینکه احساس میکنی هفتاد درصد مثانه ت پر شده …

به خودت میگی: من میتونم … من میتونم !!!

تمام طول پارک رو بدو بدو طی میکنی …

مثل گاو از بین ماشین های در حال عبور رد میشی …

فکر میکنی که نود و پنج درصد مثانه ت پر شده …

جلوی خونه میرسی …

کلیدها رو یکی یکی امتحان میکنی …

شدی نود و شیش درصد …

آسانسور رو میزنی …

آهنگ ِدلنشین آسانسور، تو رو به «نود و هشت» میرسونه …

در اتاق رو هُل میدی …

کفشهاتو در میاری …

آره …

آررره !!!

زیپتو واز میکنی …

ولی …

ولی …

ولی کمی قبل تر از سوت پایان … که به دستشویی برسی …

لیونل مسی تمام هیکلتو شاشی کرده …

دسته‌ها: واقعیت | ۱ دیدگاه

باحال ترین مشاغل باحال دنیا !!!

ببین … شغل توپ  که زیاده … حالا من دو تا از باحال ترین هاشو براتون مثال میزنم:

یکیش هست مثلا توی فرانسه، بهش میگن «شراب مزه کن» … یعنی یارو که «شراب مزه کن» هستش … حقوق، بیمه، مزایا، پورسانت ، اضافه کار و همه اینا رو داره  … که چی؟ … کارش چیه؟ … هیچی!!! … آقا میاد، چند تا گیلاس شراب میذارند جلوش، ایشون فقط اینا رو جلوی دماغش تکون میده، بو میکنه ، مزه میکنه … بعد میگه اینا اوکی هستش … بدید بره … تاییده!!!

یکی دیگه ش هست مثلا توی ایران، بهش میگن «کــَـت بسته زن» … یعنی یاروئه که کــَـت بسته میزنه … حقوق، بیمه، مزایا، پورسانت ، اضافه کار و همه اینا رو داره … که چی؟ … کارش چیه؟ … هیچی!!! … آقا میاد توی مترو، کنار واگن بانوان می ایسته … که اگه یه موقع عجله داشتی و بدو بدو … حواست نبود و اشتباهاً داشتی میرفتی تو واگن بانوان … همچین کــَـت بسته!!! محکم!!! میکوبه تخت سینه ت … طوریکه پخش زمین بشی و برای هفت هشت ده ثانیه کلاً ضربان قلب و تنفس و اینا دچار توقف کامل بشه … تا دفعه بعد یادت بمونه که از این گــُه ها نخوری!!!

البته شغل های خیلی مهیج تر و باحالتری هم توی ایران داریم ، که از شراب مزه کردن خیلـــــی باحال تره ، توی زندان و اینا … که دیگه حالا چون اینجا خانواده نشسته … من بیشتر توضیح نمیدم ;)

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

جنگ جهانی در جام جهانی!

من خودم شخصاً آرزوهای خیلی خوب و عالی و توپی برای تیم ملی دارم … امیدوارم که ایشالا ماشالا هر تیمی میرسه به ایران یه هفت هشت ده تایی بچپونه توی تنبونشون … حالا مثلا بوسنی هفت تا بزنه … نیجریه ده دوازده تا … آرژانتین هم بره بالای بیست تا … ما خیلی مچکر میشیم!

والا بابا … جام جهانی چه کوفتیه؟ من شغل ندارم … کار ندارم … بیمه ندارم … درسم نصفه کاره مونده … نون ندارم بخورم … پول آب و برق و بنزین ندارم … تفریح ندارم … سرگرمی ندارم … هیچ انگیزه و دلخوشی برای فردام ندارم … سرخورده و افسرده و ناامید بیام دست و سوت و کف و هورا بزنم و بکشم برای یه مشت مفتخور ِ تازه به دوران رسیده ای که با پارتی بازی از بین هزاران جوون لایق تر از خودشون ، به یه جایی رسیده ند و هر نتیجه ی خوبی هم که بدست بیاد ، جمهوری اسلامی میخواد به حضرت ابوالفضل ِ رضازاده ربطش بده و دعای ملت و ادامه ی خرسواری گرفتن از من و امثال من!!!

ایشالا از نظر اخلاقی هم به عنوان بی اخلاق ترین تیم انتخاب بشن … چند تا اخراجی هم داشته باشیم … کلاً حسابی به وجهه ی ایران ریده بشه … همین دیگه … درخواست دیگه ای نداریم … با تشکر از آقای حسن.

نمیدونم با این بدبختیامون کجای دنیا رو قراره فتح کنیم؟ … چه گُلی به سر چه کسی میخوایم بزنیم؟ … اگه قهرمان جام جهانی هم بشیم … همون مردم لبخند خشکیده ی دیروزیم ، که فردا بریزیم توی خیابون و برای قهرمانی مون شادی کنیم تا بگیرندمون و بندازند توی حلفدونی … به جرم «هپی» بودن!!!

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | 5 دیدگاه

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

یارو بیست و پنج ساله که مُرده … هنوز داره کتاب میده بیرون … البته یه پرینتر به پورت یو اس بی ِ سنگ قبر ایشون وصل کرده ند ، که هر از چند گاهی می بینند یه کاغذ هایی داره میاد بیرون … سریع میرن جمع شون می کنند و میفرستند برای چاپ …

ولی خدائیش خمینی هم اهل حال بودا … همونجا که تو صحیفه نور گفت:« شرب خمر کنید!!! واجب است بر شما!!! برای حفظ نظام !!! »

اینا الان خیلی از آثارشم دارند سانسور میکنند … من مطمئنم که در مورد لواط و اینجور چیزا هم یه همچین نظرات توپی دارند که یه موقع توی اوین و کهریزک و اینا … برای تحکیم نظام!!! به درد بخوره … ولی این لامصبا منتشرش نمیکنند دیگه :)))

دسته‌ها: مستندات تاریخی, مطالب آموزشی, نظر شخصی, واقعیت, طنز | بیان دیدگاه

سریال پایتخت

یعنی نمیخوام کسی رو مسخره کنما … ولی جدا از داستان کیک و ساندیس و این حرفا ، یه عده مردم محروم مونده هم هستند که تابحال از روستای خودشون خارج نشده ند.

نهایتاً به نزدیک ترین شهری که اطرافشون بوده رفت و آمد داشته ند.

حالا اگه یکی بیاد بگه: «ما می بریمتون پایتخت(تهران) ، مجانی می بریم … مجانی میاریم … دو شب و دو روز … شام و ناهار و صبحونه تون رو هم میدیم … یه دست مهر و تسبیح و چفیه هم که هست» … … … شما باشی نمیری؟

حالا کاری نداریم که یه عده هم هستند که واقعاً فکر میکنند خمینی امام بوده و حاجت میده و اینا …

ولی این طفلک ها که به عشق دیدن تهران میان رو خودم از نزدیک دیده م و باهاشون حرف زده م … بعضی هاشون هنوز به گویش محلی شون حرف میزدند و فارسی درست بلد نبودند …

این حماسه ی چهاردهم – پونزدهم خرداد هم دست کمی از توزیع تحقیرآمیز سبد کالا نداره

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | ۱ دیدگاه

فالوده ی آلوده

گاهی خیلی افسرده و سرخورده میشوم، و از همه چیز و همه کس بیزار!!!

هیچ چیز و هیچ کسی وجود ندارد که خوشحالم کند…

میدانم که افسرده ام …

دلم میخواهد همه ی دنیا را بکشم

آری تمام دنیا را …

چون آنها آزارم میدهند … شاید هم این من باشم که از آنها آزار می بینم

من برای کشتن همه ی دنیا فقط به یک گلوله نیاز دارم …. آری فقط یک گلوله!!!

و اندکی جرأت … و رمقی برای چکاندن آن یک گلوله به مرکز هستی …

جایی میان جمجمه ی گندآلودم!

اینگونه همه می میرند …

نیازی هم به بمب اتم نیست …

روشنفکربازی در نمی آورم …

ژنتیکالوده مریض هستم!

دسته‌ها: Uncategorized | 10 دیدگاه

ریدم به این سکولاریسم!

یعنی چه زیبا گفت نتانیاهو(همونی که کاش به من حقوق میداد) که: روحانی گرگیست در لباس میش!!!

امروز اومده میگه دین دولتی و دولت دینی و این حرفا …

من بعید نمیدونم تا چند هفته ی آینده وجود خدا رو هم زیر سوال ببره!

بیچاره گرگ!!! که چه هیولاهایی رو باهاش هم طراز میکنند

کجایی شیطان که آموزگارت رئیس جمهور ماست

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | 2 دیدگاه

زندان ها بزودی ساماندهی خواهند شد

به گزارش واحد مرکزی خطر بزودی یه حال اساسی به زندان ها  داده خواهد شد. یک منبع ناآگاه از قول یکی از خودشون که نامی برای فاش شدن نداشت گفت که بُقچة ُ الاسلام والمسلمین آملی گاریجانی فرمودند: در طرح جدید برای رفاه حال زندانیان و بالا بردن سطح امنیت ملی، ما آنها را در هنگام ورود دسته بندی و بعد بسته بندی میکنیم.

بدین قرار هیچگاه یک فیسبوکی خطرناک با یک اینستاگرامی فتنه گر هم بند نخواهد شد، یا یک اس ام اسی ِ جانی با یک گوگل پلاسی ِ فریب خورده هم نشین نخواهد بود، اینجوری همه هستند راضی … گور بابای ناراضی!!!

رأفت اسلامی یعنی این!!! حالا خارجی بیان یاد بگیرند

رأفت اسلامی یعنی این!!! حالا خارجی بیان یاد بگیرند

 

دسته‌ها: طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

تفسیر آیه شریفه ی «رب المشرقین و رب المغربین»

همیشه تلاش برادران «خشتک مطلب افشان» بر این بوده که با توجه به آیه ی «رب المشرقین و رب المغربین» اثبات کنند که قرآن به کروی بودن زمین اشاره کرده و این از معجزات قرآن است.

حالا کاری به این نداریم که زمین اصلا کروی شکل نیست، ولی حالا فرض رو بر این میگیریم که زمین کروی شکل باشه:

در این آیه میگه «پروردگار دو مشرق و دو مغرب» !!!

یعنی ما کلاً دو تا مشرق و دو تا مغرب داریم … این در حالیه که اگر شما در امتداد استوا، در هر نقطه ای از زمین بایستی، یک مشرق و یک مغرب خواهی داشت و چون تعداد نقاط روی استوا بیشمار است، بنا بر این ما بی نهایت مشرق و بی نهایت مغرب خواهیم داشت.

این مطلب برای نصف النهار ها و بی نهایت شمال و بی نهایت جنوب نیز صادق است :)

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 3 دیدگاه

چطور میتوان با آهنگ «هَپی» گریه کرد؟

همینجوری که دیدین دیگه! … توضیح نداره!

ولی خداییش این بچه ها فکر نمیکردند که این کارشون جُرم باشه و ممکنه تحت تعقیب قرار بگیرند، وگرنه انقدر ابتکار داشتند که طوری این کلیپ رو بسازند که کله ی «اَن مغز» شما نیروی جنایتکار انتظامی یا اون سربازای گُهنامتون توی خواب هم نمیتونست ردیابی شون کنه!

تف به ذاتتون!!!

حیف تف! … گُه به ذاتتون!!!

حیف گُه! … خودتون به ذاتتون!!!

خودتونیدم به ذاتتون!!!

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

از کرامات شیخ شهر ما این است / که مریدان میگفتند Grimm است

یعنی من نمیدونم این آمریکای جهان خوار(جهانخواری نوعی رژیم غذاییست) چرا همه ش از سرمایه های ما … از اسطوره های ما … و از گنج های ما ، الگو میگیره ، بعد سوژه درست میکنه … بعدشم باهاش فیلم و سریال میسازه و کلی پول به جیب میزنه ؟؟؟

الانم یه سریال به اسم Grimm ساخته ، نقش اصلیشم یه «گریم» هستش، یعنی موجودیه که باطن افراد رو می بینه … مثلا کی موشه؟ … کی گرگه؟ … کی ماره؟ …

حالا مدتها قبل از اینکه این سریال پوشالی و موهن ساخته بشه، ما خودمون توی قم یه آیت الله بهجت داشتیم، که البته خودش هیچ وقت اعتراف نکرده بود، ولی شاگرداش گزارش های موثقی داده ند که حضرت باطن افراد رو می دیده و مثلا به یکی میگفته: گاو!!! … به یکی دیگه میگفته: الاغ!!! … و حتی به یکی از ممتازترین شاگردهاش میگفته: چرا مثل مگس وز وز میکنی؟ …

بعضی مواقع هم هی میگفته:«یا ستار … یا ستار …» که هیچ کس نمیفهمید که حضرت چرا این کلمه رو هی تکرار میکنند … تا اینکه پس از مرگشون متاسفانه سی دی های کثیری از عبدالحسن ستارپور مشهور به ستار رو از کمد ایشون کشف کردند

البته خود حضرت آغا رو میگن که یه ویژگی بالاتر داره، و اونم اینه که افراد رو بصورت لخت میتونه تجسم کنه ... هی میگه:بچه دار شید ... بچه دار شید ... علت داره

البته خود حضرت آغا رو میگن که یه ویژگی بالاتر داره، و اونم اینه که افراد رو بصورت لخت میتونه تجسم کنه … و اینکه هی میگه:بچه دار شید … بچه دار شید … علت داره!!!

دیگه حالا ما میخواستیم دست ِ تهیه کنندگان این سریالو رو کنیم که معلوم شه ایده هاشون رو از کجا میارن.

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

چرا «لعنت خدا به این چارشنبه ها» نه؟

خواننده ی جوان و آینده دار و ولایی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین محسن چاوشی  ِ ولایت مدار که آهنگ «شیران زده دُم بر زمین … پیش سگان کوی او»  رو در وصف امام «یاعلی گو در هنگام تولد» خوانده اند مشخص نکرده اند که فلسفه ی آهنگ «لعنت خدا به این سه شنبه ها» چی بوده؟

مگه سه شنبه روز امام تایم نیست و نباید عصرش بریم جمکران؟ پس چرا باید به روز سه شنبه لعنت بفرستیم؟

من توصیه میکنم که آیت الله محسن الجاوشی آهنگو تغییر بدن بدین عبارت: «لعنت خدا به این چارشنبه ها»

چرا؟؟؟

چون آغا امیر مومنان علی علیه ِداف فرموده اند که «جهنم در روز چهارشنبه آفریده شده»

بهتر جواب میده ….

به مولا !!!

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | بیان دیدگاه

در انتخاب شب عروسی خود دقت کنید !!!

ببین الان یه چرخ توی خیابون ها بزنید، از هر ده تا ماشین ، یکیش ماشین عروسه … چرا؟ چون شب ولادت آقا امیر مومنان «علی علیه ِسلام … خوبی؟ … چطوری؟» هستش

حالا فوایدش چیه … اینکه داماد بدبخت باید دوبله پول بده به سالن پذیرایی که از شیش ماه قبل امشبو براش رزرو کنه …

خب این شب ، شب مبارکیه دیگه … برای اینکه زندگی آدم بیمه بشه ایشالا، خوشبخت میشیم ماشالا …

اتفاقاً تعداد آمار ازدواجی که در این روز ثبت شده خیلی بالاست … ولی متاسفانه آمار دقیقی از تعداد طلاق هایی که در این روز ثبت میشه، یا تعداد کتک خوردن ها و یا خیانت ها … یا تعداد بیوه شدن هایی که در این روز اتفاق می افته و از قضا ازدواجشون هم توی ولادت یکی از عمه ی معصومین بوده ، منتشر نشده !

خلاصه حواستون باشه ، یه وقت عروسی تون رو مصادف با ولادت مثلا «صدام حسین» نکنید، چون من شنیده م صدام خیلی آدم کشته، احتمال اینکه بچه تون قاتل ماتل بشه زیاده ها !

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | برچسب‌ها: ، ، ، | بیان دیدگاه

«مهارتِ» خلبان در فرود آوردن هواپیما

یعنی نمیدونم این خبرنویس اخبار 20:30 خودشو خر جلوه میده یا اینقدر خره که همه رو خر می بینه!

مجری:«مهارت یک خلبان در سالم به زمین نشاندن هواپیمای پرواز مشهد-زاهدان»

یعنی نمیگه: «فرسودگی هواپیماهای زمان شاه» یا «نیاز به از رده خارج شدن هواپیماهای چهل ساله» یا «نداشتن قطعات و سرویس های لازم!»

بعدشم میگه:«در این حادثه هیچ کسی آسیب ندید» یه پیرمرده رو هم نشون داد که کلی تشکر کرد و گفت دستشون درد نکنه … خیلی خوب فرود اومدیم … در کمال آسودگی … خیلی خوب بود … من تابحال یه همچین فرودی توی عمرم نداشتم … ما ازشون راضی هستیم … خدا خیرشون بده … آبمیوه هم دادند بهمون! دوست داریم که در پروازهای بعدی مون هم از این فرودهای آسوده و بدون تکان های شدید و بدون استفراغ داشته باشیم.

یه مردی رو هم روی باند فرودگاه نشون داد که همزمان با کشیده شدن هواپیما در خاک، بالا و پایین می پرید و شادی میکرد … یعنی برو تو کار حماسه و اینا …

کلاً خره هر کسی فکر کنه «در این حادثه 9 نفر مجروح شدند» یا احیاناً کسی در هواپیما قبض روح شد.

(همه چی آرومه … ما چقد خوشحالیم … ما به شیب ِکم فرو رفتن مرحله دوم هدفمندی در مردم می بالیم)

دسته‌ها: واقعیت | بیان دیدگاه

محبوب ترین نام ها به گزارش ثبت احوال

به گزارش سازمان ثبت احوال و حال و حول های مردم، محبوب ترین نام هایی که ملت ایران پرست و دین مدار و عاشق ولایت و همه چیزهای خوب ، برای بچه هایشان گذاشته اند بدین قرار است:

سه نام برتر پسران:

1- محمد کوروش

2- داریوشعلی

3- حَسَنفِریدون

و سه نام برتر دختران:

1- نازنین صغری

2- کُبراتوسا

3- زهرآوا

هم اسم ایرانی توش داره ، هم اسم دینی-اسلامی!

بچه ها مون، هم توی این دنیا بیمه میشن و یه وقت سرطان مرطان نمیگیرند، هم توی اون دنیا خدا یقه مون رو نمیگیره! اسم ایرانی هم تنگشه دیگه، جلو فامیل اینها … خودشم بزرگ شد حال میکنه … آدم باید تیز باشه … آفرین:)

***

از همین وبلاگ بخوانید:

آموزش ساخت موبایل در آموزشگاه 350 اوین

فتنه گری فتنه گران برای فتنه سازی در فتنه ی اوین

احمدی برگرد!!! احمدی برگرد!!!

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

آموزش ساخت موبایل در آموزشگاه 350 اوین

یکی از خبرنگاران از محسنی اژدهائی می پرسه: «این لوازمی که از بند 350 کشف شده، چطوری به اونجا برده شده؟»

محسنی اژدهائی میگه: «اینا رو بصورت خرد خرد وارد زندان کرده ند ، بعد اونجا سر هم کردند»

یعنی اینکه این فتنه گران ِ فتنه خور، که تا چنگ و دندان مسلح به لوازمی چون هویه، مولتی متر، سیم لحیم، ست پیچ گوشتی، پنس، فلکس، گیره کار و کتاب آموزش سر هم کُنی موبایل بودند، مشخص نیست که مثلا سیم لحیم رو چگونه بصورت خرد خرد به زندان برده و سر هم کردند و اینکه سر هم کردن خود ِ مولتی متر نیازمند ِ پاس کردن یک دوره سه ماهه می باشد، معلوم شد که وقتی خانواده های زندانیان به ملاقات آنها می آمده اند، از پشت شیشه ی ملاقات، یک عدد مولتی متر و هویه را تجزیه کرده و از درز شیشه عبور داده، سپس خود زندانی فتنه گر آنها را بلعیده و در داخل بند آنرا بصورت مقعدی دفع کرده و آنها را شسته و موبایل را اختراع کرده و ساخته اند.

هم اکنون شرکت هایی نظیر سامسونگ و نوکیا پیشنهاد مبادله ی این زندانیان ِ نابغه را ، با نیمی از سهام شرکت شان به آقای محسنی اژدهائی داده اند؛ که خب ما باید از فرار مغزها جلوگیری کرده و مثل جواهر آنان را درون گاوصندوق اوین نگهداری کنیم!

همه ی اینها به کنار!!! من خودم یه مشروب ساز هستم … نمیدونم این فتنه گران چجوری با میوه هایی مثل خیار و پرتقال مشروب درست کرده اند :)) (گذشته از شوخی، مشروب سازی توی زندان، بدون دبه و دستگاه تقطیر و مخمر باید کار سختی باشه، اگر این کارو کرده باشند دمشون گرم! نوش جونشون!:)

***

از همین وبلاگ بخوانید:

فتنه گری فتنه گران برای فتنه سازی در فتنه ی اوین

احمدی برگرد!!! احمدی برگرد!!!

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: | ۱ دیدگاه

پیام انقلاب … من نیز دادم سر … به سرم نذار

خیلی وقتها خیلی آرزوها واقعا فقط در حد آرزو می مانند

و مجبوری که آنها را با خود به گور ببری

گاهی هم برای دلخوشی فقط میتوانی آنرا در فتوشاپ درست کنی

***

اینکه یک روز تلویزیون را روشن کنی و بروی آشپزخانه که دو تا تخم مرغ نیمرو کنی

صدای شخصی را می شنوی که دارد می گوید:«من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم»

فکر میکنی نطق محمدرضاست …

اما صدا فرق دارد …

چقدر شبیه صدای آغاست …

بر میگردی و می بینی:

نطق تخمی-تخیلی که احتمال وقوع آن، صفر در میلیارد است

نطق تخمی-تخیلی که احتمال وقوع آن، صفر در میلیارد است

شاید هم هیچ کسی جز من به فکر انقلاب نباشد

شاید هم من آدم جوگیری باشم

شاید اگر این یارو برود ، تازه اوضاع بدتر هم شود ، طوریکه آرزوی همین الان را بکنیم!

چون صد تا صاحب دارد این طویله! از سردار و ته دار و تمساح و بشکه فیروزآبادی و واحد تولید پشم قم گرفته … تا مهمتر از همه … مردمی که می بینم شان چگونه چادر چاقچور میکنند و راه می افتند در خیابان ِ 22 بهمن … همین خواهر و مادر خودم … چرا راه دور برویم و مردم را متهم کنم؟

از من است که بر من است !!!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

فتنه گری فتنه گران برای فتنه سازی در فتنه ی اوین

احمدی برگرد!!! احمدی برگرد!!!

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: نظر شخصی, عکس، کاریکاتور، نقاشی | 3 دیدگاه

فتنه گری فتنه گران برای فتنه سازی در فتنه ی اوین

گروهی از فتنه گران ِفتنه ساز که سعی در ایجاد فتنه ای جدید در زندان فتنه پرور اوین داشتند ، مشخص شد که برای این فتنه انگیزی از لوازمی چون موبایل ، ام پی تیری پلیر ، واکمن ، چراغ قوه و مقادیر کثیری باطری قلمی که همه ی آنها را از طریق نقبی که به بیرون از زندان زده بودند و از طریق آن از زندان خارج شده و از فروشگاه سرکوچه ی اوین تهیه نموده بودند و دوباره به زندان برگشته بودند، سپس سر و دست و پای خود را به در و دیوار کوبیده و شکسته بودند، خواستار ارتقاء شغلی غلامحسین اسماعیلی و نصب پنکه سقفی در بند 350 اوین شده و تاکید کردند«مواظب ِ شیشه باشید دست خودتون رو نبُره بنده خدا» …

***

***

تازه ما فهمیدیم اینجا زندان نیست که … هُتله!!! ملت می شینند موبایل بازی(این بازی ِکرم که مار میشه) و بلوتوث بازی میکنند ، و مشروب میخورند به سلامتی هرچی نامرده که اگر نباشه مردا شناخته نمیشن بعدشم اس ام اس ها اونجوری (ناجور) میفرستند به سی بی بی و رویا ملکی و تسیپی لیونی :O

شایان ذکر است که البته این فیلم خیلی باحال تر بود ولی ما بخاطر حفظ حریم شخصی زندانیان که فکر میکنند به آنها حمله شده، تنها بخشی از این فیلم ها که صحنه نداشت رو برای شما پخش کردیم!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

احمدی برگرد!!! احمدی برگرد!!!

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: ویدئو, واقعیت, طنز | برچسب‌ها: ، ، | بیان دیدگاه

احمدی برگرد!!! احمدی برگرد!!!

یعنی یه زمان بود میریختیم تو خیابون داد میزدیم: «احمدی بای بای … احمدی بای بای»

حالا هر چقدر هم عربده بزنیم: «احمدی برگرد …احمدی برگرد » دیگه برنمیگرده!

**

خیلی سخته ها … اصلاً اشک توی چشمام جمع شده!

قاب عکس احمدی رو توی دستام گرفته م …

بغض اَمونم نمیده …

های و های …

تو کجایی محمود … به همخوابی های کم دردی که با تو داشتم عطشانم!

این حسن بد میکنه … بی وازلین!!!

هیچوقت فراموشت نمیکنم محمود!

تو خیلی خوب بودی … من قدر تو ندونستم!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

ازت معذرت میخوام بخاطر همه ی بدیهام

منو ببخش بخاطر همه ی خوبی هات

اگه شد برگرد … آغوشم تو را میخواهد :((

دسته‌ها: طنز | ۱ دیدگاه

تفسیر سوره ی مبارکه ی «بیگ بنگ»

اَلبیگ بَنگ!

وَالبیگ بنگ!

و ما ادریکَ البیگ بنگ؟

و تو چه میدانی که بیگ بنگ چیست؟

واقعاً نمیدانی و نمیدانم

نمیدانم که اجدادم باکتری ها بودند؟ … یا موجودات فرازمینی؟

ولی میدانم که عاجزم!

عاجزم در مقابل موجودات فرا سیب زمینی!

کاش یک تکنولوژی جدید بوجود بیاید …

که به وسیله ی اون …

نظرخواهی بشه از هر جنین!

که «آیا میخواهی بیایی یا نه؟»

شونه هام درد میکنه

انگار استخون هاش داره میترکه!

نه قلیون!

و نه عرق خرما!

دیگه جواب نمیده :(

ای خالق عالم!

هر که هستی …

یا هرچه هستی!

باکتری یا آمیب!

یا آدم فضائی ِ بی آسیب!

دست از سرم بردار

اگر مستی!

اگر هستی!

***

توضیح:

من از خدا متنفرم

چه خدای ادیان … و چه خدای کامپیوتری!

من بر وجود هر موجود دیکتاتوری خواهم رید!

نمیخواهم آنی باشم که او میخواهد!

***

حسن جون!

بنزین رو گرون کن!

من زندگی نخواهم کرد در امپراطوری تو!

خواهی دید!

هر چند برایت مهم نباشد ای خدای قابل دیدن من!

دسته‌ها: نظر شخصی, پله پله تا ملاقات نا خدا | 3 دیدگاه

«از کون خر ، سر در نیاوردن» یعنی چه؟

«فلانی از کون خر ، سر در نمیاره» کنایه از کسیه که هیچی بلد نیست … هیچ مهارتی نداره … هیچ حرفه ای بلد نیست … هیچ مدرکی نداره … هیچ اطلاعات مهمی تو آستین نداره …

نگرانم از آنکه دادگاهی برگزار بشه (نه دادگاه عدل الهی) … که توی اون دادگاه از تک تک مردم بپرسند چی بلدی؟ چه هنری داری؟ چی داری که عرضه کنی؟

یکی بگه: من سه تار خوب میزنم

یکی بگه: من خوب مردم فریب میدم

یکی بگه: من خوب میکنم

یکی بگه: من انگلیسیم خوبه

یکی بگه: من دلقکی هستم که مردم رو روده بُر میکنم

یکی بگه: من کوکو سبزی خوب درست میکنم

یکی بگه: من خوب ، دل بدست میارم

یکی بگه: من پیتزا ها رو به موقع و با احترام به مشتری تحویل میدم

یکی بگه: من یک کفترباز حرفه ایم

یکی بگه: من استاد کتک زدنم

یکی بگه: من آدم ِبیخیالی هستم بصورت حرفه ای

یکی بگه: من خوب میخورم

یکی بگه: من معلم خوبیم که با شاگردانم به خودم میخندم

یکی بگه: من یک راننده تاکسی حرفه ایم که به همه ی آدرس ها مسلطم

یکی بگه: من متخصص مغز و اعصابم

یکی بگه: من خوب می رینم … بدون صدا و بدون درد!!!

یکی بگه: من خوب زندگی کردن رو بلدم … چه برسه به شاد کردن زندگی را !!!

یکی بگه: من یخ فروشم و میدونم چیکار کنم که یخ ها زود آب نشه

یکی بگه: من کاسپاروف هستم

یکی بگه: من استاد جوشکاریم

یکی بگه: من ِ آتئیست بلدم چجوری روز ِزن رو به دختری زیبا تبریک بگم

یکی بگه: من خوب «کم محلی» میکنم

یکی بگه: من لوازم الکتریکی تعمیر میکنم

یکی بگه: من آهنگ زیاد گوش میدم و میدونم این کیه که داره هنجره ش رو جر میده

یکی بگه: من مواد فروش حرفه ایم که تابحال به چنگ پلیس نیفتاده م

یکی بگه: من حافظ کل توراتم

یکی بگه: من بچه هامو خوب تربیت کرده ام و بزرگ!

یکی بگه: من استاد سرچ در گوگل هستم

یکی بگه: من نفر هشتم المپیک روستایی شدم در رشته ی دو و مـِـیدانی … که میـدانی!

یکی بگه: فقط من میدونم که چجوری با یخ آتش روشن کنم

یکی بگه: من جوب ِکوچه رو طوری جارو میکشم که هیچ لجنی تهش باقی نمی مونه

یکی بگه: من خیلی گریه کردم پای ضریح امام رضا در معبد ِ پیکاسو واقع در سرزمین مایا ها !!!

ولی …

نوبت که به من برسه …

حرفی نداشته باشم جز «من از کون خر هم سر در نمیارم»

***

راستی !!!

راستی … صبر کنید … یادم اومد پس از نگارش …

من خودآزار خوبی هستم که بلد نیست چجوری خودش را بکُشـ َ… (کلیشه ای شد)

همون!

از کون خر هم سر در نمی آورم

دسته‌ها: نظر شخصی | ۱ دیدگاه

به خودم می بالم!

به خودم افتخار میکنم …

از خودم راضیم …

خیلی هم خوشحالم …

چونکه هرزه نیستم!

هر وقت با یک نفر بودم ، توانایی فکر کردن به دیگری را نداشته ام!

و وقتی هم با کسی نبودم … باز به همان نفر قبلی فکر میکردم.

هرچقدر هم دوست دخترم زشت بود … ولی به زیباترین دخترها هم ترجیحش میدادم.

نه خدا میشناسم و نه پیغمبر! نه دین دارم نه ایمان! نه بهشت خواه هستم و نه جهنم گریز!

خطاهای زیادی در زندگی ام داشته ام …

از کیف مادربزرگم پول دزدیده ام که شکلات بخرم …

و هزار جور خبط دیگر!

ولی همزمان به دو نفر نیندیشیده ام

از ژنی که دارم راضیم

بعضی وقت ها فکر میکنم که در این زمینه پخمه ام … ولی از این پخمگی حس خوشایندی دارم.

هر بار که با دختری بوده ام … تمام زنها و دختران دیگر برایم مثل سنگ ، بی حس میشدند.

من محمد ابن عبدالله را نمی کوبم بخاطر هرزگی و چندهمسری … شاید او هم نوعی ژن تنوع طلبی داشته است و دست خودش نبوده!

ولی من از اینگونه افراد بیزارم و از آنها دوری میکنم

چون آزارم میدهد نفس کشیدنشان!

دسته‌ها: نظر شخصی | 4 دیدگاه

یه چَکِ افسری طَلَبـِت!!!

یه چک افسری طلب همه اونهایی که وقتی توی تلویزیون باهاشون مصاحبه میشه، لبخند میزنند و میگن:«ما از اولش هم نمیخواستیم یارانه بگیریم … الانم نمیخوایم بگیریم … یعنی میخوایم انصراف بدیم … اصلا میخوایم هر چی پول داریم به دولت هدیه کنیم»

آخه تو که خودت داری میگی کارگر هستی چرا؟

تو که میگی نیاز داری ولی بخاطر منافع کشور انصراف میدی چرا؟

منافـــــع ِ کشور؟؟؟ مــــنـــافــــع کـــشـــور رو برای من معنی کن جون مادرت!

تف تو روی من که با امثال شما توی یک جامعه زندگی میکنم… نمیمیری اگه بگی«مصاحبه نمیکنم»

(این چک افسری نشونه ی اوج عصبانیت من از دو روئی بعضیاست … ما کسی رو نمیزنیم)

***

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | 2 دیدگاه

کلیه ی امور ضد تولد، پذیرفته میشود + تبلیغات (جُرم است)

کلیه امور مربوط به جلوگیری از آمدن انسان های بدبخت ِدیگر به این سرزمین ِ داغون ، حتی از نقاط دیگر کهکشان راه شیری و آدم های فضایی ، از قبیل سَقَط ِجنین، توبکتومی در وازکتومی، کاندوم سازی، آی یو دی خواهی، دیافراگم پروری، تبلیغ نزدیکی منقطع و بدون درد، تدریس سکس دهانی با ملحفه یا سکس مقعدی با انگشت، قرص ال دی یا ال سی دی، حلقه های مسی یا تیرکمون مگسی، چسب های ضد دارباری ،اسپرم کش با حشره کش ِاشانتیون، سرپوش، درپوش، روپوش ، تیغه کشی با ملات نرم ، آجرکاری و ایزوگام ، آموزش لگد زدن به رحم خود، استفاده از نوشابه کانادا، بصورت تضمینی با نصب در محل و ایاب وذهاب رایگان و گارانتی مادام العمر ِرژیم پذیرفته میشود.

***

از همین وبلاگ بخوانید:

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

نقطه ی قوت اسلام در نقطه ضعف انسان

به نظر من ِ شهوتران و شهوت پرست …

نقطه قوت اسلام ، پرداختن به مسایل ریز جنسی انسان است.

و مسایل جنسی ، نقطه ضعف انسان است.

خب طبیعتاً من باید بیام یه مطلب بذارم تحت این عنوان:«اسلام دین ِ از کمر به پایین است» ولی این در حالیه که تا اسم یک زن میاد ، فقط  لحظه ی خروج منی رو در پایین تنه ام حس میکنم!

بعدش هم بصورت تمام قد از نظریه ی فروید بصورت روشنفکرانه دفاع میکنم و به اسلام فحاشی میکنم.

شاید هم من مریض جنسی هستم … شما که سالمی اینو بدون که من از حوزه حیضیه ی قم پول نمیگیرم که این مطلبو بنویسم …

راستی … اگر به این نتیجه رسیدی که من جیره خوار آخوند ها هستم ، پس به من بگو چرا در کاخ سعدآباد ، شلوغ ترین نقطه ، جلوی اتاق خواب محمدرضا و فرح بود و همه مشغول تماشای تختخواب بودند؟

شاید هم من اشتباه فکر میکنم که اونجا شلوغ ترین نقطه بوده و هیچکس به تخت نگاه نمیکرده!

فکر کنم عقده های جنسیه دیگه :)))

دسته‌ها: نظر شخصی | بیان دیدگاه

چرا کریس آنجلیسم کاملترین دین است؟

خب من تا الان هزار بار نشسته م ویکیپدیای «بهائیت» رو خونده م بلکه برم بهائی بشم ، بعد تهش دیدم بازم نماز و روزه و آداب کونشوری داره ،باز بیخیال شدم؛ بعدش هزار بار از صبح تا شب نشسته م پای شبکه قرآن ، به ناله های زجرآور جوادی آملی گوش کرده م که چجوری آسمون-ریسمون بهم میبافه و درباره ی وحدت ِوجودی ِممکن ِلایمکن و حَیٌ لایموت در کُن و مکان و آداب متعه ی غیرمدخوله ی مالشی سعی در اثبات ِ E=mc2 داشت.

بعد نشستم خوب فکر کردم، دیدم که من عقلم به چشممه … بنابراین باید از چشمم در راه پیدا کردن حقیقت کمک بگیرم.

خب این بهاءالله و جوادی آملی که جز ادعا چیزی نداشته ند، فقط حرف میزنند، اصلا معجزه ندارند که! پیامبر من کسیه که بتونه معجزه کنه … مثلا پرواز کنه … روی آب راه بره … غیب بشه … روی دیوار قدم بزنه … و کلی کارهای عجیب دیگه برای اثبات حقانیتش نشون بده

انا ارسلنا لکم رسولا من بلاد الآمریکیه ... و اسجودا له و اعتصموا به حبله جیمعا

انا ارسلنا لکم رسولا من بلاد الآمریکیه … فاسجدوا له و اعتصموا به حبله جیمعا

بنابراین من بطور رسمی اعلام میکنم که از امروز ، امام من …  رهبر من … پیشوا و پیامبر من … کسی نیست جز حضرت حجة الحق ، شیخ الزمان ، جنت مکان … «کریس آنجل» قدس سره شریف :))

حتی اگر فتوا بده که «روزی پنج بار پُشتک بزن و چند عبارت انگلیسی رو تکرار کن تا به بهشت داخل بشی» من حتما این کار رو خواهم کرد :)

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

مرگ بر دستگاه گیرنده ی دیجیتال

خود ِمن کارفرمائی داشتم که میگفت: «زنم حتی با خریدن دستگاه گیرنده ی دیجیتال مخالفت میکرد … چه برسه به ماهواره!!!»

اینجا بود که فهمیدم خواهرم و شوهرش چقدر روشنفکرند نسبت به خانواده ی کارفرمای خودم!

چون اونها با خریدن دستگاه دیجیتال فکر نمیکردند که توش زنهای لختی نشون بده با شورت و کرست!

ولی انصافا اغلب جامعه همینجوری هستند …

نسبت به هر تکنولوژی جدید حالت تهاجمی به خودشون میگیرند

فکر میکنم یکی از علل دوام حکومت ِاین «علی کهنه به سر» هم همین باشه

خیلی ها میترسند …

میترسند از ترویج ِ فسق و فجور …

میترسند از پیدا شدن یک رقیب …

(شاید شوهرم بجای کردن ِ من ، بره با polonia1 خودارضایی کنه)

هان؟

بازم میگی ذهن من خرابه؟

پس یه چرخی توی جامعه بزن!

بیچاره زن کارفرمای من خبر نداشت که شوهرش توی خیابون چه جنسیتی سوار میکرد و به رختخواب میرسوند و … و برای سفر نوروزی هم ، مشهد رو انتخاب کرده بودند به عنوان مقصد ، اونم با رای گیری ِ دموکراتیکی که برگزار شده بود بین مامان و بابا و دختر … و «مشهد» صددرصد آرا رو به خودش اختصاص داده بود!

درسته میگن«در ایدز مردها تعیین کننده اند»

ولی «در تغییر رژیم زن ها تعیین کننده اند»

***

در همین رابطه بخوانید:

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

دسته‌ها: واقعیت | ۱ دیدگاه

خب من بلد نیستم!

هیچوقت از گفتن این جمله اِبایی نداشته م: «من بلد نیستم»

خب من تخته نرد بلد نیستم

من بلد نیستم چجوری مخ بزنم

من بلد نیستم چجوری نقش بازی کنم جلوی راننده تاکسی که بگم «پول ِسالم ندارم»

من بلد نیستم دوستان زیادی داشته باشم

من نمیدونم که کابل اچ دی ام آی رو کجا فرو میکنند

من بلد نیستم چجوری «نه» بگم

من بلد نیستم شاد زندگی کنم

اصلا بلد نیستم زندگی کنم

مثل شما که زندگی را می کنید …

من بلد نیستم چجوری گوشی ِ تلفن بیسیم رو باید قطع کرد …

من بلد نیستم چجوری شیشه ی پراید رو بالا بدم …

من نمیدونم وایبر چیه…

فیسبوک کیه …

چجوری لایک میگیرند!

چجوری بوس میخرند …

من فکر میکردم که خیلی میدونم

ولی از خرهای امامزاده داوود هم علمم کمتره

من راه جلوگیری از انزال زودرس رو نمیدونم

من راه ِدرست کار کردن ِ سایفون رو بلد نیستم

من محبت به مادر رو یاد نگرفته م

من تابحال عرق دوآتیشه درست نکرده م

من نمیدونم تریاک چیه

من از حال ِ کنونی رهبر بیخبرم

نمیدونم چجوری میشه از کشور فرار کرد…

من نمیدونم تا کی زنده م

من نمیدوم آقا کی میاد

من نمیدونم

من نمیتونم که بدونم

ای مرگ!!!

من نمیدونم چقدر فاصله داری از من؟

چند کیلو آغوش از من دوری؟

دفاع از حقوق ماهیان قرمز شب عید وظیفه ی من نبود

من اومده بودم کباب بخورم

کباب سگ!!!

اما اینجا سگ ها هم نایاب شده ند

من بلد نیستم چجوری در مصرف برق صرفه جویی کنم …

در مصرف آب و سیفون !

و در حجم اینترنتم!

من بلد نیستم سه تار بزنم

من بلد نیستم چجوری خایه ی رئیسم رو بلیسم

من بلد نیستم ناخن هامو از کجا بگیرم

حتی وقتی موهای زائدم رو با تیغ میزنم ، خارشتک میگیرم

من نمیدونم چجوری به سنت ها پامو ببندم

من طریقه ی جذر گرفتن از عدد چهار رو فراموش کرده م

من بلد نیستم چجوری بدون الکل خوابم ببره

من بلد نیستم همرنگ جماعت بشم

من بلد نیستم «نیکی که از حد بگذرد…نادان خیال بد کند» چجوری باید اجرا بشه

من به دعا کردن بی اعتقادم

میدونم که خرافاته

ولی تو برای من دعا کن

که بلد بشم «نیستی» چیست

و راه ورود به آنرا …

دسته‌ها: نظر شخصی | ۱ دیدگاه

فرشید منافی؟

فرشید منافی یک برنامه ساز رادیویی ست که  تا سال 89 تو ایران کار میکرد، بعد از اون به پراگ رفت و مشغول تهیه برنامه  ی «رادیو پس فردا» شد.(این معرفی نامه)

امشب برنامه ش در مورد مهاجران ایرانی در خارج و جوانانی که آرزوی سفر به خارج دارند بود؛ تا میتونست همه رو به تمسخر گرفت ، چه داخلی ها و چه اونهایی که از ایران رفته اند، از تمثیل آنها با گاو و گوسفند و قاطر گرفته … تا بکار بردن کلمات سیاه و زرد و قرمز برای توصیف سایر مهاجرانی که با ایرانیان همدم میشوند.(یعنی رنگ پوست شون)

بعدش به تمسخر گفت: اینایی که میان خارج، بعد از چندوقت ، مدام کلمات خارجی بکار میبرند و ادعا میکنند که معادل فارسیش یادشون رفته.

خوبه که خودم ویژه برنامه ی چهارشنبه سوری این گلابی رو دیده بودم که روی سِن داد میزد:« لِیدیز اند جنتلمنز …»

باید بهت بگم: ایکبیری! تو الان توی کجا هستی؟ برای چی اونجایی؟ برای چی کلمات انگلیسی بکار میبری؟ تو هم به شیوه ی گوسفندی از ایران خارج شدی یا بقول خودت گودبای پارتی داشتی و نگاه پیروزمندانه به فامیل هات میکردی؟ حالم از امثال تو که برای دلقک بازی دست به خوردن هر مدفوعی میزنند بهم میخوره … وقتی از یک نفر خیلی تعریف میشه و همه به به و چهچه براش میگند، دیگه برای رسیدن به اورگاسم ِ دلقک بازی ، دست به هر تجاوزی میزنه!

لینک برنامه: گلچین برنامه‌های رادیو‌پس‌فردا در سال ۱۳۹۳

دسته‌ها: نظر شخصی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

رویای بنزینی من

یعنی الان یه جوری شده که اگر از بچه ی 5 ساله ای که توی رختخوابش خوابیده ، بپرسی«عزیزم…دوست داری  شب خواب بستنی ببینی یا خرگوش؟» بهت میگه:«دوست دارم خواب ببینم بنزین گرون نشده»

اتفاقا احمدی نژاد فقط عمامه نداشت ، ولی همه حرکاتش شبیه همین کفتار کلیدساز بود، شایدم این مثل اون رفتار میکنه

جامعه که خودش شکاف طبقاتی داره، حالا مردم رو هم دسته بندی میکنیم، یعنی اگر چاره داشتیم، رنک ِهر شخصی رو روی پیشونیش میچسبوندیم، یا مثلا عین مرغداری هر گروه از مردم رو توی یه سوله قرار میدادیم.

بعد میگه: هرکسی احتیاج نداره، ثبت نام نکنه … تو هم که احتیاج داری، میری سایت refahi.ir که ثبت نام کنی، می بینی که سایت خارج از سرویس شده دهنش! یعنی خودشون تشخیص داده ند که شما احتیاج نداری!

میگم که … باز احمدی نژاد وازلین میزد، بعد فرو میکرد، اینا دیگه لامصبا فقط آلت هاشون رو به سمت ملت گرفتند و حـــمـــلــــه !!!

یعنی جوری شده که نه خودمون میتونیم خودمون رو نجات بدیم، نه دیگران میتونند ما رو نجات بدن

دسته‌ها: واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، | بیان دیدگاه

هندسه ی تحلیلی در جبر و احتمال

هندسه ی تحلیلی عبارتست از دو  خط موازی که بهم میرسند و یک خط میشوند مثل ِ «…»

و دو نیم دایره ای که مماس هستند در نقطه ی تماس مثل ِ «…»

و دو دایره ای که دو دایره ی صورتی رنگ دارند در مرکز خود با یک بر آمدگی  ِ نوک مانند مثل ِ «…»

به جان خودم این افکار من غیرارادیه ... منو شماطت نکنید :((

به جان خودم این افکار من غیرارادیه … منو شماطت نکنید :((

و این بود تحلیل من از هندسه ی زندگی :(

من با تمساح یزدی و مکاره ی شیرازی فرق دارم در علم ِشهوت پرستی!

من به دنبال ِ بُعد دوازدهم ِ هستی بودم که به این سه بُعدی رسیدم!

منو ببخشید

من بیگناهم!

همه ی اعمالم بی اختیار رخ میدهد

احتمال دارد که همه ی اینها جبر باشد!

دسته‌ها: نظر شخصی, عکس، کاریکاتور، نقاشی | بیان دیدگاه

گناهان ِ من از دید ِ الله

خب پیش از اینکه به اصلاح نژاد انسان فکر کنم باید بگم که من نمیخوام به این موضوع وارد بشم که آیا خدایی هست یا نیست؟

ولی بینش ِ شک گرایانه و غیرمتعصبانه به من میگه: همه ی حالات رو در نظر بگیر!

خب فکر میکنم که عمده گناهان من از دید ِ الله ِ اسلام این چند مورد باشه:

عرق خوری … خودارضایی … سکس ِ بدون صیغه … دروغ های ریزه میزه … و اندکی دله دزدی هایی که  مطمئنم ضرری به صاحب مال(جمهوری اسلامی) نمیرسونده … مثلا رد شدن از گیت مترو بدون استفاده از بلیط!

شاید دل چند نفری را هم آزرده باشم …

شاید آخرین گناهم خودکشی باشه … ولی!

ولی تجاوز و قتل و غارت در کارنامه م ندارم … مثل بعضیا!

بعدشم ، من فکر میکنم که از سن پنج سالگی تا بیست و چندسالگی انقدر نماز و دعا و روزه به انجام رسونده ام که بتونم به عنوان رشوه پیشکش حضرت باریتعالی بکنم تا منو عفو کنه …

همین :)

الان مست بودم که این اعترافاتو کردما

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 5 دیدگاه

12 امام مهربون یا 12 خرس معصوم

خب من خیلی به کارتون خرس های مهربون علاقه داشتم، چون هر کدوم از این خرس ها یک ویژگی و قدرت خاص داشتند که در مواقع مختلف از اون استفاده میکردند.

یکی روی شکمش رنگین کمان داشت که هر وقت میخواستند از روی یک ابر به روی ابر دیگه برند، اون خرس شکمشو جلو میداد و یک پل از رنگین کمون میساخت و … یکی دیگه روی شکمش قلب داشت … یکی خورشید و … الی آخر …

چرا خرس های مهربون پیشوایان شایسته تری هستند

چرا خرس های مهربون پیشوایان شایسته تری هستند

ولی ما 12 امام داریم که روایت هست هر کدوم اینها هم یک ویژگی خاص داشته اند:

یکی تیرانداز خوبی بوده … یکی شمشیرزن ماهری بوده … یکی در ِ خیبر میکنده و بجای سپر استفاده میکرده … یکی هم مثل سجاد اسهالی ، خصوصیتش این بوده که هی سجده میکرده … همه شون هم بلا استثناء به نیروی علم غیب مجهز بوده ند ، یعنی از اتفاقات فرازمانی و فرامکانی باخبر بوده ند … تازه خود محمد هم با خرش به عرش پرواز میکرده …

ولی در عاقبت وقتی که باید از این نیرو هاشون استفاده میکردند  … یا مسموم میشدند … یا یکی از زنهاشون نقشه مرگشون رو میریخت …  یا یکی از پشت با شمشیر میزد توی ملاجشون …

یعنی در مقابل حوادث ناتوان بودند. البته یک مغلطه ی زیبای اسلامی میگه که «اینها قدرت داشتند ولی از قدرتشون استفاده نمیکردند تا در اوج مظلومیت و در راه حق بتونند fair play  یا همون بازی جوانمردانه رو رعایت کرده باشند، مثل امام حسین که پیشنهاد کمک جنیان رو در صحرای کربلا رد کرده بود»

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

***

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

بدون نماز هم زندگی جریان دارد …

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

اسلام دین گدا پرور

برای رفع آلودگی هوا دعا کنید

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

نذر چیست؟

نظر ویکتور هوگو درباره ایران و اسلام

علت ممنوعيت تصويربرداري از داخل کعبه

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, عکس، کاریکاتور، نقاشی | 48 دیدگاه

کـَل کـَل کردن کار من نیست

حالم از کـَـل کـَـل کردن بهم میخوره

حالم از چَلِنج کردن (به قول شماها که فارسی بلد نیستید) بهم میخوره

میخواد بحث در مورد قوانین فوتبال باشه ، یا در مورد ماکزیمم سن قورباغه!

در مورد دین و ادیان که حرفشم نزن!

همون اول میگم شما درست میگی و والسلام!!!

من همینجوریش مغزم داره میپـُکه … حالا بدم دست این یارو که کالبدشکافیش کنه؟

اونم وقتی که طرف مقابلت یه کله بِتُنی باشه

کلاً سعی میکنم از هم نشینی با این افراد هم بپرهیزم، چون چند لحظه بعد تصمیم داره نحوه ی درست ِ پوست کندن میوه و یا خواص میوه خوردن با پوست رو بهت تدریس کنه!

***

توی مهمونی:

– میدونی چیه آقا کیومرث؟ این پولی که دولت آمریکا به ایران پس داده ، به اندازه ی یکسال میشه باهاش مردم ایران رو سیر کرد ، بدون اینکه مردم بخوان کار کنند!

+ یعنی با 23 هزار و 500 تومن به ازای هر نفر تا یکسال میتونیم زندگی کنیم(من با خودم توی ذهنم گفتم)

***

یعنی نه اینکه جمع و تفریق و ضرب و تقسیم رو ندونه ها … اتفاقا خوبم بلده … ولی نمیدونم چرا از گنده گوزی و سخنرانی آتشین مزخرف خوشش میاد؟

طوریکه چشم ها رو گرد کنه و همه رو به خودش خیره کنه!

پس آقا !!! بــــــحـــــث تـــعــــطــــیـــل !!!

دسته‌ها: واقعیت | ۱ دیدگاه

نرخ ِبوس ِ دخترو … نرخ ِزعفرونه!!!

این یک ترانه ی لُریه!

فکر نکنید که من ِ شهوت پرست از لنگم در آورده م!

میگه نرخ بوس ِ دختران … نرخ زعفران است!

حالا شما برو مشهد ببین زعفران چنده؟

با این وضعیت سبد کالا و اینا …

دیگه کی با برنج هندی بوس میده؟

دسته‌ها: واقعیت | ۱ دیدگاه

این آینه ی حرومزاده!

من نمیدونم چرا این آینه اینقدر حرومزاده ست که مقاومت میکنه تا جاشو به تبلت و بوک مارک هاش نده!

از اون روزی که «از قضا آینه ی چینی شکست»

من نمیدونستم که نباید توی دستشویی به آینه ی چینی بگم «برو گم شو حرومزاده»

آخه کی میدونه که مامان بابای آینه ، توی محضر عقد کرده بودند یا نه؟

میگن جنسای چینی هم چند نوعند … درجه یک دارند … درجه دو دارند … و حتی درجه هشتاد!

خب آینه ی زیب النساء هم به درد من نمیخوره!

چون اگر درجه یک ش رو هم بیاری ….

من باز هم بهش میگم «برو گم شو … حرومزاده!»

به تویی میگم که با رضایت به دنیا نیومدی

تو راضی نبودی

ولی مامان و بابات بودند

و این اصل ِنا انصافیست و تو حرامزاده ای …

چه بخواهی و چه نخواهی!

چون نمیخواستی بیایی

و این یک تجاوز بود

اون هم تجاوز نوع یک!!!

یعنی ناخواسته ترین آلت ممکن!

مگه کسی از من نظر خواهی کرد؟

یا از ما رفراندوم گرفت؟

پس می بینید که همه چیز بر خلاف حقوق احمق شهید است

دسته‌ها: پله پله تا ملاقات نا خدا | بیان دیدگاه

گوگل «خدمت» به بشریت بود … نه «جنایت» علیه او

خب شما میتونید هر چیزی رو توی گوگل سرچ کنید:

از درد ِ مشترک لای پا (بقول شاهین) …. تا  درد ِ سر!

میتونید راه مبارزه با موش های خانگی را جستجو کنید …. یا طرز تهیه ی الویه را !

میتونید راه خوشحال کردن عشقتون رو بسرچید … یا نحوه رهایی از مزاحمت تلفنی را حتی !

میتونید علائم اسهال خونی را بجورید … یا مضرات کالباس را !

میتونید توی سایت صیغه یابی عضو بشید … یا درمان ِ کمردرد را بطلبید

هر کاری میکنید … بکنید …

ولی گشت ارشاد نباشید برای هم!

مثل قاضی های جمهوری اسلامی نباشید برای هم!

به هم راست بگید هر چند ایمان دارم که «دروغ» مفیدتره

مثل سیگار که ضرر داره … ولی آبمیوه مفیدتره!

راستگویی هم عواقبی داره

پای عواقبش بمونید هرچند سرطان ریه در انتظارتون باشه

سرطان ریه که قابل دیدن هست …

ولی جهنم که دیده نشده

هر چند من به چشم خودم دوزخ را در این دنیا دیده ام

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | 5 دیدگاه

پلی لیست ِجمهوری اسلامی من و تو

خب منم دوست دارم به یه چیزی گیر بدم دیگه

ولی این یکی انصافا حقه!

برنامه ی «play list» شبکه من و تو ، بی شباهت به انتخابات جمبولی اسهالی نیست

خودشون کاندید معرفی میکنند (اونم با فیلتر شورای نگهبان که خودشون هستند) ، بعدش که رای گیری کردند ، نتیجه ش رو هم فقط خودشون میتونند می بینند(مثل وزارت کشور)، بعد برنده رو هم خودشون معرفی میکنند(مثل صدا و سیما)، بعد پخش هم میکنند (بازم مثل صدا و سیما)، از شادی مردم هم فیلم نشون میدن(اینم که مثل صدا و سیما شد چرا؟)

فقط کم مونده سرود پخش کنند: «برادر شهیدم … رَأیـــِتو پس گرفتیم» :))))

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

دسته‌ها: نظر شخصی, طنز | بیان دیدگاه

امپراطوری میمون ها

میخوانم پیام نوروزی اوباما را …

میخواهم ذوقمرگ شوم که یک بیت بخواند از حافظ یا سعدی …

به آن لحظه ی لزج ِ آب بودنم خیره شده ام

که مثل سهراب ِ اخوان رابع …

دستم کوتاه است و خرما بر نخیل ِ بیل داوکینز گیتس!

آه … که امین اله خان … پودر میکنی یاخته هایم را با «شب ها آهنگ جانسوزی … پیچد در قلب کوهستان … بانگی از نوعی آتشبار … همچون بانگ نای چوپان»

اما نه آن پودری که به ماتحت نوزاد میمالند تا نسوزد …

اتفاقا این پودر میسوزاند!

پودری که دوباره میخواهد آدم شود

نه آن سوت سوتک شریعتی !

و نه کوزه ی خیاط !

چقدر مانده فاصله بین من و تو ؟

شبکه «من و تو» نه هــــا !!!

من که منم

ولی تو «نیستی» هستی

آری جرات میخواهد

همیشه دوست داشتم مثل تو جرات داشته باشم ای هیتلُر!

به جان ِ دایی جان هیتلُر!

گاهی وقت ها بُت ِمن میشوی

تو توانستی گلوله را روانه ی سرت کنی

ولی من ندارم … نه گلوله … و نه جرات … و نه توان!

آیا این حرکت تو سجده ندارد؟

منی که به همه چیز سجده میکنم

از آب و نان و برق و روانشناس … تا زغال قلیان!

این رعشه ی تنم حاصل جلق نیست…

از ترس است …

نه ترس از ارتش سایبری …

بلکه از خودم!

من میترسم از خودم چون میدانم چه جانور خطرناکی هستم

مدارا را میکنم

هر شب …

با رضایت دوطرفه …

نمیدانم برای «اتمام» باید به چه کسی سجده ی تضرع کنم؟

به خودم؟

همان خودی که میترسم از او؟

خسته ام از بیگ بنگ بنگ بنگ … کیو … کیو … شلیک نکن! من که دست هایم را بالا برده ام !

این بنگ همان بنگی نیست که میکــِشند؟

پس چرا نئشه نمیکند؟

خب بیا کباب کوبیده بخوریم با پیاز …

بعدش هم آروغ بزنیم با دوغ ِ آبعلی!

یارو اسمش علی بوده … بچه شو صدا میزدند «آبعلـــــــــی!!!»

میبینی؟

سوژه برای خنده هم زیاد داریم

حالا بیا بریم تله کابین سوار بشیم

قیمه لاپلو درست کنیم

توی کوه دنبال سگ ها بکنیم

وقتی که خسته شدیم … بیا ورق بازی کنیم

اصلا تو حاکم باش

منم ورق هاتو نمیبُرم

غروب با هم میریم بیرون

تو ریمل بزن به چشمهات …

هر کی هم نگات کنه … نوش جونت …

نوش جونش …

ولی زهر مار من !

منکه راضی بودم همین زهرمار را سر بکشم

ولی تو خرم کردی

گفتی که من با بقیه فرق دارم

گفتی پیرهن بپوش با جلیقه بهت میاد

اون ادکنله که همه میگفتند بوی گند میده

ولی چون تو دوسش داشتی

توی کشو مونده

دیگه هیچی ازش بیرون نمیاد

حتی وقتی میخوام بوی دستشویی رو از بین ببرم

دچار حبس بول شده

تا شاید تو برگردی

فکر میکنم که دیگه بزرگ شده م

ولی هنوز بچه ام

هر چند تولید اسپرم معیار بزرگی نیست

چشمام گفتند

به تو …

که من هنوز شاشم کف نکرده

آخه کف کردن شاش هم معیار بزرگیه

آره تو تکیه گاه میخواستی

ولی چون من نبودم

روم نشستی

هنوز سرم بوی باسنت را میده

و آن چسی که ول کردی لای موهام

از آن ادکلن هم خوشبوتر بود

من افسرده نیستم

فقط کمی افشرده ام

و کمی هم هشیار!!!

دسته‌ها: نظر شخصی | ۱ دیدگاه

لحظه ی تحویل سال نو حواستون جمع باشه

خب شما باید دقت کنید که در لحظه ی تحویل سال نو ، مشغول کار خوبی باشید، خرافات نیست به ابرفرز!!!

آخه میگن در اون لحظه ی مهم ، مشغول هر کاری که باشید، تا آخر سال به همون کار اشتغال خواهید داشت.

مثلا با تخم هاتون بازی نکنید ، چون ممکنه در طول سال یه سخنرانی مهم براتون پیش بیاد، اونوقت مجبورید که پشت تریبون ، هی با تخم هاتون بازی کنید.

حتی من شنیده م احمدی نژاد در طول این هشت سال، عین آمار ، تمام لحظات تحویل سال نو ، مشغول ریدن بوده …

هیچی دیگه … الان با یه کشور قهوه ای در خدمتتون هستیم :))

***

لحظه ی تحویل سال نو، لحظه ایست معمولی: مثل یک دقیقه قبل از آن … مثل یک دقیقه بعد از آن …

و مثل شب قدر ، که تلاش میکنی سرنوشت یکسال آینده ات را خوب رقم بزنی …

پس اینقدر خودتو به ضریح حضرت معصومه نمال …

چیزی از توش در نمیاد ;))

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز | بیان دیدگاه

طرز تهیه عرق خرما (ودکا خرما) بصورت تصویری

«لطفاً متن و نظرات رو با دقت بخونید و سوال تکراری نپرسید،سوال تکراری جواب داده نمیشه»

 

طرز تهیه این مشروب بسیار شبیه «طرز تهیه عرق کشمش» می باشد ، اما یکی دو تفاوت در این حالت وجود دارد:

یکی اینکه خیلی ارزان تر از کشمش است

و دوم اینکه در میزان پر کردن مخزن تقطیر است که توضیح خواهم داد

طعم آن هم خوب است (تلخ مثل زهرمار) و بوی آنچنانی ندارد ، کلاً مشروب خوبیست بطوریکه در کتاب «صحیفه تِلو تِلو خوریه» در باب آن ذکر شده: « اِنّا فَتَحنا لَکُم فی هذا العَرَق ، اَبوابٌ اِلَی السَماء ِ و الفَضاء» یعنی«همانا ما در این عرق برای شما درهایی را بسوی آسمان و فضا (رفتن) باز کردیم»

خب برای تهیه ی این عرق لازم نیست بهترین نوع خرما را تهیه کنید ، اتفاقا بدترین نوع آن را برگزینید، یعنی همان خرماهایی که بهم چسبیده و شکرک بسته است؛ مانند شکل زیر:

خرما از نوع معمولی و ارزان

خرما از نوع معمولی و ارزان

قیمت این نوع خرما حدود 4000 تا 5000 زارت است و در مقایسه با کشمش ِ کیلویی 9000 زارت بسیار مرقوم به صرفه تر می باشد.

طبق معمول به ازای هر یک کیلو خرما ، چهار لیتر اب درون دبه میریزیم و خرما ها را به آن اضافه میکنیم، یک قاشق چایخوری مخمر به آن می افزائیم

مخمر معمولا به دو صورت دانه های ریز و قرص در بازار موجود است

مخمر معمولا به دو صورت دانه های ریز و قرص در بازار موجود است

سپس کمی هم میزنیم و قفل هوا را نصب میکنیم و در جایی گرم قرار می دهیم(قفل هوا ، شلنگی ست که روی درب بشکه نصب میشود و سر دیگر آن درون ظرفی آب گذاشته میشود تا گازهای حاصل از تخمیر از مخزن خارج شده و اکسیژن نیز به آن وارد نشود)

دمای محیط اتاق و کمی گرمتر مناسب است(درجه حرارت 21 تا 24 درجه سانتیگراد – دمای بالاتر هم تا 30 درجه قابل انجام است)

پس از یکی دو روز خرماها به سطح آب آمده و کف میکنند، روزی یکبار به بشکه سر بزنید و با وسیله ای چوبی محتویات آنرا هم بزنید.

پس هفت هشت الی پانزده روز (یا بیشتر،حتی تا سی روز ممکن است ادامه داشته باشد) تفاله خرماها و هسته های آن ته نشین میشوند

اکنون شراب خام آماده است، هسته ها و تفاله ها را به وسیله ی سبد یا آبکش بخوبی صاف کنید ،  و سپس درون دبه ای بدون راه هوا، آنرا ذخیره کنید.

حالا از این ذخیره برای عرقگیری استفاده میکنید

به دستگاه تقطیر زیر نگاه کنید:

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

نحوه اتصال لوله ی فلزی با زودپز

نحوه اتصال لوله ی فلزی با زودپز

این مرحله ی تقطیر یا تعریق است. لوله فلزی شما باید بیش از یک متر باشد، یعنی حدود دو متر خوب است ، که اگر سه متر باشد بسیار ایده آل است،بخشی از آن باید صاف بماند و بخش دیگری که درون سطل خنک کننده قرار میگیرد باید بصورت مارپیچ درآید، هرچقدر طول لوله ی مارپیچ بلند تر باشد ، تعریق بهتر صورت میگیرد.

یکی از سوراخ های زودپز را کاملا مسدود کنید، سر لوله فلزی را به سوراخ دیگر آن نصب کرده و آب بندی کنید(با چسب دوقلو) البته اگر بتوانید این سوراخ را با مته کمی گشادتر کنید بهتر است، لوله ی مارپیچ را درون سطلی قرار دهید بطوریکه بدانید آب کاملاً آن را فرا میگیرد(مطابق شکل)

پایین سطل را سوراخ کنید و انتهای لوله ی مارپیچ را از آن خارج کرده و آب بندی کنید.از این قسمت محصول نهایی خارج میشود که می توانید با یک شلنگ نازک آنرا به یک بطری(مثلا بطری دلستر) که درب آنرا سوراخ کرده اید متصل کنید.

چون آب درون سطل دائماً در حال گرم شدن است و باید آب سرد با آن جایگزین شود مطابق شکل در بالای سطل لوله ای برای خروج آب های گرم تعبیه کنید. طبق قانون همرفت یا کنوکسیون آب های گرم در بالای سطل است و آب های سرد در پایین سطل، پس آب های گرم به راحتی خارج میشوند، از طرفی باید یک جریان آب سرد درون سطل بریزد تا این تعادل حفظ شود(مطابق شکل)

اگر جریان آب سرد، کم باشد هم کفایت میکند و روند خنک سازی لوله ی مارپیچ بخوبی مدیریت میشود.

تفاوت تعریق خرما با تعریق کشمش در این بخش است. در تعریق کشمش شما میتوانید سه چهارم زودپز را از شراب خام پر کنید، ولی این کار برای تعریق خرما امکان پذیر نیست چون اگر شما سه چهارم یا حتی دو چهارم زودپز را از شراب خام خرما پر کنید، با وجود اینکه شعله ی زیر آن کم است، پس از مدت کوتاهی ، شراب خام طغیان کرده و از لوله بالایی وارد لوله مارپیچ شده و در ظرف محصول نهایی ریخته میشود و کلا کار شما را خراب میکند.

بهترین حالت این است که یک زودپز چهار لیتری بخرید و عملیات ساخت دستگاه را روی آن اجرا کنید، سپس فقط یک چهارم آنرا  (یعنی یک لیتر،برابر با یک شیشه دلستر خانواده)  از شراب خام خرما پر کنید، و برای جمع آوری محصول نهایی نیز از یک شیشه نوشباه کوچک ِ 300 سی سی استفاده کنید ، شعله را به میزان کم روشن کنید، پس از مدتی اگر به لوله ی بالای زودپز دست بزنید ، می بینید که داغ شده ، حالا شعله را ملایمتر کنید و مشاهده میکنید که از طرف دیگر ، قطرات تقطیر شده به آرامی در حال ریزش در بطری می باشد.(چکه چکه – قطره قطره)

اگر چند قطره از محصول خروجی را درون یک قاشق بریزید و شعله ای نزدیک آن بگیرید مشاهده میکنید که شعله ور خواهد شد، این نشانه آن است که محصول شما دارای الکل است.

پس از مدتی که شیشه ی نوشابه ی کوچک (300 سی سی) که محصول نهایی درون آن ریخته میشد، پر گردید، گاز را خاموش کرده و محتویات زودپز را خالی کنید، سپس مراحل فوق را با یک لیتر شراب خام دیگر تکرار کنید

بطور معمول از هر لیتر شراب خام، باید 300 سی سی عرق تهیه کنید که دارای میزان الکل  کافی باشد.

در آخر، یادتان باشد که …

زندگی بدون مستی حرام است :)

******

مطالب دیگر در زمینه مشروب از همین وبلاگ:

طرز تهیه عرق کشمش (ودکا کشمش) بصورت تصویری

فرخنده میلاد انگور بر همه ی الکل پرستان مبارک (طرز تهیه شراب انگور)

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دنبلان گوسفند ، مزه ای دلپذیر برای مشروب

از همین وبلاگ بخوانید:

*****

12 امام مهربون یا 12 خرس معصوم

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

بدون نماز هم زندگی جریان دارد …

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

اسلام دین گدا پرور

برای رفع آلودگی هوا دعا کنید

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

نذر چیست؟

نظر ویکتور هوگو درباره ایران و اسلام

علت ممنوعيت تصويربرداري از داخل کعبه

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 314 دیدگاه

هنر نزد ایرانیان است و بس …

هنر نزد ایرانیان است و … بس است دیگر این خریت!!!

این خودبرتربینی …

خدایی که وجود ندارد میداند که چقدر من از ایران و ایرانی بودن متنفرشده ام

مرده شور نامت را ببرد

و اصل و نسب و خاکت را

که اینگونه مرا به تباهی کشاندی

ای «ایران»

دسته‌ها: نظر شخصی | 2 دیدگاه

یک روز قبل از یائسگی به تو رسیدم … تو خودت مرا دعوت کردی ، نه من خودم را

زندگی مشترک یعنی چه؟

یعنی اینکه صبحانه ، شیر موز بخوریم با خرما …. که آماده بشیم برای عملیات ِ والفجر فردا شب؟

خب من خودم دو تا زن دارم !!!
یکی دست چپم و دیگری دست راستم

خیلی هم مطیع هستند

تمکین میکنند از من بخدا !!!

مهریه هم نمیخواهند …

اُرگاسم ما هم زمان است …

نه کمی زود تر و نه کمی دیر تر …

اگر کمر من سفت نیست … دست من آرامتر می نُماید حرکت پیستونی را …

چه نیازی به کاندوم بُوَد

منکه لیوان دارم

و چاه فاضلاب بیکران است

چه بسیار دکتر و مهندس هایی که به چاه سپردم !!!

دسته‌ها: Uncategorized | بیان دیدگاه

و این بود ثمره ی من از زندگی

رفته بودم خرما بخرم

برای تهیه ی عرق !!!

دیدم اون گوشه ی خیابون دارند مار ِآبی میفروشند

من خریدم به ده هزار زارت …

یک مار خوش خط و خال ِ آبی !!!

بعدشم داشتم میرفتم خونه

با اون قالب یخی که خریده بودم از گاراژ ِ سر  ِ ایسگاه

یهویی دیدم یه مرد قهوه ای

که قدش بود کوتوله …

اومد به طرف من ِ بدبخت

توی تاریکی ِ کوچه ی پوس کَنی!

منم ترسیدم

گفتم که شاید چاقو رو فرو کنه تو بیضه هام

ولی او قهوه ای چهره …

گفت : آقا ببخشیدا …

من نه گدا هستم …

نه مریض !!!

نه مادرم در حال مرگه …

نه درمونده ی یک آمپولم

بخدا قسم که من گشنه نیستم ….

من فقط معتادم …

ده تومن جور کرده بودم که برم تریاک بخرم …

نامردا …. یه فسقلی قیل چسبونده بودند … دادند به من ….

به جای تریاک ….

الانم فقط چهار هزار زارت دارم …

هر چی داری کمکم کن …. بخدااااا

بخدا اگر ندی ….

تا صبح باید به خودم بپیچم

منم گفتم: بخدا من از تو مستحق ترم !!!

اونم گفت: تو بده …. من بعداً پولتو میریزم توی ضریح  … یا توی صندوق صدقات …

گفتم صبر کن

من به تو دو هزار زارت میدم ….

صبر کن ببینم دارم یا نه؟

اونم گفت اگه نداری فدای سرت …

خدا مادرتو برات نگه داره …

ولی من یک هزار زارت بیشتر نداشتم …

بهش دادم

و گفتم :

لازم نیست توی جایی بندازی ….

نوش جونت عزیزم!!!

منم همدرد تو  ….

و این داستان دروغ بود اگر شب سپید است!

دسته‌ها: Uncategorized | بیان دیدگاه

تجلیل از بلاگر برتر سال 92 از دیدگاه خودم :)

ما و همه ی موجودات زنده ای که در زنجیره تکاملی داروین به سر می بریم ، تشنه ی محبت هستیم.

این نیاز وقتی آشکار میشود که تو یک بلاگر هستی و وبلاگ های دیگر را هم میخوانی. و امکان لایک دیگران در زیر پست تو موجود است.

برای خود من به شخصه ، لایک زدن مثل جان کندن است، انگار میخواهم پولی از جیب خرج کنم ، یا مثلا فکر میکنم که اگر پای پست کسی لایک بزنم ، طرف پررو میشود یا احساس برتری میکند!

اما بلاگر عزیزی که نه تنها از وبلاگ من ، بلکه از سایر وبلاگ های متنوع دیدن میکند ، و برای خرج کردن لایک هایش خسیس نیست.

کسی که بی رو دربایستی ، از هر مطلبی که خوشش بیاید ، سخاوتمندانه از آن تقدیر میکند و هر پستی که خوشش نیاید ، از کنارش رد میشود.

نه دشنامی … نه سرزنشی … و نه  هیچ اتهامی روانه ی نویسنده نمی کند !!!

من میخواهم همین حالا از ایشان دعوت کنم که روی سِن وبلاگ من بیاید تا جایزه ی تقدیر مرا را دریافت کند …

این شما و این سرکار خانم ِ  «آواره ای در آمستردام»

ممنون از تو :)

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت | بیان دیدگاه

پیشنهاد به کشورهای با جمعیت کم و کهنسال

من به عنوان یک شخصیت غیر مهم که هیچ مسئولیتی به عهده دارم از همین تریبونی که همه ی مقامات مهم اون رو نمی خونند ، یک پیشنهاد میدم به کشورهای اروپایی ، که رشد جمیعت شون کمه و به نیروی انسانی جوان هم نیاز دارند

آقا شما تسهیلات بذارین ، خوب ویزای کار بدین یا پناهندگی بدبختی از بدو تولد!!!

ما هم جمعیت جوان ِ آماده ی فرار زیاد داریم ، اصلا پول بلیت شون رو هم خودشون میدن، ما ها رو  اتوبوس اتوبوس بار بزنین ببرین توی کمپ های با شرایط رقت آور !!! دیگه از اوین و کهریزک که بدتر نیست … تازه ماهی یکبار هم اینترنت داره

بعدشم که زبانمون خوب شد … که هست

من خودم شخصا هر کاری …. دقیقا «هر کاری» حاضرم بکنم

از توالت شوری و مرده سوزی گرفته … تا سرپا گرفتن حیوانات معلول و دادن آمار تعداد همسران آخوند محله ی خودمون به اِم آی سیسک … همه رو حاضرم انجام بدم

دیگه کشور خالی میشه … انقده خوفه … اصلا فیروزآبادی میتونه مثل غلتک توی ایران غلت بزنه و شریعتمداری هم پاچه ی بچه های  خودشو بگیره … آغا هم برای خانم سخنرانی کنه و … پلیس ها هم دنبال هم دیگه بکنند و همدیگرو دستگیر کنند ، بعد به خودشون رشوه بدن و همدیگرو آزاد کنند … خمس و زکات ها هم از این جیب میره به اون جیب … اصن یه وعضی :)))

دسته‌ها: طنز | بیان دیدگاه

طرح هدفمند کردن طناب دار بر گردن جامعه

یه چرخی توی این جهنم بزنین (ایران)

خب مسئولان شهری دلشون برای مردم میسوزه

دلشون نمیخواد که کسی با گاز co دچار مسمومیت بشه

برای همین هم بیلبورد زده ند که به مردم آگاهی بدن

ایناهاش:

طرح هدفمندی طناب دار بر گردن جامعه

طرح هدفمندی طناب دار بر گردن جامعه

حالا مثلا نمیشه برای آگاهی دادن به مردم ، عکس مولکول های گاز یا چه میدونم عکس اسکلت بذارین؟

حتماً باید عکس «دار» باشه ؟

خب لابد میگید باید جنبه ی تنبیهی-عبرت آموزی هم داشته باشه!

آخه عبرت از چی؟ از co ؟

اما به حول و حوش الهی ، دروس آشناساز در مورد طناب دار به کتاب های ابتدایی وارد خواهد شد.

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، | بیان دیدگاه

این کنسرت های شاد است که اسلام را زنده نگه داشته است

بزن پی ام سی … یه همچین تیزری رو می بینی:

در یک شب استثنائی … میزبان هفت هنرمند موزیک پاپ کشورمان (یعنی شادمهر ،اندی ، کامران و هومن ، شهاب تیام ، شب پره ، ستار و سپیده) و برنامه ی مخصوص نوروزی خواهیم بود:

رقص ساعت دوازده شب … باشکوه ترین آتشبازی در فضای بسته … همراه با سرود ملی کشورمان (این آخریش مهمه)

یعنی شما یه قوطی آبجو میگیری دستت ، هی میخونی «پری پریا … گلپریا … تاج سریا» هی بالا پایین می پری … هی آبجو میزنی … هی بالا پایین می پری … هی آبجو میزنی … هی بالا پایین می پری … هی آبجو میزنی …

خوب که مست و پاتیل شدی

قشنگ صاف می ایستی

دست راستتو میذاری روی قلبت … میخونی « ســـر زد از افق … مـــهر خاوران …» همینجور ادامه میدی … میرسی به « پیامت ای امام استقلال، آزادی نقشِ جـــانِ مـــاست» بعد به آخرش رسیدی که  میگی «پاینده مانی و جاودان … جمهوری اسلامی ایران» :)))))

اینم منبع ، ببینید که به ولای مرتضی نقی دروغ نمیگم

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، | ۱ دیدگاه

مردم برای دریافت وازلین اقدام نکنند

حضرت ابلیس الاسلام  حسن کـِی مـِـیکِر فرموده اند: ما میخواهیم برای دریافت یارانه به مردم فرم بدهیم، ولی مردم فرم را پر نکنند!!!

مثل این است که شما توی یک خونه مستاجر باشید و صاحبخانه به شما تجاوز مقعدی میکند؛ ولی شما مجبورید آنجا بمانید. اما صاحبخانه یک عدد وازلین در اختیار شما گذاشته است تا زیاد درد نکشید.

پس از مدتی صاحبخانه عوض میشود و شما هنوز مستاجر همان خانه اید. صاحبخانه ی جدید برای باقی ماندن شما با شرایط قبلی (تجاوز مقعدی) موافق است، ولی در اجاره نامه قید میکند:« من به شما وازلین تعارف میکنم، ولی شما نباید آنرا بگیری»

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

دسته‌ها: واقعیت | برچسب‌ها: ، ، | بیان دیدگاه

قاضی نباش … وکیل باش!!!

عادت کرده ام به قضاوت !!!

وقتی بیوه ای سوسیس میخرد …

من قضاوت میکنم او را …

که او در فکرخودارضائیست

در حالیکه او شامی برای خوردن خریده است!

دختری بازاریابی میکند با روابط عمومی قوی …

و من قضاوت میکنم او را …

که او در حال شوهریابی ست

در حالیکه او قسط های عقب افتاده ی پدرش را مهیا میکند!

پسری با پسر دیگری به اتاقی میرود …

و من قضاوت میکنم او را …

که او و دوستش در حال گِی هستند

در حالیکه آنها برای قلیان کشیدن و ورق بازی کنار همند!

زن همسایه برای مردی تنها آش نذری می آورد …

و من قضاوت میکنم او را …

که او از سکس شبانه اش راضی نیست

در حالیکه او نذر حضرت عباس دارد …

برای نیفتادن  چندین باره ی جنینش!

بس است دیگر …

بس است!!!

رهایم کن «قضاوت» !!!

میخواهم «وکالت» ِ «فروید» را بر عهده گیرم!

دسته‌ها: Uncategorized | 3 دیدگاه

ای کسیکه جانت را فدای یک لبخند فرزندت میکنی

من پدر نیستم ولی میدانم!

تو هم بدان و آگاه باش

اگر شنیده ای که  «پسر نوح با بدان بنشست»

و این خبر برای نوح چقدر تلخ بود!

شاید داستان نوح دروغ باشد … ولی

پسر نوح حقیقی ست

و وجود دارد …

در هر خانواده ی بیش از «دو نفر» ی

تو تلاش میکنی که بچه ات آنگونه باشد که تو میخواهی

ولی سعی نکن

چون قبل از تو نوح بسیار تلاش کرد

و مادر من هم همچنین!

که میخواست قاری قرآن باشم و مداح اهل بیت!

اما من هم اکنون در خدمت شما هستم

اگر فرزندت میخواهد مخدر مصرف کند

فقط میتوانی از مضراتش بگویی

ولی نمیتوانی مادام العمر مراقب او باشی

تو نمیتوانی جلوی او را بگیری که در جهنم نسوزد

او در خلوتش فیلم سوپر نگاه میکند و وضو میگیرد در جلوی تو!

تو نمیدانی که …

او یک مغز مستقل دارد

بگذار خودش تصمیم بگیرد …

هر چند …. اشتباه !!!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

دسته‌ها: نظر شخصی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، | بیان دیدگاه

فُروی ِ ویژه عید نو گوز با 100 در صد off

آیا برای سفرهای نوگوزی آماده اید؟

سردار مومنی و جمعی از یارانشان برای این ایام سریال  «خط قرمز» را تماشا کرده اند !

هر کس که شناسنامه دارد میتواند به واحد بسیج محله مراجعه کند و یک عدد بلیط ِ رایگان «راهیان ِکور» تهیه نُماید.

تازه !!!

تیم ملی هم که برای سفر نوروزی به  جام جهان بین  ، موفق به دریافت ِبلیط رایگان از واحد بسیج خواهران شده است و جوان مستعد ِ بیضه مال «احسان عقیم امیری» هم در حال تهیه آهنگ های شاد و اسلامیک برای این فتح غرور آفرین ِ ملت رهبرپرور می باشد.

مسافرین محترم !!!

لطفا در اتوبوس های اسکانیا ، کمربند های خود را ببندید تا شلوار کُردی تان شُل نشود!

آجیل دارای مضرات بسیاریست و محققان در تلاشند تا میوه ی سرشار از ویتامین ِبادمجان را به عنوان جایگزین ، در بازارچه های بهاره به شما فرو کنند.

پیش بینی وضع هوا نشان میدهد که در شب سیزده بدر میلیون ها «آه و اوه» به هوا پراکنده خواهد شد.

از خریدن لباس های تاناکورای ساخت داخل ، برای عید جداً خودداری کنید

چون درون زیپ هایشان قارچ های مغذی وجود دارد که خوردن آنها از نظر علمی باعث سرطان نگاه کردن به داف های ماشین بقلی خواهد شد.

ماهی ِآبی بخرید تا از تیم تاج جمهوری اسلامی برای قویتر شدن تیم ملی حمایت کرده باشید.

چهارقُل هوالله را درون صندوق صدقات فشار دهید تا حادثه شرم کند که شما بیمه هستید ، آن هم چه بیمه ای؟؟؟ بیمه حضرت عباس !!! با تخفیف ویژه ی عید سال قمری مصادف با محرم شیعیان!!!

سی دی ِ «هایده» تان را همراه با تخمه ی چینی درون جاده نیندازید.

از رها کردن گاز خود در سطح شهر های بزرگ ، برای جلوگیری از مطبوع شدن هوا خودداری فرمائید.

چهاردهم پَروردین پنجشنبه است  … برای ظهور ِ عاجل ِ بین ُ التعطیلین دعا را بکنید.

***

از همین وبلاگ بخوانید:

تسویه حساب OTW

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

تسویه حساب OTW

تسویه حساب OTW یکی از خدمات مالی نوین است که فقط در ایران قابل استفاده میباشد و عواقب ِبکاربردن آن در سایر کشورها بر عهده خود شخص میباشد.

واژه اختصاری OTW برگرفته از «On This World» میباشد . یعنی تسویه حساب در همین جهان.

اگر از کسی طلب مالی دارید یا کارفرمای شما سرتان شیره مالیده است و قوانین جمبولی اسهالی به شما کمکی نمیکند ، شما موظف هستید به میزان طلب تان به شخص بدهکار خسارت مالی وارد کنید.

مثلاً کارفرمایتان شما را بیمه نمیکند یا دستمزد کمی میدهد و شما می بینید که دستتان به هیچ کجا بند نیست، چون کارفرمای شما پارتی های کلفتی دارد یا رشوه خوب میدهد؛ شما میبایست به میزان مبلغ موردنظر به اموال او آسیب برسانید.

البته باید این کار را غیر محسوس و بدون هیچ رد  ِ پایی انجام دهید ، مثلا ماشینش را خط بیندازید یا کاپوتش را قُر کنید.

اینکه به شمشیر برهنه ی حضرت عباس واگذار کنید یا شورت ِ سوراخ ِ حضرت زینب!!! کاری عبث و بیهوده است.

وقتی خودتان در همین جهان(آن دیس ورد) تسویه کنید، دو حالت پیش روی شما خواهد بود:

1- اگر جهان آخرت وجود نداشته باشد … خب شما تسویه کرده اید

2- اگر جهان آخرت وجود داشته باشد، خدا یک کارشناس مالی میفرستد و میزان خسارت را تخمین زده و می بیند که خسارت طرفین برابر است

بنابراین شما هیچ ضرر دوچندانی متحمل نخواهید شد.

تاکید میکنم که تسویه حساب OTW فقط مخصوص ایران است، از بکارگیری آن در سایر کشورها خودداری کنید :)

دسته‌ها: مطالب آموزشی, پله پله تا ملاقات نا خدا | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 3 دیدگاه

دانلود سری کامل سریال «نظم و قانون»

اِس داده م به «کادو» خانوم

میگم: تشریف بیارید

میگه: چند نفرید؟

میگم: خودمم

میگه: من واسه یه نفر نمیام … نمیصرفه

حالا من موندمو یه ربع شیشه راکی و یه گالون صابون مایع   ِ Ave

و نمیدونم آهنگ «سگ هار» شاهین قشنگتره … یا چَهچَه های عبدالباسط؟

و سرچ میکنم در گوگل : son fucks his mom pic

من مزه درست کرده ام با …

برنج ِهندی ِسبد کالا !!!

مرغ هم قاطیش میکنم … با ماست

نمیدونم باید رد پای «حسین» پناهی رو بـِجورم  … یا «جعفر»شون رو؟

این «سایفون» هم که کار نمیکنه

به عکس هیتلر خیره میشوم

آدولف نقاش خوبی بود

هیچکس او را درک نکرد

که این چنین جهان را به آتش ، روی بوم کشید

سردار جـــعفری؟؟؟

کجایی؟؟؟

من منتظرتم

بیا دوتایی نوشابه کانادا رو با راکی تنقیه کنیم ببینیم چی میشه؟

دسته‌ها: Uncategorized | ۱ دیدگاه

فواید دروغ گویی

مقدمه: قبل از اینکه بخواید منو قضاوت کنید، خودم یکم توضیح میدم. من نه شیطان پرستم … نه فراماسون … و نه هر کوفت دیگه ای!

از هیچ کسی هم پول نمیگیرم … نه از آمریکا … نه از بورکینافاسو … نه از تکفیری های سوریه …. یا آنگلا مرکل و مسواک یزدی

اینکه بشینم از فضائل اخلاقی بگم و تاکید کنم که خداناباوری با اخلاق مداری در تضاد نیست به من ربطی نداره

متن اصلی:

یه جمله ی مزخرف هست که میگه«آدم دروغگو کم حافظه ست» این خودش بزرگترین دروغیه که به خورد مردم داده شده!

اتفاقا دروغگو ها حافظه ی قویتر و فکر خلاق تری دارند و در نتیجه در زندگی شون موفق ترند

البته کمیت دروغگویی مزیت نیست ، بلکه کیفیت اون باعث پیشرفته.

یه نگاه به دور و برتون بندازید … از سیاستمدارها که بوش و بلر و خامنه ای و جنتی باشه  تا بقال سرکوچه تون … هر کسی بهتر دروغ بگه موفق تره! (شما در بقالی >> +حسن آقا این ماست ها چقدر گرونه! – به وَلای علی گرون خریده م بخاطر همین مجبور با سود کم ولی گرون بفروشم … اینم فاکتورش به حرزت عباس +خب اشکال نداره یه دونه پرچرب بده)

و بدبخت کسانی هستند که بلد نیستند دروغ بگند و بیشتر دچار زحمت میشن

وقتی دیر میرسی به سرکارت، اگر بگی خواب موندم ، رئیست بهت پرخاش میکنه، ولی اگر بگی توی ترافیک گیر کردم میگه: خب … برو سریعتر به کارت برس

حالا دیگه خوددانید

ضمناً اون چوپان دروغگو که عاقبتش اونطوری شد، بخاطر نفس دروغگوییش نبود که … بلکه بخاطر استفاده ی نادرست از این تکنیک کلامی اون بلا سرش اومد

دسته‌ها: مطالب آموزشی, نظر شخصی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، | 7 دیدگاه

به خودت بگو: «به تو چه!!!»

به خودت بگو: «به تو چه!!!»

این یک جمله ی سازنده است که باید بیشتر اوقات در حدیث نفس به خودمون بگیم.

مثلا ممد داره سیگار میکشه ، جواد بهش میگه:«نـَکِش … ضرر داره» جواد هم میگه:«اگه نکشم … چی بکشم؟»

یکی نیست به جواد بگه: آخه بتوچه؟ حتما خودش میدونه ضرر داره دیگه، اصلا خودش میخواد سرطان ریه بگیره … اصلا دوست داره پوکی استخوان بگیره … بتوچه؟ هان؟

این حرکت مخصوص آخوند هاست … اونها هم به زور میخوان مردم رو ببرند بهشت …

آقا شما چیکار داری؟ من دوست دارم برم جهنم بسوزم … مشکلی داری؟ تو نماز شب بخون برو بهشت!

اصلا بتوچه که یه عده میشینند و چهارلیتری عرق میخورند یا با آفتابه شراب سر میکشند؟ اینم به تو مربوطه؟ میخوای لایک بگیری تو فیسبوق که ازاین پستهای دلقک بازی میذاری؟ دوست داری بخندی؟

برو جلو آینه بشین تا دلت میخواد به خودت بخند … اگه کسی گفت چرا… هیچ کس کارت نداره

میدونی ما عادت کرده یم که توی هر سوراخی انگشت بکنیم و به هر چیزی کار داشته باشیم

اتفاقات زیادی در اطراف ما هست که لازم نیست ما بهش کار داشته باشیم ولی این شخصیت سوراخ یاب ما، باعث میشه که «پتروس وار» توش انگشت کنیم

آقا … من تو وبلاگم چرت مینویسم … کفر مینویسم … بتوچه …تو هم برو یه وبلاگ بزن توش حرف حساب بنویس …. هان؟ کسی بهت کاری داره؟

نه من تو رو مجبور میکنم که بیای اینجا و نه کسی منو مجبور میکنه بیام اونجا فحاشی کنم.

وَالسَلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ هذا الاصل ِ الـ«بتوجه»

***

از همین وبلاگ بخوانید:

ای کسیکه بعد از استمناء ، خودارضایی میکنی!

هر کی بنزین رو گرون نکنه، روحانی خره!!!

فال پی ام سی

جشن انقلاب اسلامی به گرد «شهیاد»

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، | 2 دیدگاه

ای کسیکه بعد از استمناء ، خودارضایی میکنی!

بدان و آگاه باش که غسل جنابت فایده ای ندارد …

زیرا خدا وجود ندارد

چون اگر وجود داشت …

تو مجبور نبودی استمناء کنی!!!

***

بعد از استمناء خودارضایی میکنی، یعنی خودت را راضی میکنی … چگونه؟

با غسل جنابت!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

هر کی بنزین رو گرون نکنه، روحانی خره!!!

فال پی ام سی

جشن انقلاب اسلامی به گرد «شهیاد»

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

هر کی بنزین رو گرون نکنه، روحانی خره!!!

این یه جمله ی شرطیه که در نهایت این نتیجه رو میده که «روحانی خره»

یعنی چه روحانی بنزین رو گرون کنه، چه رئیس انجمن جایگاهداران، چه مدیر پالایش و پخش، چه مجمع حفظ بقای دایناسور نظام و الی آخر … ولی در نهایت کی اون وسطه؟ حسن خره!!!

پس نامردید اگر بنزین رو گرون نکنید

چونکه ملت وازلین زده ند، الان اگه پاهاتون رو جفت کنید و با دست هاتون ، پاهاتون را بگیرید، یعنی شکل میخ بشید، بعد  بصورت «جفت پا» توی ماتحت مردم فرو برید، ملت میگن: « هنوز جا داره ، فشار بده»

البته باید قبل از این کار ، پماد سبد کالا را بصورت موضعی در محل مورد نظر بمالید تا رضایت دوطرفه حاصل شود.

بهداشت را رعایت کنید!

کاندوم را در توالت نیندازید!

***

از همین وبلاگ بخوانید:

فال پی ام سی

جشن انقلاب اسلامی به گرد «شهیاد»

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، | 4 دیدگاه

فال پی ام سی

حتما لازم نیست توی حوزه علمیه بشینی و یک مشت خرافه از لِنگِت دربیاری و تحویل مردم بدی. میتونی یه شبکه راه بندازی که در و داف ها توش بخونند و برقصند و بالا و پایین شون رو تکون بدن، بعدشم برای ملت فال بگیری مثل هلو!!!

همچین برات فال میگیره کِـیف کنی … بهت میگه چندتا عاشق داری … چند تا دلخسته داری … یه «سیاه چشم» داره بختت رو  میبره توی طالع ِقمر در عقرب … اگه میخوای «اجاق کور» نشی ، برو امامزاده ، خودتو بمال به ضریح ، یه پنج تومنی هم بنداز اون تو … دیگه حلّه !!! :))

اینم فرکانس پی ام سی موزیک (برای جذب بازدید کننده):

هاتبرد Hotbird

12322

H

3/4

***

از همین وبلاگ بخوانید:

جشن انقلاب اسلامی به گرد «شهیاد»

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، | 4 دیدگاه

جشن انقلاب اسلامی به گرد «شهیاد»

ولی خودمونیما … این «شهیاد» هم خیلی شبیه سبد کالاست …

این ابول که اون وسطه … اسمش شهیاده … اینها هم مردم ایرانند … الانم جشن انقلاب اسلامیه … اینم بصیرت مردمه …

برخی از شعار های امروز ملت ِ رهبرپرور:

– ای رهبر آزاده … می رینیم برات آماده

– آلتی که در شورت ماست … هدیه به رهبر ماست

– مرگ بر اصل ولایت آمریکا

– آمریکا در چه فکریه … ایران پر از سبد کالاست

– گزینه ای که روی میز ماست … تست چهارجوابی کنکور آمریکاست

– انرژی هسته ای … سبد تومن بسته ای (بسته پیشنهادی سبد کالا به 5+1)

– بیست و دوی بهمن ماه … یا مولاّ … یا مولاّ … … تو ما رو کردی دو لاّ …

– فتنه گر بی تربیت … می ترسه از مقاربت

– آمریکای بیچاره … بازم بگو نواره … نوار بهداشتی که پا نداره

– خون شهیدان بر زمین «جاری» است … مذاکره با آمریکا «باجناق» است

– حتی اگر که تحریم، چندین برابر گردد … هیهات ملت ما به سبد کالا بر گردد

– سازشِ با اوباما … دوستی با هرانا

– تا فتح بدر و خیبر … یک کیلو برنج ِ بیشتر

– زیر سلطه ایران … هرگز نمی ره شیطان

***

از همین وبلاگ بخوانید:

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 5 دیدگاه

کوروش پرستی یعنی نژادپرستی

ای کسانیکه فروهره به گردن می اندازید ….

ای کسانی که لحظه ی تحویل سال به گرد مقبره ی کوروش جمع می شوید …

ای کسانیکه عاشق این آب و خاکید …

ای کسانیکه به زبان فارسی میبالید و آنرا «پارسی» میخوانید

و ای کسانیکه بجای «سلام» …«درود» میگوئید و بجای «تشکر» … سپاس

بدانید و آگاه باشید که هر گونه میهن پرستی ، عین نژاد پرستی ست!

شما با یک افغانی در داخل یک ماهیتابه غذا نمیخورید … چون ملیت خود را ایرانی میدانید(شاید بگوئید این نوع غذا خوردن در یک ظرف با دیگران بهداشتی نیست، ولی این برای زمانیست که شما آبمیوه ی نصفه ی دوست دخترتان را سر نکشید)

شما خود را باهوش ترین مردم جهان میدانید … یعنی فکر میکنید نژاد برترید

ولی نه خون و خاک و ژن … هیچکدام عامل برتری نیست

برتری به انسانیت است … به عقلانیت … به نوع دوستی … و صلح!

و نه قدمت تاریخی … و موقعیت جغرافیایی

«جهان وطن» باشید

مثل امام خمینی باشید … چون وقتیکه درون هواپیما از ایشان پرسیدند: «حالا که به ایران بر میگردید، چه احساسی دارید؟» … ایشان فرمودند:«هیچی!!» :))

***

اگر در سوابق این وبلاگ نیز هرگونه آثار میهن پرستی دیده اید، و یا حتی در نام وبلاگ می بینید ، بدانید و آگاه باشید که نویسنده هم دچار تحول فکری میشود… شاید روزی همین حرف های خودم را هم قبول نداشته باشم :)

+ این جمله ی آخر درباره خمینی، تمسخر بود ، نه یک تمجید از خمینی!!!

++ اینکه میگم نباید وطن پرست باشیم به این معنا نیست که کشور را دو دستی به دیگران بدهیم ، بلکه منظورم این است که روی هیچ چیز «تعصب» نداشته باشیم… دقیقا روی هیچ چیز!!!

+++ کلمه ی مزخرفی وجود دارد به نام «مرز» … بین هر چیز

اگر این «مرز» از بین بره همه چیز درست میشه … حتی همین مرز بین من و شما

@ من نمیخوام بگم اون چیزی که من میگم درسته … من نمیخوام به شما بگم که «مثل من فکر کنید» … بلکه من میخوام بگم «فقط فکر کنید»

& اگر شما و و کشور همسایه تون به داشته های خودتون قانع باشید، دیگه نه شما به فکر حمله به اون کشور می افتید و نه اون کشور به فکر تهاجم به شما … و نه آمریکا و اسمائیل

***

از همین وبلاگ بخوانید:

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: کوروش پرستی یعنی نژادپرستی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 9 دیدگاه

انقلاب ما انفجار ِ گــُه بود

.

و فقط مگس ها در این شرایط زندگی میکنند

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

درست متوجه شدید … منظورم ملت ایرانه

ناراحت شدید؟ یعنی بهتون توهین کرده م؟ یعنی اگر سبد کالا بهتون میدادم اینقدر ناراحت نمی شدید؟ تازه خوشحال هم میشدید؟ تشکر هم میکردید؟

حالا الان چیکار کنیم؟

میخواید صورت مسئله رو پاک کنیم از اول بنویسیم؟

مثلا بنویسیم «انقلاب ما انفجار نور بود»

ناراحت نباشید … چه نور باشه چه گُه … چه قبول کنیم چه نکنیم … من هم جزء شما هستم و همه در شرایط یکسان به سر میبریم … باید یجوری بیدار شد

سبد کالا یک هفته ای تموم میشه و دیگه خبری از جنس مفتی نیست

بازم باید از جیب خرج کنی

***

از همین وبلاگ بخوانید:

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: Uncategorized | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 3 دیدگاه

سبد کالا یا حماسه ی ساندیس؟ مسئله این است

یعنی نه اینکه بخوام بگم مردم سبد کالا نگیرند، منظورم اینکه ما «صف» رو خیلی دوست داریم. مثلا اگر دولت بگه ما این سبد های کالا رو با آژانس میفرستیم در ِخونتون … مردم اعتراض میکنند و زنبیل ِ کالا رو نمیگیرند…. بعدشم خودشون میرن برای خودشون توی محله صف تشکیل میدن

بمیرم برات دختر کوچولو … فدای اون نگاهت بشم …. میدونی اینجا کجاست؟ اینجا مرکز جهانه …. یعنی ایران… نگران نباش … همه چیز درست میشه … اگر تو بخوای …. فقط تو!!!

آخه اینطوری جنس دادن به مردم ، توهین به اونهاست ، بیشتر شبیه این می مونه که شما ارباب باشی و برای بَرده هاتون غذا بریزید جلوشون … اونها هم از شما راضی باشند و شورش نکنند.

آقا بحث من این نیست که بگم نگیریم، من خودمم وقتی صف ها خلوت شد میرم میگیرم … ولی خب آخه این یعنی چی؟ این یک سر ِ سوزن از دریای بیکران ِحق مردمه که بصورت توهین آمیز دارند بهشون میدن …

برید بگیرید دیگه … منم میگیرم

پنیر هم میدن ؟ یا فقط روغن و برنجه؟

ولی خداییش ساندیس یه چیز ِ دیگه ست

***

از همین وبلاگ بخوانید:

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

آشنایی با سلیمان نبی (ص) – بصورت تصویری

یکی از خصایص سلیمان نبی (ع) این بود که ایشان میتوانستند با انواع جَک و جانوران سخن بگویند؛ که به شکل کارتون برای شما خداپرستان گرامی ساخته ام.

البته این سخنان برای ما قابل رمزگشایی نیست و فقط موجوداتی که در زنجیره تکامل قبل از انسان قرار دارند قادر به درک آن هستند.

البته این سخنان برای ما قابل رمزگشایی نیست و فقط موجوداتی که در زنجیره تکامل قبل از انسان قرار دارند قادر به درک آن هستند.

 

از همین وبلاگ بخوانید:

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

بِسمِ الساقی المَستان ، اَلخیام ِ الرّحمن ِ الرّحیم

در زمستان که بعد از خزان

نیابی تو انگور در هر دکان

اگر یابی هم باشدَش بس گران…

چه پس ما کنیم در این زمان؟

که بی مِی تنفس نباشد توان

اگر هم نیابی تو انگور جوان

بیابی تو انبوهی از پیر ِرزان (رز=انگور/ پیر رز = کشمش)

بکن دست در جیب خود با امید

یک کیلو مویز هم باید خرید

پس از آن به منزلگه خود برید

اگر دبه ای … کوزه ای … یا جز این

بریزید کشمش درونش همین

بود چهار لیتر آب گرم کافی شما

بسازید حمام ِ گرمی دما

به یک قاشق چایخور هم مخمر

درونش ریزید چون یک معمر (=مهندس)

همانا که قفل هوا نصب شد

هوا هم کنارش چنان گرم شد

پس از گردش دو سه باره ی ِروز

مویزان به روی آبند هنوز

بچرخان به چوب تمیز این آب را

بکن لِه مویزان ِگرماب را

پس از هفت و هشت و … الی پانزده

شبانروز آنها شوند غرق در ته

بکن صافی این آب پاکی چنین

برایش دبه ای دیگر گزین

شود هفته ای دیگر اندر رسوب

همان گرد اعجاز پس از آشوب

بیاور چهار شیشه دلستر

فرو کن همین خون رز در آستر

در ِ شیشه ات را قویتر ببند

که از رسیدن هوا نیابد گزند

هر آنقدر توانی که باید به صبر

شود کهنه این مایع چون عمر ببر

اگر طاقتت هم بسی طاق شد

کماکان به یک ماهه ارفاق شد

سپس ریز آنرا درون پیاله

به بزمی که در آن پسرخاله

سکینه ، صفورا … جمیله که بود

بکن چاق … قلیانت به دود

پس این جام ها به هم می زنید

فرو برده غم را به دستور ِاکید

هر آهنگ خوبی توانی گذار

رپ و جاز و راک  … یا جواد یسار

اگر ساز دانی … تو سازی بزن

نی و تمبک ات را به بازی بزن

اگر ساز هم  نداری به انگشت ِ ریز

بزن ضرب خود را به قانون میز

پیاله … پیاله … به بالا برو

چنان که بگیری عقل را گرو

که باشی همی شاد در این زمین

همین سرزمینی که باشد اوین

همین تیره ایران ِ امروز را

بهشتت بکن ، فراموش دیروز را

***

این یک شعر بی وزن و با قافیه های ناهمگون بود که در آن طرز تهیه شراب در زمستان گفته شده است. اکنون بصورت نثر برایتان شرح می دهم:

یک کیلو مویز سرخ و بدون هسته (مویز به کشمش درشت گفته میشود) تهیه کنید. قیمت آن حدود 18 الی 20 هزار تومان است. حالا اگر هسته هم داشته اشکال ندارد.

آنرا درون دبه ای بریزید و چهار لیتر آب گرم ( و نه سوزان) روی آن بریزید و با چوب هم بزنید و یک قاشق چایخوری سرخالی مخمر درون آن بریزید و در ِدبه را ببندید. روی در دبه یک شلنگ نصب کنید و سر ِ دیگر آنرا در ظرف آب قرار دهید(قفل هوا)

با این کار اکسیژن به محلول نمیرسد و گاز کربنیک خارج میشود. پس از یکی دو روز کشمش ها به روی آب آمده اند ، آنها را له کنید و روزی یکبار به آن سر بزنید و با چوب آنرا هم زده و درش را ببندید.

پس از ده الی پانزده روز که این بشکه در مکانی گرم بود ، کشمش ها ته نشین می شوند ؛ سپس آنرا صاف کنید و دوباره در دبه بریزید(بدون قفل هوا)

حدود یک هفته نیز در مکانی گرم بماند ، آنگاه این محلول ها را در شیشه های دلستر ریخته و در آنها را محکم ببنیدید.

هر چقدر این شراب کهنه تر شود گیرایی بهتری خواهد داشت. طعم این شراب ترش و شیرین (ملس) می باشد و دهان را گس میکند. اما باید دقت کنید که اگر بطور واضح بوی سرکه میداد ، دیگر شراب نیست. از همین شراب برای تهیه عرق هم استفاده میشود.

شراب خواری بر خلاف نماز ، فرادای ِ ان بر جماعت ارجحیت دارد(حداقل برای من)

مکان ساکت و بدون هیاهو باشد عالیست ، اگر اهل سیگار یا قلیان هستید ، بر شما واجب است که پس از نوشیدن چند پیاله یکی از آنها را دود کنید (ثواب صد حج عمره دارد)

برای نوشیدن از جام ها یا استکان های کوچک بهره ببرید.

در احادیث و روایات آمده است که اگر شکم شما پر باشد و یا غذای چرب خورده باشید ، از ثواب مستی شما می کاهد. البته مشروب رو باید جرعه جرعه نوشید و قبل و یا همراهش باید غذاهای سبک و کم حجم (مزه  یا خوراک های انگشتی) مصرف کرد . مصرف الکل با شکم خالی ضرر دارد.

موزیکی پلی کنید ، از شجریان گرفته تا تتلو و ساسی مانکن و مدونا و …(به ازای گوش دادن به هر آهنگ پارسی ده حسنه برای شما نوشته میشود)

از خوردن چای و قهوه و سایر نوشیدنی ها قبل و بعد از این مراسم عرفانی اجتناب کنید. اگر ساز خاصی بلد هستید ، همراه با آهنگ هم نوایی کنید، در غیر اینصورت با انگشتانتان  روی میز ضرب بگیرید یا بشکن بزنید.

رقصیدن با جنس مخالف از فضیلت های این مراسم است.

گوش سپردن به آهنگ غمگین در این مراسم حرام است.

خوردن کباب، جوجه کباب یا بال مرغ واجب کفایی ست.

بازی کردن ورق(پاسور) ، هفت باغ را در بهشت برای شما رزرو خواهد کرد.

جوک های خنده دار باعث میشود که نتوانید جلوی خنده ی خود را بگیرید و با صدای خنده ی خود باعث دروی خدا(ببخشید شیطان) میشوید.

اگر مراسم شما فرادی بود ، جام خود را به دیوار بزنید و سلامتی بگویید.

قبل از نوشیدن، شراب را ببوئید چون بوی بهشت می دهد.

برای بول کردن قبل و بعد و در حین مراسم ، ثواب های زیادی نقل شده که میتوانید به صحیفه نقویه و نهج الملاقه مراجعه کنید. این کار باعث کاهش فشار بر کلیه ها و مثانه ی شما میشود.

عمل جماع(سکس) ، لواط(گی) ، مساحقه(لزبین)، استمناء یا استشهاء (خودارضایی – مستوربیشن) مستحب مؤکد است که بنا به فراخور حال خود ازآن بهره جوئید.(ولی نه تجاوز)

هر وقت دیگر رمق برای ادامه ی مراسم نداشتید ، میتوانید به آن پایان دهید.

یادتان باشد که مستی یکی از بهترین لذت هائیست که در زندگی میتوانید تجربه کنید. این توصیه های بالا هم هیچگونه منبع علمی معتبری ندارد و صرفاً باور های عامیانه است.

***

مطالب مرتبط:

طرز تهیه عرق کشمش (ودکا کشمش) بصورت تصویری

طرز تهیه عرق خرما (ودکا خرما) بصورت تصویری

فرخنده میلاد انگور بر همه ی الکل پرستان مبارک (طرز تهیه شراب انگور)

دنبلان گوسفند ، مزه ای دلپذیر برای مشروب

***

از همین وبلاگ بخوانید:

پله پله تا ملاقات ناخدا (2): شباهت های «رحم مادر» با «دنیای بی پدر»

آتئیسم در کلام مولای مونگولیان علی آب طالبی

آیا کسی در دنیا وجود دارد که نداند «پستان» چیست؟

نفهم!!! اینو بفهم!!!

مهم ترین گام در خداشناسی

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 53 دیدگاه

پله پله تا ملاقات ناخدا (2): شباهت های «رحم مادر» با «دنیای بی پدر»

«پله پله تا ملاقات ناخدا» نوشته ی عبداحسین گوشکوب

«پله پله تا ملاقات ناخدا» نوشته ی عبدالحسین گوشکوب

یک مغلطه ی بسیار خوشگل وجود دارد که آخوندیون به عنوان برهان  محکم برای اثبات جهان پس از مرگ ، از آن استفاده می کنند و آن «شباهت رحم مادر با دنیا» می باشد که تحت همین عنوان می توانید آنرا سرچ کنید ، که فکر نکنید من آنرا از لنگ خودم در آورده ام.

آخوند: بچه را ببین در رحم مادر … در آنجا که تنگ و تاریک است … و طفل هیچ کجا را نمی بیند؛ اگر به این طفل بگویی که«دنیای بزرگتری هم وجود دارد» باور نمی کند ؛ اگر به او بگوئید که جهانی وسیع در بیرون موجود است … پر از دار و درخت … سبزه و جنگل … کوه و دریا … خورشید و صحرا ، باز هم باور نمیکند و فقط حرف خودش را میزند که دنیای من همین رحم تنگ و تاریک است. اما وقتی از رحم خارج شد با جهانی شگفت انگیز و پر از ناشناخته ها مواجه میشود. حالا دنیای ما هم اینگونه است؛ هر چقدر به این کافران میگوییم «باباجان … دنیای دیگری هم هست … جهان بزرگتری هم وجود دارد … بهشت و جهنمی هم در کار است» و این این سنگدلان ِ کوردل که خدا بر قلب هایشان قفل زده است میگویند «دنیای ما همین است و دنیای دگیری وجود ندارد»

خب، حالا که پای این منبر نشستیم یه دودوتا چهارتا بکنیم ببینیم شاید حرف های آلت الله درست باشد!

اول اینکه تا به حال کدام ناقص العقلی توانسته با بچه ی درون شکم مادر صحبت بکند که ایشان چنین مثالی می آورد؟

دوم اینکه مگر نوزاد درون رحم قدرت پاسخگوئی به نظرسنجی علما را دارد؟ اصلا قدرت تکلم دارد که اینگونه با دانشمندان عمامه به سر مناظره کند؟

سوم اینکه به تجربه ی شخصی خودمان برگردیم؛ کدامیک از ما خاطره ای از درون رحم مادر دارد که اصلا بفهمد آنجا کجا بوده؟

بطور کلی میتوان گفت که قبل از تولد ما در نیستی کامل بوده ایم (درهمان بیضه ی پدر) و هیچ قدرت درک و فهم و تعقل نداشته ایم. خیلی ساده میتوان تصور کرد که وقتی قبل از تولد در «نیستی کامل» بوده ایم ، بعد از مرگ هم می توانیم در «نیستی کامل» باشیم

وَ صَلّ علی هر چی آدم باشعوره

ختم جلسه

***

از همین وبلاگ بخوانید:

آتئیسم در کلام مولای مونگولیان علی آب طالبی

آیا کسی در دنیا وجود دارد که نداند «پستان» چیست؟

نفهم!!! اینو بفهم!!!

مهم ترین گام در خداشناسی

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

حسن نبود حسین بود، رای ما زیرحسین بود

آلت الله خام ننه ای اسرائیل را به سگ هار تشبیه کردند

پله پله تا ملاقات ناخدا (1)

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

آتئیسم در کلام مولای مونگولیان علی آب طالبی

علی آب طالبی علیه ِ شِّت در  خطبه 141 نهج البلاغه میفرمایند: «بین حق و باطل چهار انگشت فاصله است»

(منبع) شخصي از حضرت سئوال كرد كه منظور شما از این جمله چيست؟ امام 4 انگشتش را بين گوش و چشمش گذاشت و گفت: «باطل يعني اينكه بگويي شنيدم و حق يعني اينكه بگويي ديدم». منظور اينكه حدسيات ملاك نيست، بلكه حسّيات ملاك است.

خب ما خدا را نمی بینیم و فقط درباره ی او میشنویم، بنابر این طبق کلام مولا، خدا جزء حدسیات است، پس ملاک نیست. و باید حواس آنرا درک کنند تا ملاک واقع شود. دست شما درد نکند علی جون که ما را در اثبات خداناباوری یاری می کنید.

فاعتبروا یا اولی الابصار (پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت)

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 4 دیدگاه

چرخش چرخ زندگی مردم، همزمان با چرخش سانتریفیوژ بدین شکل است

آقای ثعلب الله و المسلمین (روباه خدا و مسلمانان) حسن جسمانی در جمع پرشور دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی(که بیشتر آنها را از نزدیک می شناسم که چگونه دانشجوی این دانشگاه شده اند) فرمود: «اگر سانتریفیوژها می چرخند، چرخ زندگی مردم نیز باید بچرخد»

دانشجو ها هم مدام عربده میکشیدند «انرژی هسته ای، حق مسلم ماست» البته بعضی از آنها هم نیش شان تا بناگوششان باز بود و شعار میدادند که معلوم نیست به شعار میخندیدند، به ریش روحانی؟ به خودشان؟ … یا به تصویر زیر؟

من هم این جمله ی قصار ایشان را نیز به شکل کارتون درست کردم تا شما هم با شیوه ی چرخش سانتریفیوژها هم زمان با چرخ زندگی مردم آشنا شوید.

ای چرخ ِفلک خرابی از کینه توست / بیدادگری شیوه دیرینه توست / ای خاک اگر سینه تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه توست (خیام)

ای چرخ ِفلک خرابی از کینه توست / بیدادگری شیوه دیرینه توست / ای خاک اگر سینه تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه توست (خیام)

از همین وبلاگ بخوانید:

آیا کسی در دنیا وجود دارد که نداند «پستان» چیست؟

نفهم!!! اینو بفهم!!!

مهم ترین گام در خداشناسی

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

آیا کسی در دنیا وجود دارد که نداند «پستان» چیست؟

امروز در حالیکه قرعه کشی نهایی جام جهانی 2014 برگزار می شد، صدا و سیمای دیکتاتوری اسلامی سعی میکرد که این مراسم را بصورت زنده پوشش دهد، عادل فردوسی پور نیز در قالب برنامه 90 این وظیفه خطیر را بر عهده داشت و مدام نمک میریخت که«تصاویر غیرمنشوری است و نمی توانیم ببینیم و این حرف ها …» و با این کار طعنه هایی را به ساختار پوچ رسانه ی ملی روانه میکرد.

حالا شما به عکس زیر نگاه کنید

سوال من از شما این است که آیا کسی در دنیا وجود دارد که نداند پستان چیست؟ از کودک 2 ساله تا پیرمرد 90 ساله این عضو را بخوبی میشناسند. همه ی ما از اولین لحظات تولد آنرا می مکیم و با شیره ی حیاتبخش آن رشد میکنیم.

مادر و خواهر هایمان هم سینه دارند، دختران محله مان هم همینطور، سینه های زنان خارجی با سینه های زنان داخلی تفاوتی ندارد و همه شان یک کارکرد دارند. پس چیز عجیبی نیست.

اینکه یکی جنبه ندارد(مثل علی مطهری یا علمای قم) و با دیدن این تصاویر ، مغز غضروفی اش(بخوانید آلت) سخت می شود، این مشکل را باید در خودش جستجو کند؛ چون اینها زن را «وسیله ی لذت رسانی مرد» میدانند و نمیتوانند به چشم یک «انسان» به او نگاه کنند.

این دوران میگذرد ولی آیندگان به شما خواهند خندید… خودتان را اصلاح کنید. با دیدن یا ندیدن سینه ی یک مجری اتفاق خاصی در زندگی مردم نمی افتد، فقط این شمائید که ثابت میکنید مرکز تفکرتان بین پاهایتان خلاصه شده است و نمی توانید به چهره ی شخص نگاه کنید، بجای سینه ی او !!!

والسَلام عَلی مَنِ اتّبع المَمِه

مراسم قرعه کشی جام جهانی 2014

مراسم قرعه کشی جام جهانی 2014

از همین وبلاگ بخوانید:

نفهم!!! اینو بفهم!!!

مهم ترین گام در خداشناسی

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

حسن نبود حسین بود، رای ما زیرحسین بود

آلت الله خام ننه ای اسرائیل را به سگ هار تشبیه کردند

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مستندات تاریخی, مطالب آموزشی, واقعیت, طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 2 دیدگاه

نفهم!!! اینو بفهم!!!

جملات قشنگی که از دبیر مان آقای نجفی به یادگار دارم، به شکل کارتون در آوردم تا این جمله را نشان دهم که «ای نفهم! اینو بفهم که من می فهمم»

فقط میتوانی مرا بکشی تا فکرم را خاموش کنی

فقط میتوانی مرا بکشی تا فکرم را خاموش کنی

تو میتوانی چشمم را ببندی که چیزی نبینم

تو میتوانی  گوشم را ببندی که چیزی نشنوم

تو میتوانی دهانم را ببندی که حرفی نزنم

تو میتوانی دستم را ببندی که کاری نکنم

تو میتوانی پایم را ببندی که جایی نروم

ولی نمیتوانی کاری بکنی که «نفهمم!!!»

***

از همین وبلاگ بخوانید:

مهم ترین گام در خداشناسی

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

حسن نبود حسین بود، رای ما زیرحسین بود

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

مهم ترین گام در خداشناسی

به نظر بنده یکی از گام های اساسی در راه «خداناباوری» این است که همانطور که اتفاقات قشنگ زندگی مان را به خدا نسبت می دهیم و از او تشکر می کنیم، باید در مقابل نیز ،اتفاقات بد زندگی مان را از جانب او بدانیم و فحش های آبداری نثارش کنیم.

یک مغلطه ی خوشگل وجود دارد که می گوید: «خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری» این جمله در ذهن و زبان مردم این سرزمین به شکل عجیبی ریشه دوانده است؛ به این مثال توجه کنید:

– فرض کنید شما شنبه ی هفته ی آینده، ساعت هفت صبح یک امتحان درسی بسیار سخت دارید، اما در طول هفته به دلیل مشغله ی کاری نتوانسته اید درس هایتان را بخوانید، آخر هفته هم بطور اتفاقی با دوستان به گردش و تفریح رفته اید و جمعه شب خسته به خانه برگشته اید و خوابیده اید. فردا صبح شما خواب می مانید  و پس از بیدار شدن سعی می کنید هر چه سریعتر خوتان را به جلسه امتحان برسانید تا لااقل چند کلمه ای رو برگه بنویسید. خب هوا هم بارانیست  تاکسی هم پیدا نمی شود، اوضاع از این بدتر نمیشد، تمام مدت خودتان را شماطت میکنید که چرا در طول هفته درس نخوانده اید و خلاصه از خدا کمک میخواهید. به هر صورت شما خود را به کلاس میرسانید و در کمال ناباوری می بینید که امتحان برگزار نشده است، شما این را یک معجزه میدانید و از صمیم قلب میگوئید«خدایـــــــــــا … متشکرم» ، «خدا مرا دوست دارد، من هم عاشق او هستم»

حالا به مثالی خلاف این توجه کنید:

– شما برای انجام یک کار اقتصادی، پس از مدتها مبلغی پس انداز کرده اید. ظهر روزی که با شریک خود قرار گذاشته اید تا با او کار خود را آغاز کنید، ناگهان در خیابان یک موتور سوار کیف شما را می قاپد. هیچ کاری از شما بر نمی آید و در عین حال ناراحت و غمگین هستید که چرا سرمایه ای که چند سال با زحمت جمع کرده بودید در یک لحظه از بین رفت.غم زده و افسرده به خانه بر میگردید و مادرتان که در جانمازش نشسته و تازه نمازش تمام شده جویای حال پریشان تان میشود و شما هم داستان را برای او تعریف میکنید. مادر خیلی مهربانانه لبخند میزند و می گوید: «غصه نخور فرزندم … خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری» یا می گوید«خدا بزرگ است، درست می شود انشاالله»

حکمت؟ خدا؟ دزدی؟ لطف؟ در ِدیگر؟ شیب؟ پشت بام؟ سادیسم؟

خب حالا سوال بنده این است ، چرا ما باید اتفاق خوشایند اولی را «لطف» خدا بدانیم، اما اتفاق تلخ دومی را «ستم» خدا ندانیم؟

خودتان یک دودوتا چهار تا بکنید ببینید به چه نتیجه ای می رسید؛ ببینید چنین خدای ستمگری کجا پیدا می شود؟

ضمن اینکه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله را نیز می توانیم از الطاف الهی و برای عبرت دیگران بدانیم و برویم در ونزوئلا  مسکن های استاندارد برای مردم شهیدپرور آنها بسازیم.

***

از همین وبلاگ بخوانید:

پله پله تا ملاقات ناخدا

تقدیر روحانی از عزاداری مردم

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

تفاهمنامه کاهش بلایای طبیعی یعنی توهین به شعور مردم

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

امام نقی و تنفر از دریافت وجوهات

امام نقی و امتحانات الهی

امام نقی و راه حل تحمل فقر

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

ده روش علمی و عملی برای رهایی از شر جمبولی اسهالی

بِسمِ الرّبِ التخیلات و الافکار الپریشان و انّه هو شیطانٌ عظیم

ما برای رهایی از دست این رژیم منحوس جمبولی اسهالی چند روش را ارائه و بررسی میکنم:

1- ترور فیزیکی شخصیت ها و سران نظام (چون این کار وحشیانه و حیوانیست، پس تنها از دست عاملان رژیم بر می آید و برای ما شایسته نیست که چنین کاری بکنیم، امیدواریم خودشان به جان همدیگر بیفتند)

2- ریختن در خیابان ها و سر دادن شعار « مرگ بر اصل ولایت فقیه» – خب ما این روش را قبلا زیاد امتحان کرده ایم ، اما زورمان به ماشین هایی که از روی مردم رد میشوند نمیرسد، پس این روش هم زیاد کاربردی نیست.

3- شرکت در نماز جمعه و ایستادن در صف اول و سپس گوزیدن – که این کار باعث می شود نماز تمام صف های پشت سر شما باطل شود ولی کمک زیادی به انحلال نظام نمی کند.

4- پرتاب گوجه فرنگی و تخم مرغ گندیده به آخوند هایی که در خیابان در حال گذر هستند – ولی احتیاط واجب آن است که این کار را نکنیم، چون ممکن است ناگهان یک اسلحه از خشتک شان در بیاورند و به ما شلیک کنند.

5- تماشای شبکه های آنور آبی و گوش دادن به  حرف های اپوزیسیونی که نشسته اند بیرون گود و میگویند لِنگش کن! – سرگرمی جالبیست که البته به شپش ِ ریش ِ «سید علی دودی» هم آسیبی نمیرسد چه برسد که او را سرنگون کند!

6- تشکیل شورای ملی متشکل از دگراندیشان، آزادیخواهان و زخم خوردگان ِ این نظام – این هم چند وقتی خوب سر ِ ما را گرم کرد، تقاضا داریم پخش مجدد داشته باشد، زمان آن را هم بیشتر کنید لطفاً!!!

7- تشکیل زنجیره انسانی به دور میدان آزادی و سر دادن شعار «عمو زنجیرباف …بله … زنجیر منو بافتی؟…بله» اما باید «بله» هایتان را آرام بگویید که جلب توجه نکند.

8- در مورد فوق اگر نیروهای امنیتی به شما حمله کردند، میتوانید توی صورتشان پیف پاف بزنید ، یا اگر ماسک داشتند ، دستکم یک تف روی ماسکش بیندازید.(البته راهنمایی های بیشتر در سایت ِ مبارز ِ بزرگ «بهرام مشیری» دقیقاً ذکر شده است)

9- کندن کانال زیرزمینی برای رسیدن به بیت رهبری و خِفت کردن ایشان – که البته در این حین ممکن است کلنگ شما به یکی از تاسیسات ِ غیرمخفی اتمی نظام برخورد کرده و هیروشیما را مشاهده نمائید.

10- این شماره ده خیلی مهم است ، دقت کنید که واقعاً علمی و عملیست؛ خب اگر تمام مردم سعی کنند که جُل و پلاسشان را جمع کنند و از کشوربصورت کاروان های گسترده خارج شوند، راه حل مناسبی ست، چون وقتی کشور خالی شود و هیچ آدمی وجود نداشته باشد ، دیگر سران نظام میخواهند به چه کسی حکومت کنند؟ هان؟ به کشور خالی؟؟؟ مثل این می ماند که شما در یک اتاق خالی بنشینید و بگوئید«من رئیس این اتاق هستم» ، خب ما هم به شما میگوییم «باش تا اموراتت بگذرد» :))

پس آقا!!! همگی آماده باشید، امشب اثاث ها را جمع کنید، کله ی سحر … آفتاب نزده، من وانت خبر میکنم که بیاید بار بزنیم، رمز شروع حرکت … «یا زینب کبری … یا تصمیم کبری … عجل علی ظهور مار کبری»

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 3 دیدگاه

حسن نبود حسین بود، رای ما زیرحسین بود

حسن نبود حسین بود، رای ما میرحسین بود…آخ ببخشید! رای ما زیر حسین بود. یعنی کلاً به هرکس رای میدادیم رای ما زیر باسن او جا داشت(از لحاظ ارزش!)

حالا شما فرض کن میرحسین بجای این حسن بود(این یک مثال است،چون اکثراً فکر میکنند که میرحسین قبله ی آمال بود و کارهایی میتوانست بکند که دیگران نمی توانند) ؛ آیا از این موفقیت تاریخی ترکمانچائی روحانی فراتر می رفت؟ مثلا غنی سازی 5 درصدی را به 6 درصد افزایش میداد؟ یعنی خوشبخت تر از الان بودیم؟

نه آقاجان! همه شان یک گــُه هستند از یک گاله(انبوه گه). تا رهبر مسلمانان جهان آن بالا روی تخت لم داده، تغییری اساسی در ویران … ببخشید ایران رخ نخواهد داد.

گیرم که همه تحریم ها برداشته شد،اصلا شما فرض کن ارزش دلار و ریال برابر شد یعنی 1ریال=1دلار ؛ آزادی چه میشود؟ دمکراسی و حقوق بشر چه بر سرشان می آید؟ اعدام چه میشود؟ رابطه سالاری و آقازاده سالاری چه می شود؟ اقلیت ها چه خاکی توی سر سید علی بریزند؟ زندانیان سیاسی چطورند یا نه؟ ما نخواهیم دین در سیاست دخالت کند چه کسی را باید ببینیم؟ آیا مجرمان و قاتلان حکومتی باید راست راست بچرخند؟

اصلاً همه ی اینها قبول! این شکم ِگنده ی سرلشگر فیروزآبادی که مدرک دامپروری دارد چه؟ آیا آن هم کوچک میشود؟ آقای جنتی چطور؟ قصد ندارند گورشان را گم کنند؟ ببخشید پیدا کنند؟ یعنی باید پیدا کنند که بروند تویش بخوابند.

آقا ما با چسناله های احمد خاتمی و شریعتمداری چه کنیم؟ کمیساریای عالی حقوق بشر نسبت به بکارگیری این همه سالمند در مجلس خبرگان اظهار نگرانی کرده! آخر اگر یکدفعه عصای یکی از آنها سُر بخورد و بیفتد سقط شود، چه کسی جواب بیوه های آنها را می دهد؟ هان؟

آخر ما فیسبوق نمی خواهیم، همین پارازیت ها به اندازه ی کافی ما را سوخاری میکند، وقتی خوب مغزپخت شدیم، با چه سُسی باید خورده شویم؟ کچاپ خون؟

ای خاک بر سر سیدعلی که من نمی توانم یک بطرعرق بگیرم و با دل ِخوش و بدون دلهره داغ شوم، آخر من همیشه یک تراول پنجاه هزار تومانی در جیبم ندارم که به ماموران هدیه بدهم تا نوازشم نکنند.

یکبار نشد با یک جنس ماده بیرون بروم و از غیور مردان ناجا دلهره نداشته باشم.یک شغل نصفه و نیمه ی پیمانی داشتم که به لطف پیمانکار تریاکی ِریش داری که داشتم ، برای چپاندن یکی از نزدیکانش ، اخراج شدم.

بگذار کمی فکر کنم ببینم کسی دیگر برای یادآوری نمانده…

آهان!!!

ای خاک بر سر روحانی که وقتی لبخند میزند یا دچار یبوست میشوم یا بُرون روی! خب ملاحظه نمیکند روباه مکار!

به نظرم نتیجه گیری کلی از توافق 5+1 این می تواند باشد: تا تخم آخوند را ملخ نخورد ، این ویران(ایران) همان اوین است.فرقی هم نمیکند

ضمناً هوای اینجا بسیار پاک است، دریاچه ها هم لبریزند،طرح زوج و فرد اتومبیل ها هم، از درب منزل نیست.مترو هم خلوت است و جا برای نشستن همه هست. نان هم مجانی ارائه میشود. در ازای مصرف برق بیشتر به ما یک چرخ گوشت اشانتیون میدهند. اقوام و فامیل با هم قهر نیستند و رفت و آمد و شب نشینی ها به راه است.سعید مرتضوی و احمد شهید رفیق جینگ هم هستند. پول های داخل امامزاده ها را نیز به خانواده های فقیر میدهند(نه…ببخشید فقیر که نداریم) داخل پاکت و بطور مساوی به عنوان پول تو جیبی به همه میدهند که آخر هفته ها بیشتر خوش بگذرد.کسی هم به اسفند دود کردن و تخم شکستن و سایر خرافات اعتقادی ندارد به هیچ وجه! (این پاراگراف را هم نوشتم که کسی شک نکند :))

در پست بعدی راه حل رهایی از دست این رژیم را خواهم نوشت ;)

***

از همین وبلاگ بخوانید:

آلت الله خام ننه ای اسرائیل را به سگ هار تشبیه کردند

شبکه ی صهیونیستی – استکباری – بهایی – سلطنت طلب و رفسنجانی ای ِ «من و تو»

تقدیر روحانی از عزاداری مردم

آیا نذری ِ امام حسین را بگیریم؟

گزارش یک آهنربایی از «گاو»ریل «غار»سیاه «مارِ»ِکِز کرده

پیام امام حسین به جهانیان

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 4 دیدگاه

آلت الله خام ننه ای اسرائیل را به سگ هار تشبیه کردند

در سخنرانی حضرت آلت الله خام ننه ای در جمع پر شور فرماندهان هویجی(بسیجی) یا همان وحشیان سازمان یافته، ایشان اسرائیل را به سگ هار تشبیه نمودند.(این موضوع دقیقا در روز مذاکرات هسته ای مطرح شد)

حالا فارغ از اینکه بخواهیم وارد این بحث بشویم که «سگ هار واقعی کیست؟» (که البته اگر رهبر را به سگ هار تشبیه کنیم، بیگمان توهین بزرگی به جامعه ی سگ هایی که از بیماری هاری رنج میبرند کرده ایم) باید به ایشان بگوییم که «آغا جان!!! این گنده گوزی ها به شما نمی آید، اگر خمینی در شرایط حساس هارت و پورت میکرد که آمریکا فلان است و اسرائیل بهمان است ، دو روز بعدش نمی آمد در نماز جمعه گریه کند و بگوید بدن ناقصی دارم!!! نه آغا جان این گـُه خوری ها به شما نمی آید، دهانتان را کثیف تر نکنید»

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

شبکه ی صهیونیستی – استکباری – بهایی – سلطنت طلب و رفسنجانی ای ِ «من و تو»

ما امروزه در خیلی جاها می بینیم که صفات مختلفی را به شبکه «من و تو» نسبت می دهند؛ صفاتی مثل: صهیونیستیاستکباریبهاییسلطنت طلب و جالب تر از همه رفسنجانی ای

من خودم بیشتر اوقات فراغتم را با این شبکه میگذرانم، چون با توجه به ذائقه ی من حتی میتواند 24 ساعت هم مرا سرگرم کند. حتی روزهایی که امواج را از دست میدهم، در دیگر شبکه ها، تحمل تماشای هیچ برنامه ای را ندارم مگر راز بقا (البته اخبار بیست و سی و bbc و voa را نیزنگاه میکنم برای مقایسه ی اخبار داخل با خارج)

خب این کانال تلویزیونی همه جور برنامه ای دارد؛ از مستندهای علمی که به پیدایش جهان و تکامل انسان میپردازد گرفته تا برنامه های آشپزی، روانشناسی، پزشکی، اخبار، سریال، تازه های روز و طنز و غیره …

«من و تو» به تنهایی دارد جور ِتمام شبکه های در ِپیت داخلی و برخی کانال های فارسی زبان خارجی را می کشد

من نمیگویم که «من و تو» صددرصد بیطرف عمل میکند، گاهی غرض ورزی هایی هم دارد ولی من به نیمه ی پر لیوان نگاه میکنم و آن عقلانیت است.

هر چیزی با منطق مطابقت داشت قبول میکنم و هر چه اینطور نبود نمیپذیرم،ولی باز هم موضعم را سفت و سخت نمیچسبم چون ممکن است اشتباه فهمیده باشم.

مهم اینست که تعصب نداشته باشیم.

این پست یک نظر شخصی بود در کنار سایر نظرهای متفاوت.

***

نوشته های اخیر همین وبلاگ:

تقدیر روحانی از عزاداری مردم

آیا نذری ِ امام حسین را بگیریم؟

گزارش یک آهنربایی از «گاو»ریل «غار»سیاه «مارِ»ِکِز کرده

دسته‌ها: واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

تقدیر روحانی از عزاداری مردم

خب اینجا نوشته که آقای روحانی از عزاداری مردم تشکر کرده است. مشخص است که مردم بخاطر تشکر کردن آقای روحانی عزاداری نکرده اند و این فقط به خاطر اعتقادات غلط شان است؛ ولی آقای روحانی بخاطر خودشان از مردم تشکر کرده اند.

مسلّم است تا زمانیکه دین بر جمجمه های این مردم حاکم است، این آخوند ها قدرت فرمانروایی خواهند داشت ، آقای روحانی هم با دیدن این عزاداری ها باید خوشحال شوند و به ادامه ی حکومت امیدوار

همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند: «چوپانی شغل انبیاست» من هم این حدیث ِ امام رو به شکل تصویری درآوردم، کسانی که به خودشون میگیرند و ناراحت میشوند،باید منشاء این ناراحتی را در عقاید خودشان جستجو کنند.

تا دین کفن نشود، این وطن وطن نشود

تا دین کفن نشود، این وطن وطن نشود

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، | 2 دیدگاه

آیا نذری ِ امام حسین را بگیریم؟

به نظر من بین «نذری گرفتن» و «نذری پذیرفتن» تفاوت وجود دارد و این ها دو حالت متفاوت هستند.

«نذری پذیرفتن» زمانیست که شما در خانه تان خیلی با آبرو نشسته اید، ناگهان کسی زنگ منزل شما را به صدا در می آورد و وقتی شما در را باز میکنید می بینید کسی برایتان نذری آورده است.

خب شما می توانید هم یک بیخدا باشید و هم نذری امام حسین را بخورید، دلیلی وجود ندارد  که شما آن نذری را قبول نکنید یا اگر قبول کردید، نخورید یا دور بریزید.(بخاطر حس بدی که نسبت به ادیان دارید)

این موضوع با «نذری گرفتن» یا بهتر بگویم «دنبال نذری دویدن» فرق دارد. من و شما بارها دیده ایم که افراد زیادی برای گرفتن نذری صف می بندند و و یا توی سر و کله ی هم میزنند و کلی وحشی گری و بی آبرویی در می آورند.

هدف اصلی من از نگارش این مطلب آن است که بگویم «میشود به عنوان یک بی اعتقاد در متن مملکتی اسلامی زندگی کرد، بدون اینکه به خودمان سختی بدهیم» ما نباید در هیچ زمینه ای تعصب داشته باشیم.

مثلا من به عنوان یک بیخدا هیئت نمی روم و عزاداری هم نمیکنم و توی صف نذری هم نمی ایستم، ولی اگر کسی به من نذری تعارف کرد، با کمال احترام میگیرم و میگویم «خیلی ممنون، خدا قبول کند!!!»

در حالیکه در درونم به حرف خودم میخندم و به این فکر میکنم که نباید خودم را از لذت ِ خوردن ِ یک قیمه ی خوشمزه محروم کنم … آن هم قیمه ای که خودش به سراغ من آمده و من تلاشی برای بدست آوردنش نکرده ام!

یادتان باشد اگر دین ندارید ، لااقل برای قیمه توی سر و کله ی هم نزنید – امام نقی (علیه ِشِت)

مطالب مرتبط:

احمدی نژاد و مشایی پس از قدرت

پیام امام حسین به جهانیان

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

نوشته های اخیر همین وبلاگ:

گزارش یک آهنربایی از «گاو»ریل «غار»سیاه «مارِ»ِکِز کرده

طرز تهیه عرق کشمش (ودکا کشمش) بصورت تصویری

سایر مطالب:

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت, احادیث نقوی, طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 4 دیدگاه

گزارش یک آهنربایی از «گاو»ریل «غار»سیاه «مارِ»ِکِز کرده

گزارش یک آهنربایی از گاوریل غارسیاه مارکز(برگرفته از نام کتاب گزارش یک آدم ربایی از گابریل گارسیا مارکز) ، کارتونیست اعتراضی بر هزار روزه شدن حصر خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی.

"گاو" کنایه از موجودیست که هیچ فکری نمی کند. "غارسیاه" کنایه از جامعه ی کنونی ایران است. "مار" هم نمادی از حیله و نیرنگ و بیرحمی ست. و اما "آهن" اشاره به مواضع سخت حصرشدگان است که حاضر به توبه و بازگشت نیستند و "ربایشی" که آنها را ربوده است ... واضح می نماید

«گاو» کنایه از موجودیست که هیچ فکری نمی کند. «غارسیاه» کنایه از جامعه ی کنونی ایران است. «مار» هم نمادی از حیله و نیرنگ و بیرحمی ست.
و اما «آهن» اشاره به مواضع سخت حصرشدگان است که حاضر به توبه و بازگشت نیستند و «ربایشی» که آنها را ربوده است … واضح می نماید

نگارنده کمترین اعتقادی به این نظام یا سه نفر فوق ندارد (چون اعتقاد بر این است که اینها نیز زمانی از عوامل همین رژیم بوده اند و در نابودی منابع این مملکت و آشفته شدن زندگی مردم سهیم هستند)و فقط خواهان رعایت حقوق انسانی و دستکم برپایی یک دادگاه عادل و دادن تریبونی به آنها برای دفاع از خودشان است ، تا در خاموشی کامل دچار مرگ تدریجی نشوند!

من برای شخص خود خامنه ای نیز رعایت حقوق بشر در هنگام محاکمه را خواهانم و حتی اعدام را برای او مجاز نمی شمارم.

به امید آزادی ایران … به امید محاکمه ی همه ی جنایتکاران … و به امید برپایی صلح و آزادی در تمام دنیا

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، | 2 دیدگاه

طرز تهیه عرق کشمش (ودکا کشمش) بصورت تصویری

«لطفاً متن و نظرات رو با دقت بخونید و سوال تکراری نپرسید،سوال تکراری جواب داده نمیشه»

خب همانطور که قول داده بودم، می خواهم برایتان طرز تهیه عرق کشکمش(ودکای کشمش) را تشریح کنم. در فضای مجازی به شیوه های مختلف این روند را توضیح داده اند. اما اینجا صرفاً تجربه ی شخصی خودم را برایتان خواهم نوشت.خب میدانید که دسترسی به مشروبات الکلی در ایران ممنوع و دارای مجازات است ، پس بهترین راه ، تهیه ی شخصی و به دست خودتان است.

پیش از اصل مطلب ، به فواید این کار اشاره می کنم:

1- ساده و کم خرج بودن آن.

2- مطمئن بودن آن از لحاظ سلامتی؛ چون تمامی مراحل به عهده ی شماست و رعایت پاکیزگی تحت نظر خودتان خواهد بود.

3- این ودکا فاقد هرگونه افزودنیست، چرا که در عرق های دست ساز داخلی چیزهایی نظیر ترامادول یا قرص خواب افزوده می شود.(هر از چندگاهی شاهد اخباری از مسمومیت و یا کوری و مرگ افرادی هستیم که از عرق های دست ساز استفاده کرده اند که بخاطر آلوده بودن یا افزودن الکل صنعتی در آن است. اما در این شیوه شما از سالم بودن محصول نهایی مطمئن خواهید بود)

این گونه عرق از مواد خشک(مثل کشمش) یا شیره(مثل شیره خرما) تهیه میشود ، چرا که از قند بالایی برخوردارند.

مواد و وسایل لازم(در شرایطی که حرفه ای شده باشید):

1- کشمش به میزان ده کیلو(کشمش پلوئی یا مویز با هسته، یا مویز سرخ و بدون هسته قابل استفاده خواهد بود)

2- آب ولرم به میزان 40 لیتر

3- مخمر به میزان 5 گرم (قابل تهیه از عطاری ها)

مخمر معمولا به دو صورت دانه های ریز و قرص در بازار موجود است

مخمر معمولا به دو صورت دانه های ریز و قرص در بازار موجود است

4- شکر به میزان دو قاشق غذاخوری

5- زود پز یا دیگی که درب آن محکم بسته شود و سوراخی جهت خروج بخار داشته باشد

6- لوله ی مسی یا آلمینیومی با قطر داخلی 8 میلیمتر و طول بیش از یک متر-دو متر مناسب است و سه متر ایده آل می باشد(لوله ی آلومینیومی خیلی بهتر است چون هم انعطاف پذیری بهتری نسبت به نوع مسی آن دارد و هم ضخیم تر است-قابل تهیه از لوازم گازی و روشنایی فروشی ها-بگید لوله آلومینیومی برای روشنایی میخوام)

7- وسایل آب بندی مثل چسب دوقلو

8- سطل یا ظرفی برای قرار دادن لوله ی مارپیچ در آب برای خنک شدن و تقطیر

مواد و وسایل لازم(در شرایطی که مبتدی هستید):

در این حالت بهتر است از مواد اولیه ی کمتری استفاده کنید، این کار را با یک کیلو کشمش و چهار لیتر آب ولرم و یک گرم مخمر شروع کنید.

خب ابتدا شما باید نحوه تهیه شراب خام را یاد گرفته باشید

برای این کار آب ولرم (چهار لیتر یا چهل لیتر) را درون دبه یا بشکه ای بریزید، سپس کشمش ها(یک کیلو یا ده کیلو) را درون آن بریزید (البته باید کشمش ها تمیز باشند،لازم نیست که حتما چوب سر آنها را بگیرید،فقط دقت کنید که آشغال و آلودگی خاصی همراه آن نباشد) . با قاشقی چوبی شروع به هم زدن کنید ، اینکار باعث میشود که کشمش ها نرم شده و سطح پوسته ی آن خراشیده شود و قند آن کمی در آب حل شود.

حالا شکر را درون یک لیوان آب ولرم بریزید و با مخمر مخلوط کرده و هم بزنید . برای ده دقیقه بگذارید فعال شود. سپس آن را به بشکه ی آب و کشمش اضافه کنید و هم بزنید.

بشکه را در مکانی نسبتاً گرم قرار دهید(درجه حرارت 21 تا 24 درجه سانتیگراد – دمای بالاتر هم تا 30 درجه قابل انجام است)، روی درب بشکه سوراخی ایجاد کرده و شلنگی نصب کنید. و سر دیگر شلنگ را در ظرف آب قرار دهید . اینکار باعث خروج گازهای حاصل از تخمیر میشود و همچنین اجازه نمیدهد اکسیژن به داخل بشکه نفوذ کند.

پس از یکی دو روز بخوبی مشاهده خواهید کرد که کشمش ها به روی سطح آب آمده اند. کشمش ها را با دست یا هر وسیله ی دیگری له کنید.

روزی یک بار درب  بشکه را باز کنید و با همزن چوبی محتوی آنرا هم بزنید.

پس از حدود ده – پانزده روز مشاهده خواهید کرد که کشمش ها ته نشین شده اند.

حالا باید شراب خام را صاف کنید،اینکار را میتوانید با صافی یا پارچه انجام دهید.حالا شراب خام شما آماده است.

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

دستگاه تعریق خانگی

نحوه اتصال لوله ی فلزی با زودپز

نحوه اتصال لوله ی فلزی با زودپز

این مرحله ی تقطیر یا تعریق است. لوله فلزی شما باید بیش از یک متر باشد، اگر دو متر باشد بسیار ایده آل است،بخشی از آن باید صاف بماند و بخش دیگری که درون سطل خنک کننده قرار میگیرد باید بصورت مارپیچ درآید، هرچقدر طول لوله ی مارپیچ بلند تر باشد ، تعریق بهتر صورت میگیرد.

یکی از سوراخ های زودپز را کاملا مسدود کنید، سر لوله فلزی را به سوراخ دیگر آن نصب کرده و آب بندی کنید(با چسب دوقلو) البته اگر بتوانید این سوراخ را با مته کمی گشادتر کنید بهتر است، لوله ی مارپیچ را درون سطلی قرار دهید بطوریکه بدانید آب کاملاً آن را فرا میگیرد(مطابق شکل)

پایین سطل را سوراخ کنید و انتهای لوله ی مارپیچ را از آن خارج کرده و آب بندی کنید.از این قسمت محصول نهایی خارج میشود که می توانید با یک شلنگ نازک آنرا به یک بطری(مثلا بطری دلستر) که درب آنرا سوراخ کرده اید متصل کنید.

چون آب درون سطل دائماً در حال گرم شدن است و باید آب سرد با آن جایگزین شود مطابق شکل در بالای سطل لوله ای برای خروج آب های گرم تعبیه کنید. طبق قانون همرفت یا کنوکسیون آب های گرم در بالای سطل است و آب های سرد در پایین سطل، پس آب های گرم به راحتی خارج میشوند، از طرفی باید یک جریان آب سرد درون سطل بریزد تا این تعادل حفظ شود(مطابق شکل)

اگر جریان آب سرد، کم باشد هم کفایت میکند و روند خنک سازی لوله ی مارپیچ بخوبی مدیریت میشود.

حالا سه چهارم فضای زودپز را از شراب خام پر کنید، شعله ای کوچک برای گرم کردن آن در نظر بگیرید ، ابتدا شعله را کمی زیاد کنید(اگر شعله را خیلی زیاد کنید،محتویات داخل زودپز شروع به جوشیدن و و طغیان کرده و از لوله بالایی خارج میشوند) پس از مدتی به لوله بالای زودپز دست بزنید و می بینید که داغ شده ، حالا شعله را ملایمتر کنید و مشاهده میکنید که از طرف دیگر ، قطرات تقطیر شده به آرامی در حال ریزش در بطری می باشد.(چکه چکه – قطره قطره)

اگر چند قطره از محصول خروجی را درون یک قاشق بریزید و شعله ای نزدیک آن بگیرید مشاهده میکنید که شعله ور خواهد شد، این نشانه آن است که محصول شما دارای الکل است.

البته اگر در همان لحظه ی اول شعله نگرفت، شعله را زیر قاشق بگیرید تا کمی گرم شود، سپس شعله را روی مایع بگیرید، خواهید دید که روشن میشود.

تقریبا زمانیکه حجم زودپز به یک چهارم رسید ، خواهید دید که محصول خروجی دیگر مانند اول شعله ور نخواهد شد. و این نشان میدهد که درصد الکل کاهش یافته است.

شعله ی زیر زودپز را خاموش کرده و محتویات درون زودپز را با شراب خام جدید جایگزین کنید و همین روند را تکرار کنید.

در آخر میتوانید تمامی محصولات نهایی ِبدست آمده را با هم مخلوط کنید که درجه الکلی آنها برابر باشد.

بطور معمول از هر لیتر شراب خام(یک شیشه دلستر خانواده) ، باید 300 سی سی عرق(یک شیشه نوشابه کوچک) تهیه کنید که دارای میزان الکل  کافی باشد.

امیدوارم لحظات خوشی در پیش داشته باشید و در مصرف آن زیاده روی نکنید ;)

******

ابهاماتی در مورد کوری یا مرگ:

خب این عرقی که ما درست میکنیم حاوی اتانول(الکل خوراکی) می باشد. نوع دیگری از الکل متانول(الکل چوب) می باشد که سمی و غیرخوراکیست و نوشیدن آن سبب کوری یا مرگ میشود.

حالا عده ای می گویند که چون مثلا کشمش دم و هسته دارد، پس الکل سمی با الکل خوراکی مخلوط می شود؛ بنابراین چون متانول زودتر از اتانول تقطیر شده و خارج میشود، پس باید مقداری از عرق خروجی که همان اول درون ظرف میریزد را دور بریزیم ، یعنی متانول را دور بریزیم که با بقیه ی محصول ترکیب نشود.

حالا اگر شما به صفحه ی ویکیپدیای «متانول» مراجعه کنید، در قسمت «اقدامات اورژانسی» نوشته شده است:«پس از مسمومیت با متانول باید سریعاً الکل اتانول را بصورت وریدی یا خوراکی برای بیمار شروع شود»

یعنی اتانول ، متانول را خنثی میکند.

پس اگر در عرق شما مقدار ناچیزی متانول هم وجود داشته باشد، وقتی اتانول روی آن اضافه میشود، خنثی خواهد شد.

پس لازم نیست چیزی از محصول را دور بریزید

باز هم اگر خیلی حساس و نگران هستید، 50 سی سی از تولید اولیه را دور بریزید که خیالتان راحت باشد؛ ولی خود من که این کار را تابحال نکرده ام و نه کور شده ام و نه مُرده ام :)

مطالب دیگر در زمینه مشروب از همین وبلاگ:

طرز تهیه عرق خرما (ودکا خرما) بصورت تصویری

فرخنده میلاد انگور بر همه ی الکل پرستان مبارک (طرز تهیه شراب انگور)

شراب زمستانی مَویز (کشمش درشت)

دنبلان گوسفند ، مزه ای دلپذیر برای مشروب

از همین وبلاگ بخوانید:

*****

12 امام مهربون یا 12 خرس معصوم

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

بدون نماز هم زندگی جریان دارد …

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

اسلام دین گدا پرور

برای رفع آلودگی هوا دعا کنید

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

نذر چیست؟

نظر ویکتور هوگو درباره ایران و اسلام

علت ممنوعيت تصويربرداري از داخل کعبه

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 932 دیدگاه

تنها ره ِ سعادت ، شهادت است شهادت!!!

این مطلب را از آنجا آغاز میکنم که چندی پیش خبری منتشر شد با این عنوان «مردی که پس از اعدام زنده ماند»

حال شما تصور کنید وی بخواهد از خاطرات مرگ موقتی اش بگوید. به نظر من اگر این فرد در دوران زندگیش و تحت تاثیر محیط اطرافش به بهشت و جهنم باور پیدا کرده باشد ، فقط می تواند تصاویری که در ذهنش از این دو مکان ساخته باشد را ، به عنوان مشاهداتش به دروغ  تعریف کند و غیر از این چیز دیگری برای گفتن نخواهد داشت.

من خودم شخصاً در سن پانزده سالگی یک عمل سیستوسکوپی رویم انجام شد و در طی آن به بیهوشی موقتی فرو رفتم. هر چقدر فکر میکردم که در آن لحظات بیهوشی بر من چه گذشت ، چیزی برای تعریف کردن نداشتم، چون واقعا نبودم و نمیدانستم کجا هستم، کلاً گذشت زمان هم برای من محسوس نبود و هیچ حسی مثل درد جراحی و یا صدای اطرافیان بر من تاثیر نداشت. فقط زمانیکه چشم باز کردم ، سرم به شدت سنگین بود و خودم را درون آسانسور و روی تخت دیدم و اینکه یک پرستار بالای سرم بود و مرا به بخش ریکاوری می برد.

اینکه میگویند «النوم اخ الموت» (یعنی خواب برادر مرگ است) به نظرم چرتی بیش نیست، چون در حالت خواب ، شما در سطح پایینی از هوشیاری قرار دارید که مثلا عبور یک سوسک را از روی صورت خود حس خواهید کرد و بیدار خواهید شد؛ ولی در حالت بیهوشی یا مرگ اصلاً احساس «بودن» نمیکنید.

یک خاطره کوتاه دیگر به عنوان پیش زمینه  پیام اصلی ام بگویم و بعد میرسم به هدفم از نگارش این مطلب:

از کودکی آموخته ام که بهترین نوع ِ مُردن «شهادت» است و شهادت  تنها راه «سعادت» است. خوب یادم هست که در دوران راهنمایی ، وقتی که هم سن و سالان من به فکر فوتبال و بازی های پلی استیشن و غیره بودند ، من به فکر چیزی بالاتر بودم ، به فکر جاودانگی  و بهشت برین … من به فکر شهادت بودم. در کتاب مفاتیح الجنان نیز خوانده بودم که هر کس در هر شب جمعه سوره «کهف» را بخواند شهید از دنیا می رود. با ذوق و شوق پیش مادرم رفتم که این موضوع را به او اعلام کنم ، انگار کشف بزرگی کرده بودم که باید مادرم را به عنوان اولین نفر ، خبر میکردم (کسی که مهمترین مشوق من در امور مذهبی و قرآن بود) به او گفتم: مامان! دوست داری من شهید بشوم؟

با کمال تعجب دیدم چشمانش گرد شد، گویی انتظار شنیدن چنین حرفی را از پسر سیزده چهارده ساله اش نداشت. خیلی ناراحت شد و گفت: هرگز!

برایم عجیب بود که چطور مادرم دوست نداشت من شهید شوم و حتی شفاعت او را در نزد خدا بکنم.

حالا مقصود از این همه حرافی چه بود؟

خطاب اصلیم به آن پاسداران و سپاهیانی ست که به سوریه می روند ، همچنین بسیجیان ذوب شده در ولایت را مخاطب قرار میدهم:

من که در این عمرم از شما بیشتر در راه دین تلاش و مطالعه کردم امروز به غلط بودن راهم پی برده ام و راه عقلانیت گزیده ام؛ اما شمائی که در راه خدا میخواهید یا بکشید یا کشته شوید ، اگر پس از مرگ با «نیستی مطلق» مواجه شدید ، چطور میخواهید برگردید و یقه ی این آخوندها را بگیرید و عمر تلف شده تان را بازپس گیرید؟

من یک بیخدا هستم و اصلا به بهشت و جهنم اعتقادی ندارم ، ولی با استناد به دلایل دینی خود شما ، اگر «خدا و بهشت و جهنم» هم وجود داشته باشند ، خدای من آنقدر رئوف و رحیم و کریم و مهربان خواهد بود که همه ی گناهان مرا آمرزیده و به بهشت ِ پر از در و داف داخل نماید (این حرف من از آنجا ناشی میشود که خود آخوند ها میگویند که لطف خدا بیکران است و خشم او هم بیکران است، اما لطفش بر خشمش سبقت میگیرد و حتی ممکن است شمر و یزید و ابن ملجم را هم ببخشد و به بهشت بفرستد) – (یعنی اینکه بقیه آنهائیکه یک عمر در نماز و روزه سپری کرده اند ، پشم هستند)

سخن به درازا کشید ، فکر نمیکردم تا اینجاها بنویسم ، فقط هدفم این بود  به عاشقان شهادت بگویم که به این مرد اعدام شده نگاه کنید که فردایش زنده ماند، این اتفاقی بود که درصد ِوقوعش بسیارپایین است، حالا او به حبس ابد محکوم شده و شاید به همین حکم هم راضی باشد ، چه بسا روزی با تغییر شرایط و قوانین آزاد هم بشود ، اما شمائیکه برای جنگ به سوریه می روید باید بدانید که سرب داغ مانند طناب دار نیست و هیچ راه بازگشتی ندارد !!!

از همین وبلاگ بخوانید:

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

بدون نماز هم زندگی جریان دارد …

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

اسلام دین گدا پرور

برای رفع آلودگی هوا دعا کنید

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

نذر چیست؟

نظر ویکتور هوگو درباره ایران و اسلام

علت ممنوعيت تصويربرداري از داخل کعبه

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

کتاب 23 سال از علی دشتی

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

متن مقاله روزنامه بهار

یکی از بزرگترین معجزات قرآن و احادیث و روایات اسلامی این است که خیلی راحت میتوان از خودشان بر ضد خودشان افشاگری کرد و این امتیازیست که دیگر ادیان از آن بهره مند نیستند :)))

وقتی علی آب طالبی دمکرات می شود

وقتی علی آب طالبی دمکرات می شود

از همین وبلاگ بخوانید:

12 امام مهربون یا 12 خرس معصوم

پله پله تا ملاقات ناخدا

معجزات الهی در طبیعت (عکس)

قتل در فراش

رابطه ی گوزیدن امام نقی و صلوات

اسلام ، دینی که با یک گوز فرو می ریزد

بدون نماز هم زندگی جریان دارد …

همانا دین نزد خدا اسلام است و بقیه پشم هستند

نحوه ی مسلمان شدن بادمجان (تصویری)

اگر رژیم عوض بشه ، شوهرم میره دیسکو!!!

بیمه حضرت ابوالفضل (بیمه شخص ثالث + بدنه + سرقت)

متن ترانه ی قرآن از افشین فروتن + لینک دانلود فایل صوتی

علت استعفای پاپ ، آیا این نبود؟

اسلام دین گدا پرور

برای رفع آلودگی هوا دعا کنید

پیام تسلیت رهبر برای این حادثه ناگوار

نذر چیست؟

نظر ویکتور هوگو درباره ایران و اسلام

علت ممنوعيت تصويربرداري از داخل کعبه

امام حسين دختري بنام رقيه نداشته است

کتاب 23 سال از علی دشتی

 

دسته‌ها: مستندات تاریخی, واقعیت | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

کاندوم چیست؟

کاندوم وسیله ایست پلاستیکی که جنس نر روی شومبول خود می کشد.

خب شاید سوال پیش بیاید «برای چی؟»

برای شب ادراری است؟ یا نوعی لباس زینتی ست که بر آلت تناسلی می پوشانند؟ یا شاید برای اینکه سردش نشود.

نع …. !!! هیچکدام اینها نیست.

بهترین کاربرد آن این است که موجودات بدبختی در ایران ، پا به عرصه ی دنیا نگذارند.

الان هم که رهبر مسلمانان جهان دستور داده اند همه ی کاندوم ها از داروخانه ها جمع شوند تا ما بتوانیم برای ارتش امام تایم(زمان) سرباز تولید کنیم.

ولی ما که اینجا بیکار ننشسته ایم؛ خودمان راه های مختلف جلوگیری از بارداری را یادتان میدهیم :)

یکی از این وسایل جایگزین «بادکنک» است …. بله بادکنک !

همانکه درونش فوت میکنیم و به دست بچه ها می دهیم تا با آن بازی کنند.

خب از این به بعد بزرگتر ها هم می توانند با آن بازی کنند، پس اگر جایی در پارک بادکنک فروش دیدید، می توانید یواشکی چند تا از آن را برای خودتان بخرید و توی کمد قایم کنید،اگر کسی هم به شما مشکوک شد، فوراً آنرا باد کنید و شروع به بازی نمائید.

دستکش های یکبار مصرفی که جراح ها استفاده می کنند بسیار مناسب است ، ولی باید انگشتان آنرا قیچی کنید، بدین ترتیب برای پنج بار می توانید آنها را بکار ببرید.

وسیله ی بعدی «کیسه فریزر» است. خب در همه ی خانه ها پیدا می شود ، اما چون در هنگام کار ممکن است مچاله و جمع شود ، احوط آنست که از همان بادکنک استفاده شود.

یک گزینه ی خیلی قدیمی هم هست که مربوط به مصریان باستان است، البته من آنرا به شما توصیه نمی کنم چون کمی چندش آور است ، ولی در صورتی که مضطر شده اید، استفاده از آن جایز است ، و آن چیزی نیست جز «روده ی گوسفند»

یک مورد دیگر هم هست که خود رهبر از آن استفاده می کند و آن «لیوان» است البته این روش مختص ایشان است و به هیچ وجه توصیه نمی شود!

یک راهی هم هست که راست ِکار ِذوب شدگان در ولایت است، سر آلت را کج می کنند (خم می کنند) که مایع منی کمانه کند و بیرون بریزد.

اگر هیچکدام از این لوازم را در اختیار نداشتید، می توانید دستتان را محکم روی آلت بگیرید و از خروج اسپرم های بیچاره جلوگیری کنید، یا می شود از روی لباس سکس کنید، کلاً هر کاری از دستتان بر می آید انجام دهید تا به جمعیت بدبخت های ایران ، حتی یک نفر هم اضافه نشود :)

 

نوشته ی قبلی:

پله پله تا ملاقات ناخدا

دسته‌ها: مطالب آموزشی, طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

پله پله تا ملاقات ناخدا (1)

من فکر می کنم «خدا» در حقیقت «خودآ» ست. یعنی تشکیل شده از «خود+آ» …. یعنی «به خود آ» … یعنی «به خودت بیا»

پس «خدا» یعنی «خودت رو درک کن» … بقیه رو ولش!!!

اثبات عدم وجود خدا به زبان ساده

اثبات عدم وجود خدا به زبان ساده

نوشته ی مرتبط:

12 امام مهربون یا 12 خرس معصوم

علت استعفای پاپ، آیا این نبود؟

دسته‌ها: مطالب آموزشی, واقعیت, پله پله تا ملاقات نا خدا, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | 8 دیدگاه

ترس رژیم از آزادی رسانه (بدون شرح)

 

به راستی آزادی رسانه این حکومت را می بلعد و در کام خود فرو می برد

به راستی آزادی رسانه این حکومت را می بلعد و در کام خود فرو می برد

دسته‌ها: واقعیت, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | بیان دیدگاه

ظریف و کِری بر سر عمر نوح برای رژیم توافق کردند

آیت الله محمدجواد ظریف و جان کری در حاشیه ی نشست 1+2+3 باهم درگوشی حرف زدند:

ظریف: کری!!! گوشتو بیار جلو میخوام یه چیزی بهت بگم

کری: هوممم؟ ما حرف درگوشی با کسی نداریم … حالا چون تو از طرف آغایی بگو

– میگم ما میخوایم عمر رژیم دراز بشه

+ دراز؟؟؟ چرا حالا دراز؟؟؟ معنی بدی داره ها!

– منظورم اینه میخوایم عمر سلطنت مون طولانی بشه

+ آهان … خب حالا من باید چیکار کنم؟

– هیچی! فقط بیا با هم دو تا عکس یادگاری بگیریم ، من ببرم بذارم گوشه آلبوم آغا

+ خب این چه ربطی به عمر حکومتتون داشت؟

– خب آغا یکم دپرس شده … وقتی به این عکس نگاه میکنه شاد میشه … میخنده

+ چــــــــی؟؟؟ به عکس ما میخند؟؟؟

– نه بابا … به ریش ملت!!!

+ مگه ریش ملت شما خنده داره؟

– نه! ولی وقتی سرکار میرن ، آغا خیلی میخند!

+ بعدش عمر آغا زیاد میشه؟

– آره … خنده خیلی براش مؤثره

+ یعنی از شیره هم بیشتر؟

– اوهوممم!!!

+ باشه … راستی این موسسه کیهان ، دستمال کاغذی تولید نمی کنه؟

– هوممم؟ دستمال کاغذی؟؟؟ دستمال کاغذی برای چی؟

+ سوالایی می پرسیا … واسه توالت دیگه

– فکر نکنم. ولی اگر داشت برات میفرستم

+ فقط دقت کن باید تیتر اصلیش توی اولین برگ دستمال کاغذی چاپ بشه ها،بقیه نوشته هاشم حتما خوانا باشه

– باشه … ببینم چی میشه

و اینگونه به عمر نکبت بار رژیم منحوس اسلامی افزوده شد

و اینگونه به عمر نکبت بار رژیم منحوس اسلامی افزوده شد

دسته‌ها: طنز, عکس، کاریکاتور، نقاشی | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه

آقا !!! رأی ما رو پس بدین !!!

ما که رای نداده بودیم ، ولی بالاخره دیشب سخنرانی حسن کـی مـِـیکر را که دیدیم! تازه صبح هم دیر به سرکار رسیدیم، پس رای ما رو پس بدین!!!

تازه اونهایی هم که به حسن کـی مـِـیکر رای داده بودند ، دیشب خواب بودند ، عین خیالشون هم نبود، پس رای اونها رو هم پس بدین!!!

دلار هم تازه داشت میکشید پایین ، ما گفتیم زشته! نکش پایین!!! اونم خجالت کشید فوری کشید بالا … پس رای اونم پس بدین!!!

بدتر از همه … اوباما ساقی شده بود، یه شیشه عرق سگی با چیپس و ماست آورده بود ، که حسن کـی مـِـیکر بدجور ضایعش کرد ، پس رای باراکو هم پس بدین!!!

خیلی از حضار هم که نفهمیده بودن حسن کـی مـِـیکر چی میگه ، آخرش براش دست زدند، ولی بعدا فهمیدند سوتی داده ند ، خب رای اونها رو هم پس بدین!!!

مهمتر از همه اینکه خیلیا به غرضی رای داده بودند به امید اینکه توی سازمان ملل بخندیم، خواهشاً رای کسانی که از خنده محروم شدند رو هم پس بدین!!!

آقاجان … من میگم دیشب آغا و خانوم (خجسته) حدود ساعت یک نصفه شب دعواشون شد ، خانوم رفت جلوی آغا روزنامه ی کیهانو ریزریز کرد ریخت روی سرش … گفت «چقدر جنسش آشغاله ، شیشه ها رو خش میندازه» … آخه دیگه بدتر از این هم میشه؟؟؟ خواهشاً رای خجسته خانوم رو هم پس بدین!!!

دسته‌ها: طنز | برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، | ۱ دیدگاه